تبلیغات
منتظران حضرت - مطالب امام محمد باقر(ع)

منتظران حضرت

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه

شباهت بین امام زمان(عج) و دوازده گل دیگر

شباهت بین امام زمان(عج) و دوازده گل دیگر



شباهت بین امام زمان (عج) ودوازده گل دیگر...

- شباهت به رسول الله (ص) اسم و کنیه و لقب و خَلق و خُلق 
- شباهت به امیرالمومنین (ع) علم و زهد و شجاعت
- شباهت به امام حسن (ع) بارزترین صفاتش حلم و بردباری 
- شباهت به امام سجاد (ع) بارزترین صفاتش عبادت 
- شباهت به امام باقر(ع) بارزترین صفات شباهتشان به رسول خدا(ص)
- شباهت به امام صادق (ع)  بارزترین صفات کشف علوم وبیان احکام 
- شباهت به امام کاظم (ع) بارزترین صفات تقیه 
- شباهت به امام رضا (ع) بارزترین صفات ریاست ومقام ظاهری
- شباهت به امام جواد (ع) بارزترین صفات امامت وخلافت درسن کم
- شباهت به امام هادی (ع) بارزترین صفات هیبت شدید
- شباهت به امام عسکری (ع) بارزترین صفات مانند امام هادی(ع) هیبت شدید 

شباهت حضرت ولی عصر(روحی فداه) به امام حسین(ع)

- شدت اهتمام درقرآن کریم و سنت پیغمبران
- اهتمام پیغمبران بر گریستن برای امام حسین(ع) هکذا گریه برای امرفرج
- شدت اهتمام امام حسین(ع) و امام عصر(عج) برامربمعروف و نهی ازمنکر
- هر دو بزرگوار را هنگام ولادت ملائکه به آسمان بردند
- امام حسین(ع) از مردم مکه کمک خواستند ولی یاریشان نکردند هکذا امام عصر(عج)...
- مصیبت آن دو بزرگوار سخت ترین مصیبت ها
- آرزوی بودن با امام حسین(ع) درعاشورا و بودن با امام عصر(عج) در جنگ با دشمنان
- ...
 
پس حال پدر غریبم مهدی جان،یا ابوالطرید...

خدمتتان عرضه می داریم:

" لَقَد جُمِعَت فیهِ المَحاسنُ کُلُّها "

رخ یوسف،ید بیضا،دم عیسی داری

                      
                  آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری




منابع: 1-مکیال المکارم ج 1 ص 197 و 249 و 286.
        2-غیبت نعمانی ص 13،313
        3-روضه کافی ص 14




طبقه بندی: امام علی(ع)، امام حسن مجتبی(ع)، امام حسین(ع)، امام سجاد(ع)، امام محمد باقر(ع)، امام جعفر صادق(ع)، امام موسی کاظم(ع)، امام رضا(ع)، امام جواد(ع)، امام علی النقی(ع)، امام حسن عسکری(ع)، امام زمان(عج)،
[ پنجشنبه 3 مرداد 1392 ] [ 03:52 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

تصاویر ویژه
[ یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 ] [ 01:55 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

پنج درس آموزنده
1-امام جعفر صادق سلام اله علیه حكایت نماید:
روزى پدرم - امام محمّد باقر سلام الله علیه فرمود: به خدا سوگند، بعضى روش هائى را چون : در آغوش گرفتن ، روى زانو نشاندن ، بوسیدن و اظهار محبّت و مهربانى كردن ، كه نسبت به بعضى از فرزندانم انجام مى دهم .
با این كه مى دانم شایسته آن محبّت ها نیستند؛ بلكه دیگرى شایسته و مستحقّ آن مهربانى ها و محبّت ها است .
این برخورد یكسان من با آن ها به خاطر آن است كه آنچه برادران حضرت یوسف علیه السلام با وى انجام دادند، در بین فرزندان من واقع نشود.
و خداوند حكیم داستان حضرت یوسف علیه السلام را به عنوان درس و تنبیه بیان كرده است تا آن كه حسادت و كینه در خانواده ها و جامعه ما نباشد و آنچه بر سر یوسف علیه السلام آمد، بر فرزندان و برادران ما نیاید.(1)

