منتظران حضرت

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه

برزخ، خوابی طولانی برای انسانهای متوسط

برزخ و ارواح سه گانه

آیا مجازات افراد شقاوتمند در عالم برزخ تا قیام قیامت با عدل الهی منافات ندارد؟

در ابتدا باید دانست كه هر انسانی طبق اعمالی كه انجام داده، مجازات و پاداش می‌بیند و بر كسی ظلم روا نمی‌شود. در مورد عالم برزخ باید توجه داشت كه در آن جا مسئله زمان مطرح نیست، یعنی چنین نیست كه انسانی اگر در زمان‌های گذشته از دنیا رفته است، در عالم برزخ، از نعمت یا عذاب بیشتری نسبت به انسان‌هایی كه در آینده از دنیا می‌روند، برخوردار باشد. اصولاً در آن عالم ظرف زمان وجود ندارد، مانند انسانی كه به خواب می‌رود، گاهی شاید یك شبانه روز هیچ خوابی نبیند و بعد از بیداری می‌پندارد كه تنها چند دقیقه خوابیده است، مانند داستان اصحاب كهف اما گاهی انسان در عرض چند دقیقه خواب‌هایی می‌بیند كه اگر بخواهد در عالم مادی اتفاق ‌افتد، به ساعت‌های بسیار نیاز دارد. بنابر این می‌تواند انسانی در عالم برزخ به اندازه كار نیك و بد، پاداش و كیفر ببیند و دیگر هیچ احساسی نداشته باشد.

از جمع بندی مجموع روایات به این نكته مهم می‌رسیم كه همه مۆمنان و كافران در بهشت و دوزخ برزخی قرار ندارند، بلكه از احادیثی كه در آن عبارت " ما حض الایمان و ما حض الكفر محضاً"(1) و هم چنین "محض الایمان و محض الكفر" (2) است، استفاده می شود كه تنها سودمداران ایمان و كفر و ستم از نعمت یاعذاب برزخی بهره می‌گیرند و سایر مۆمنان و كافران معمولی از عذاب یا نعمت بی‌بهره اند و فقط عذاب یا بهره‌وری روحی دارند.(3)

انسان‌های متوسط اصلاً حیات برزخی برای آن‌ها قابل درك نیست و مانند یك خواب طولانی برای آنها است، یا به اندازه اعمالی كه انجام داده‌اند، درك می‌كنند و در لذت یا عذاب خواهند بود

كافران محض كسانی هستند كه در راه گسترش هدف‌های كفر جهانی و ریشه كن ساختن مبادی ایمان، شب و روز به تلاش مذبوحانه دست می‌زند. سرنوشت  نهایی این افراد به آنان در عالم برزخ، ابلاغ می‌شود و به عذاب‌های ابدی، مژده داده می‌شوند. و تا روز قیامت در بدترین وضع روحی و گاه عذاب‌های جسمی واقع می‌گردند. این امر با عدالت الهی منافات ندارد، زیرا عذاب نتیجه طبیعی اعمال ایشان است و بر اساس تجسم اعمال، صورت عمل كفر دائمی، عذاب دائمی است.

بنابر این انسان‌های متوسط اصلاً حیات برزخی برای آن‌ها قابل درك نیست و مانند یك خواب