2 - همچنین حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه علیهم حكایت فرمود: روزى شخصى نزد پدرم ، امام محمّد باقر سلام اله علیه آمد، پدرم از او سؤال نمود: آیا ازدواج كرده اى؟
آن شخص گفت : خیر.
پدرم فرمود: من دنیا و آنچه را كه در آن است ، دوست ندارم اگر یك شب را بدون همسر باشم ؛ بدان كه عظمت و فضیلت آن به قدرى است كه دو ركعت نماز شخص متأهّل افضل است از یك شبانه روز عبادت و روزه یك فرد مجرّد.
و پس از آن پدرم ، مبلغ هفتصد دینار به آن شخص داد و فرمود: با این پول ازدواج نما و توجّه داشته باش كه رسول خدا صلى الله علیه و آله مى فرماید: همسرى انتخاب كنید كه هم شأن خودتان باشد كه در توسعه روزى مفید مى باشد.(2)

3 - روزى برادر امام محمّد باقر سلام الله علیه به همراه بعضى از دوستانش وارد منزل آن حضرت شدند، همین كه نشستند، امام علیه السلام فرمود: براى هر چیزى حدّ و مرزى هست و سپس سفره غذا چیده شد.
یكى از افراد گفت : یا ابن رسول اللّه ! براى این سفره هم حدّ و حدودى وجود دارد؟
حضرت فرمود: بلى .
افراد سؤال كردند: آن چیست ؟
حضرت فرمود: آن كه هنگام شروع (بسم اللّه الرّحمن الرّحیم ) بگوئى ؛ و چون خواستند سفره را جمع كنند (الحمدللّه) بگوئى ؛ و دیگر آن كه هركس از آنچه جلویش نهاده اند استفاده كند و چشم به جلوى دیگران نیندازد.(3)

4 - یكى از اصحاب امام محمّد باقر سلام الله علیه كه در كوفه ، مكتبِ قرآن داشت و زنان را نیز آموزش مى داد، روزى با یكى از زنان شاگرد خود شوخى لفظى كرد.
پس از گذشت چند روزى از این جریان ، در مدینه منوّره به ملاقات آن حضرت آمد.
و چون وارد منزل حضرت گردید، امام علیه السلام با تندى و خشم با او مواجه شد و فرمود: هر كه در خلوت مرتكب گناهى شود، از عقاب و قهر خداوند متعال در امان نخواهد بود؛ و سپس افزود: به آن زن چه گفتى ؟
آن شخص از روى شرمسارى و خجالت در حالت سكوت ، با دست هایش ، صورت خود را پوشاند؛ و آن گاه حضرت به او فرمود: دیگر چنین نكن و از كردار خویش توبه نما.(4)

5 - امام جعفر صادق سلام الله علیه فرمود:
از پدرم ، حضرت ابوجعفر، باقرالعلوم سلام الله علیه شنیدم ، كه مى فرمود: من در منزل از غلامان خود و نیز از اهل منزل مشكلات و سختى هایى را تحمّل مى كنم كه از حَنظَل - هندوانه ابوجهل - تلخ ‌تر و بدتر مى باشد.

و سپس حضرت فرمود: هر كه در مقابل ناملایمات و حرف هاى نابجاى اهل منزل صبر و تحمّل كند، ثواب روزه دار و شب زنده دار نصیبش مى گردد و هم نشین با شهدایى مى شود، كه در ركاب حضرت رسول صلى الله علیه و آله شهید شده باشند.(5)




طبقه بندی: امام محمد باقر(ع)،
دنبالک ها:گفتگوی دینی،
[ یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 ] [ 01:38 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

پرسش و پاسخ – طاووس یمانی – امام باقرعلیه‌السلام
طاووس یمانی یکی از شخصیتها و پارسایان عصر امام سجادعلیه‌السلام و امام باقرعلیه‌السلام بود که برای خود شاگردانی داشت که به اصحاب طاووس معروف بودند.
ابوبصیر می گوید با جمعی از دوستان در محضر امام باقرعلیه‌السلام در کنار کعبه نشسته بودیم در این هنگام طاووس یمانی با جمعی از اصحابش به محضر امام باقرعلیه‌السلام آمد و
عرض کرد : آیا اجازه می دهی چند سوال کنم ؟
امام باقرعلیه‌السلام: اجازه هست بپرس .
طاووس : به من خبر بده در چه زمان یک سوم انسانها مردند؟
امام باقرعلیه‌السلام: ای شیخ اشتباه کردی به جای اینکه بگویی در چه زمانی یک چهارم انسانها مردند گفتی یک سوم. در آن هنگام که قابیل برادرش هابیل را کشت چهار نفر انسان در زمین وجود داشت : آدم حوا هابیل قابیل
طاووس :آری من اشتباه کردم . اینک بگو از آن دو نفر هابیل و قابیل کدام یک پدر انسانهای بعد شدند قاتل یا مقتول؟
امام باقرعلیه‌السلام: هیچ کدام بلکه پدر انسانهای بعد شیث بن آدم بود.
طاووس: چرا آدم آدم نامیده شد؟
امام باقرعلیه‌السلام: زیرا طینت او از ادیم (روی) زمین در بخش پایین برداشته شد
طاووس :چرا ابلیس را ابلیس نامیدند؟
امام باقرعلیه‌السلام:زیرا او از رحمت خدا مایوس شد و قطع امید کرد ( واژه ابلیس از بلیس به معنی نا امیدی از رحمت خداست)
طاووس :چرا جن را جن نامیدند ؟
امام باقرعلیه‌السلام: زیرا جنیان پوشیده اند و دیده نمی شوند واژه جن به معنی پوشیده است
طاووس :آن پرنده ای که یک بار پرید ولی قبل از آن و بعد از آن دیگر نپرید چه بود؟
امام باقرعلیه‌السلام: قسمتی از کوه طور بود که به فرمان خدا به پرواز در آمد به طوری که در فضا قرار گرفت و بر بنی اسرائیل سایه افکند انواع عذاب در آن وجود داشت تا اینکه بنی اسرائیل تورات را پذیرفت (اعراف ۱۷)
طاووس :آن رسولی که نه از انسانها بود و نه از جنیان و نه از فرشتگان چه بود؟
امام باقرعلیه‌السلام:او کلاغ بود که خداوند او را نزد قابیل فرستاد تا به او بفهماند چگونه جنازه برادرش هابیل را بپوشاند (مائده ۳۱)
طاووس : آن موجودی که جن و انس نبود و نه از فرشتگان و قوم خود را ترسانید چه بود ؟
امام باقرعلیه‌السلام:آن موجود مورچه بود که به قوم خود گفت وارد لانه های خود شوید تا سلیمان و لشگرش از روی نا آگاهی شما راپایمال نکنند (نمل ۱۸)
طاووس : به من خبر بده از چیزی که اندگش حلال و بسیارش حرام است ؟
امام باقرعلیه‌السلام: آن چیز نهی حضرت طالوت بود که به لشکر خود گفت از آب نهر جز اندکی نیاشامید (بقره ۲۹۹)
طاووس : نمازی که وضو ندارد و روزه ای که با خوردن و آشامیدن باطل نمی شود کدام است؟
امام باقرعلیه‌السلام: صلات بی وضو صلوات بر پیامبر است و روزه ای که خوردن و آشامیدن آن را باطل نمی کند روزه سکوت حضرت مریم است
طاووس : آن چیزی که کم و زیاد می شود و آن چیزی که زیاد می شود ولی کم نمی شود و آن چیزی که کم می شود ولی زیاد نمی شود چیست ؟
امام باقرعلیه‌السلام: آن موجودی که کم و زیاد می شود ماه است و آن چیزی که زیاد می شود و کم نمی شود آب دریا هاست و آن چیزی که کم می شود و زیاد نمی شود عمر است
به این ترتیب امام به سوالات طاووس بی درگ پاسخ داد و حاضران را از جواب خود مات و مبهوت ساخت




طبقه بندی: امام محمد باقر(ع)،
دنبالک ها:گفتگوی دینی،
[ یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 ] [ 01:37 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

*باقر * آن سرچشمه سیال فیض سرمدی
پیر دانشگاه قرآن،كودكى صاحب علوم
شارح تورات و انجیل و زبور آورده است

«باقر»آن سرچشمه سیّال فیض سرمدى
با طلوعى طرفه،طغراى شعور آورده است
[عباس خوش عمل]

السلام علیک یا باقر العلوم علیه السلام

امروز روز ولادت امام باقر علیه السلام است
همان امامی که شیعه اش معتقد است ایشان منبع لا یزال علم الهی و سرچشمه حقیقت می باشد همانطور که خود فرموده است :

" فَلْیَذْهَبِ النّاسُ حَیْثُ شاؤُوا فَوَ اللهِ لَیْسَ الْاَمْرُ اِلّا مِنْ هیهُنا- اَشارَ اِلی بَیْتِهِ".

مردم به هر كجا می خواهند بروند. قسم به خدا ، كار درست نمی شود مگر از اینجا و اشاره به خانه خود كرد. " كافی، ج1، ص 51"

پس مزین می کنیم آغاز امروز را به روایتی زیبا از رفتار آن امام همام تا شاید بتوانیم با عمل به آن از فوایدش بهره مند شویم این روایت در باب تربیت فرزند است .

عن مسعدة بن صدقة قال: قال جعفر بن محمّد قال: والدی علیه السّلام: والله إنّی لاُصانع بعضَ وُلدی و اُجلِسُه علی فَخِذی و أُنكِزُ له المخََّ (3) و أَكسِرُ له السكّر و إنَّ الحقَّ لغیره من ولدی، ولكن مخالفة[مخافة او محافظة] علیه منه و من غیره، لا یصنعوا به ما فعل بیوسف و أخوته .... (تفسیر العیاشی ج2، ص 166 ).

روزی امام باقر علیه السّلام فرمود: من گاهی نسبت به بعضی از فرزندانم اظهار محبّت می كنم و او را بر زانوی خود می نشانم و قلم گوسفند را به او می دهم و شكر در دهانش می گذارم؛ در حالی كه می دانم حق با دیگری است؛ ولی این كار را به خاطر این می كنم تا بر ضد سایر فرزندانم تحریك نشود و آن چنان كه برادران یوسف به یوسف كردند، نكند...




طبقه بندی: امام محمد باقر(ع)،
برچسب ها:www.askdin.com،
[ یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 ] [ 01:35 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

ضرب سکه‏ی اسلامی به دستور امام باقر علیه السلام
در سده‏ی اول هجری صنعت کاغذ در انحصار رومیان بود و مسیحیان مصر نیز که کاغذ می‏ساختند به روش رومیان و بنا بر مسیحیت نشان‏«اب و ابن و روح‏»بر آن می‏زدند،«عبد الملک اموی‏»مرد زیرکی بود،کاغذی از این گونه را دید و در مارک آن دقیق شد و فرمان داد آن را برای او به عربی ترجمه کنند،و چون معنای آن را دریافت‏خشمگین شد که چرا در مصر که کشوری اسلامی است‏باید مصنوعات چنین نشانی داشته باشد،بی درنگ به فرماندار مصر نوشت که از آن پس بر کاغذها شعار توحید-شهد الله انه لا اله الا هو-بنویسند و نیز به فرمانداران سایر ایالات اسلامی نیز فرمان داد کاغذهایی را که نشان مشرکانه‏ی مسیحیت دارد از بین ببرند و از کاغذهای جدید استفاده کنند.
کاغذهای جدید با نشان توحید اسلامی رواج یافت و به شهرهای روم نیز رسید و خبر به قیصر بردند و او در نامه‏یی به‏«عبد الملک‏»نوشت:
صنعت کاغذ هماره با نشان رومی می‏بود و اگر کار تو درمنع آن درست است پس خلفای گذشته‏ی اسلام خطا کار بوده‏اند و اگر آنان به راه درست رفته‏اند پس تو در خطا هستی (25) ، من همراه این نامه برای تو هدیه‏ای لایق فرستادم و دوست دارم که اجناس نشان دار را به حال سابق واگذاری و پاسخ مثبت تو موجب سپاسگزاری ما خواهد بود.عبد الملک هدیه را نپذیرفت و به قاصد قیصر گفت:این نامه پاسخی ندارد.
قیصر دیگر بار هدیه‏ای دو چندان دفعه‏ی پیش برای او گسیل داشت و نوشت:
گمان می‏کنم چون هدیه را ناچیز دانستی نپذیرفتی،اینک دو برابر فرستادم و مایلم هدیه را همراه با خواسته‏ی قبلی من بپذیری.عبد الملک باز هدیه را رد کرد و نامه را نیز بی جواب گذاشت.
قیصر این بار به عبد الملک نوشت:دو بار هدیه‏ی مرا رد کردی و خواسته مرا بر نیاوردی برای سوم بار هدیه را دو چندان سابق فرستادم و سوگند به مسیح اگر اجناس نشان دار را به حال پیش برنگردانی فرمان می‏دهم تا زر و سیم را با دشنام به پیامبر اسلام سکه بزنند و تو می‏دانی که ضرب سکه ویژه‏ی ما رومیان است،آنگاه چون سکه‏ها را با دشنام به پیامبرتان ببینی عرق شرم بر پیشانیت می‏نشیند،پس همان بهتر که هدیه را بپذیری و خواسته‏ی ما را بر آوری تا روابط دوستانه‏مان چون‏گذشته پا بر جا بماند.
عبد الملک در پاسخ بیچاره ماند و گفت فکر می‏کنم که ننگین‏ترین مولودی که در اسلام زاده شده من باشم که سبب این کار شدم که به رسول خدا (علیه السّلام) دشنام دهند و با مسلمانان به مشورت پرداخت ولی هیچکس نتوانست چاره‏ای بیندیشد،یکی از حاضران گفت:تو خود راه چاره را می‏دانی اما به عمد آن را وا می‏گذاری!
عبد الملک گفت:وای بر تو،چاره‏ای که من می‏دانم کدامست؟
گفت:باید از«باقر»اهل بیت چاره‏ی این مشکل را بجویی.
عبد الملک گفتار او را تصدیق کرد و به فرماندار مدینه نوشت‏«امام باقر» (علیه السّلام) را با احترام به شام بفرستد،و خود فرستاده‏ی قیصر را در شام نگهداشت تا امام علیه السلام بشام آمد و داستان را به او عرض کردند،فرمود:
تهدید قیصر در مورد پیامبر (علیه السّلام) عملی نخواهد شد و خداوند این کار را بر او ممکن نخواهد ساخت و راه چاره نیز آسان است،هم اکنون صنعتگران را گرد آور تا به ضرب سکه بپردازند و بر یک رو سوره‏ی توحید و بر روی دیگر نام پیامبر (علیه السّلام) را نقش کنند و بدین ترتیب از مسکوکات رومی بی نیاز می‏شویم.و توضیحاتی نیز در مورد وزن سکه‏ها فرمود تا وزن هر ده درهم از سه نوع سکه هفت مثقال باشد (26) و نیزفرمود نام شهری که در آن سکه می‏زنند و تاریخ سال ضرب را هم بر سکه‏ها درج کنند.
عبد الملک دستور امام را عملی ساخت و به همه‏ی شهرهای اسلامی نوشت که معاملات باید با سکه‏های جدید انجام شود و هر کس از سابق سکه‏ای دارد تحویل دهد و سکه‏ی اسلامی دریافت دارد،آنگاه فرستاده‏ی قیصر را از آنچه انجام شده بود آگاه ساخت و باز گرداند.
قیصر را از ماجرا خبر دادند و درباریان از او خواستند تا تهدید خود را عملی سازد،قیصر گفت: من خواستم عبد الملک را به خشم آورم و اینک این کار بیهوده است چون در بلاد اسلام دیگر با پول رومی معامله نمی‏کنند (27).




طبقه بندی: امام محمد باقر(ع)،
[ یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 ] [ 01:34 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

پیشوای پنجم حضرت امام محمد باقر علیه السلام
امام ابو جعفر،باقر العلوم،پنجمین پیشوای ما،جمعه‏ی نخستین روز ماه رجب سال پنجاه و هفت هجری در شهر مدینه چشم به جهان گشود. (1) او را«محمد»نامیدند و«ابو جعفر»کنیه و«باقر العلوم‏»یعنی‏«شکافنده‏ی دانشها»لقب آن گرامی است. به هنگام تولد هاله‏یی از شکوه و عظمت نوزاد اهل بیت را فرا گرفته بود،و همچون دیگر امامان پاک و پاکیزه به دنیا آمد.
امام باقر (علیه السّلام) از دو سو-پدر و مادر-نسبت‏به پیامبر و حضرت علی و زهرا علیهم السلام می‏رساند، زیرا پدر او امام زین العابدین فرزند امام حسین،و مادر او بانوی گرامی‏«ام عبد الله‏» (2) دختر امام مجتبی علیهم السلام است.
عظمت امام باقر (علیه السّلام) زبانزد خاص و عام بود،هر جا سخن‏از والایی هاشمیان و علویان و فاطمیان به میان می‏آمد او را یگانه وارث آنهمه قداست و شجاعت و بزرگواری می‏شناختند و هاشمی و علوی و فاطمیش می‏خواندند.
راستگوترین لهجه‏ها و جذاب‏ترین چهره‏ها و بخشنده‏ترین انسانها برخی از ویژگیهای امام باقر علیه السلام است.
گوشه‏یی از شرافت و بزرگواری آن گرامی را در گزارش زیر می‏خوانیم:
پیامبر (علیه السّلام) به یکی از یاران پارسای خود«جابر بن عبد الله انصاری‏»فرمود.ای جابر!تو زنده می‏مانی و فرزندم‏«محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب‏»را که نامش در تورات‏«باقر»است در می‏یابی،بدانهنگام سلام مرا بدو برسان.
پیامبر در گذشت و جابر عمری دراز یافت-و بعدها روزی به خانه‏ی امام زین العابدین آمد و امام باقر را که کودکی خرد سال بود دید،به او گفت:پیش بیا...امام باقر (علیه السّلام) آمد.
گفت:برو...
امام باز گشت.جابر اندام و راه رفتن او را تماشا کرد و گفت:به خدای کعبه سوگند آیینه‏ی تمام نمای پیامبر است.آنگاه از امام سجاد پرسید این کودک کیست؟
فرمود:امام پس از من فرزندم‏«محمد باقر»است.
جابر برخاست و بر پای امام باقر بوسه زد و گفت:فدایت‏شوم ای فرزند پیامبر (علیه السّلام) ،سلام و درود پدرت پیامبر خدا (علیه السّلام) رابپذیر چه او ترا سلام رسانده است.
دیدگان امام باقر پر از اشگ شد و فرمود:سلام و درود بر پدرم پیامبر خدا باد تا بدان هنگام که آسمانها و زمین پایدارند و بر تو ای جابر که سلام او را به من رساندی. (3)
www.askdin.comمنبع




طبقه بندی: امام محمد باقر(ع)،
[ یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 ] [ 01:33 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

موقعیت علمی امام باقر ـ علیه السلام ـ



موقعیت علمی امام باقر ـ علیه السلام ـ

بی تردید از نظر بسیاری از علمای اهل سنت، امام باقر - علیه السلام - در زمان حیات خویش شهرت فراوانی داشته و همواره محضر او از دوستدارانش، از تمامی بلاد و سرزمینهای اسلامی، پر بوده است. موقعیت علمی ایشان، به مثابه شخصیتی عالم و فقیه، به ویژه به عنوان نماینده علوم اهل بیت بسیاری را وا می داشت تااز محضر او بهره گیرند و حل اشکالات علمی و فقهی خود را از او بطلبند. در این میان اهل عراق که شیعیان بسیاری در میان آنها وجود داشت، مفتون شخصیت آن حضرت شده بودند.[22]

در میان مراجعه کنندگان، آن چنان خضوعی نسبت به شخصیت علمی امام به چشم می خورد که عبدالله بن عطای مکی می گفت: ما رأیتُ العلماء عند أحد قطّ أصغر منهم عند أبی جعفر و لقد رأیت الحکم بن عُیَیْنَه مع جلالته فی القوم بین یدیه کأنَّه صبیّ بین یَدَی مُعَلِّمه.[23]
علما را در محضر هیچ کس کوچکتر از آنها در محضر ابوجعفر - علیه السلام - ندیدم. حکم بن عیینه با تمام عظمت علمی اش در میان مردم، در برابر آن حضرت مانند دانش آموزی در مقابل معلم خود به نظر می رسید.

شهرت علمی امام، در حدّ تعبیر ابن عنبه «کان واسع العلم و وافر الحلم» مشهورتر از آن است که کسی بخواهد آن را بیان کند.[24] این شهرت در زمان خود ایشان، نه تنها در حجاز که: کان سیّد فقهاء الحجاز[25] بلکه حتی در عراق و خراسان نیز به طور گسترده فراگیر شده بود. چنانکه راوی می گوید: دیدم که مردم خراسان دورش حلقه زده و اشکالات علمی خود را از او می پرسیدند.[26]

ذهبی درباره امام باقر - علیه السلام - می نویسد: کان أَحَدُ مَنْ جَمَعَ بین العلم و العمل و السؤدد و الشَّرَف و الثِّقه و الرِّزانه و کان أهلاً للخلافه.[27] از کسانی است که بین علم و عمل و آقائی و شرف و وثاقت و متانت جمع کرده و اهلیت برای خلافت داشت.

استاد ابوزهره درباره مرجعیت عام امام می نویسد: کان محمد الباقر - علیه السلام - وریثه الامام السجاد فی امامه أهله و نیل الهدایه و لذا کان مقصد العلماء من کل البلاد الاسلامیه و ما زار أحد المدینه إلّا عرج علی بیت محمد الباقر یأخذ عنه. امام باقر - علیه السلام - وارث امام سجاد - علیه السلام - در امامت و هدایت مردم بود، از این رو علمای تمام بلاد اسلام از هر سو به محضر او می شتافتند و کسی از مدینه دیدن نمی کرد جز این که به خدمت او شرفیاب شده و از علوم بی پایانش بهره ها می گرفت.

و همو می نویسد: کان یقصده من ائمه الفقه و الحدیث کثیرون.[28] از بزرگان فقه و حدیث، خیلی ها به قصد بهره گیری علمی پیش حضرتش می آمدند.

و از عیون الاخبار نقل شده است که: قد أخذ عنه اهل الفقه ظاهر الحلال و الحرام.[29]فقیهان، احکام حلال و حرام را از او می گرفتند.
www.askdin.com




طبقه بندی: امام محمد باقر(ع)،
[ یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 ] [ 01:31 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

روایت

جابر بن عبدالله انصاری روایتی در فضیلت امام باقر - علیه السلام - نقل کرده که به نوشته ابن شهر آشوب، فقهای مدینه و عراق، همگی آن را روایت کرده اند.[17]

در این روایت جابر گوید: رسول خدا مرامورد خطاب قرار داد و فرمود: اَنّک تبقی حتی تری رجلا من و‏ُلْدی أشبه الناس بی اسمه علی اسمی، اذا رأیته لم یُخْل علیک فَاقْرُئْه منّی السّلام.
تو بعد از من چندان زنده می مانی که مردی از فرزندان مرا - که شبیه ترین مردم به من و نامش مطابق نام من باشد - زیارت کنی، وقتی که او را دیدی، سلام مرا به او برسان و این سفارش مرا حتما عمل کرده و سهل مگیر.

در تاریخ یعقوبی، دنباله این حدیث چنین آمده است: فلما کبر سنّ جابر و خاف الموت جعل یقول: یا باقر یا باقر! أین أنت. حتی رآه، فوقع علیه یقبل یدیه و رجلیه و یقول: بابی و اُمی شبیه ابیه رسول الله - صلی الله علیه و آله - اَنُّ اباک یقرأک السلام.[18]
وقتی جابر به سنین پیری رسید و مرگ خود را نزدیک دید، پیوسته می گفت، ای باقر ای باقر، کجایی. تا این که روزی آن حضرت را دید و خود را به وی رسانید، در در حالی که دست و پای حضرتش را می بوسید و می گفت: پدر و مادرم فدای تو که شبیه پدرت رسول خدا هستی، رسول خدا بر تو سلام فرستاد.

این روایت از امام صادق - علیه السلام - نیز نقل شده و آن حضرت در این روایت کلمه «باقر» را به عنوان یک فضیلت اختصاصی برای پدر بزرگوارش خوانده است.[19]

نقل این روایت از رسول خدا - صلی الله علیه و آله - باعث شهرت امام باقر - علیه السلام - بدین لقب گردیده و پس از آن نیز که مجلس آن حضرت محل تجمع و استفاده شمار فراوانی از راویان و محدثان اهل سنت شد، این لقب وجه عملی خود را نیز نشان داد.
وقتی زید بن علی نزد هشام بود، هشام با توصیف امام باقر با کلمه «بقره» می خواست آن حضرت را تحقیر نماید، زید در جواب او گفت:
سمّاه رسول الله - صلی الله علیه و آله - باقر العلم و أنت تُسَمّیه البقره، لقد اختلفتما اذا.[20]
پیامبر او را باقر العلم نامید و تو بقره می نامی! پس میان رسول خدا و تو به طور حتم اختلاف وجود دارد.
این روایت در منابع مختلف به گونه ای زیاد است که کمترین تردیدی در صحّت و درستی آن وجود ندارد.
محمد بن کعب قرظی هم در شعری نسبت به امام گفت:
یا باقر العلم لاهل التقی و خیر من کبّی علی الاجبل[21]
منبع www.askdin.com




طبقه بندی: امام محمد باقر(ع)،
[ یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 ] [ 01:30 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

زندگی اجمالی امام باقر (ع)



پنجمین امام شیعه، محمد بن علی بن الحسین - علیه السلام - است که به باقر شهرت یافته است. مادر آن حضرت، فاطمه دختر امام حسن بن علی - علیه السلام - است که امام صادق - علیه السلام - از وی با تعبیر «کانت صدیقه لم تدرک مثلها فی آل الحسن» یاد کرده اند.[1]

بدین ترتیب، امام باقر - علیه السلام - نخستین کسی است که پدرش از نسل امام حسین - علیه السلام - و مادرش از نسل امام حسن است.[2]

روز تولد آن حضرت را در برخی نقلها اول رجب و در برخی دیگر سوم صفر دانسته اند.[3] سال تولد امام در منابع متعددی 57 هجری[4] و در برخی از منابع سال 56 یا 58، سال تولد آن حضرت دانسته شده است.[5]

یعقوبی از آن حضرت روایت می کند که فرمود:
قتل جدّی الحسین و لِیَ أربع سنین و إنّی لأَذْکُر مقتله و ما نالَنا فی ذلک الوقت.[6]
هنگامی که جدم حسین - علیه السلام - به شهادت رسید، من چهار ساله بودم و جریان شهادت آن حضرت و آنچه در آن روز بر ما گذشت همه را به یاد دارم.

در خبر دیگری که صدوق - ره - آورد، آمده است که زراره خدمت حضرت باقر عرض کرد که شما امام حسین - علیه السلام - را درک کردید؟ امام فرمود: أذکر و أنا معه فی المسجد الحرام و قد دخل فیه....[7]

روز رحلت امام را هفتم ذی حجه و برخی ربیع الاول یا ربیع الثانی دانسته اند.[8] یعقوبی آن را سال 117 هجری، در سن پنجاه و هشت سالگی یاد کرده است؛[9] در حالی که در بیشتر منابع سال 114 روایت شده است.[10]

نقلهای دیگر سال 115، 116 و 118 را نیز یاد کرده اند. [11] در هر صورت، رحلت آن حضرت در دوران خلافت هشام بوده است. در نقل دیگر آمده که امام باقر - علیه السلام - در زمان ابراهیم بن ولید بن عبدالملک مسموم شده، به شهادت رسید و در بقیع، در کنار قبر پدر بزرگوارش دفن شد. [12] ابراهیم درست پیش از آخرین خلیفه اموی، برای مدت کوتاهی خلافت کرد.

امام پنجم شیعیان، افزون بر لقب «شاکر» و «هادی» به طور عمده به لقب «باقر» شهرت یافته است. معنای باقر شکافنده است که جابر بن یزید جعفی در توضیح آن گوید: لأَنّه بقر العلم بقراً ای شقّه و أظهره اظهارا؛[13] زیرا آن حضرت علم را شکافت و رموز و دقائق آن را روشن ساخت. ‏
یعقوبی می نویسد: کان سْمُّیُ الباقر لأنًّه‏‎‏ُ بُقَر العلم.[14] بدان سبب باقر نامیده شد که علم را شکافت. راغب اصفهانی هم مانند همین سخن را گفته است.[15]

ابن منظور در مورد کلمه باقر چنین گفته: التبقر التوسًّع فی العلم و المال و کان یقال محمد بن علی بن الحسین بن علی الباقر رضوان الله علیهم لأنَّه بقر العلم و عرف اصله و استنبط فرعه.[16] «تبقر» داشتن علم و مال زیاد را گویند و به محمد بن علی بن حسین بن علی - علیه السلام - بدان جهت باقر گفته می شود که آن حضرت علم را شکافت و اصول آن را مشخص و طرز استنباط فروع علم از اصول آن را بیان فرمود.
منبع ازhttp://www.askdin.com




طبقه بندی: امام محمد باقر(ع)،
[ یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 ] [ 01:29 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 3 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ]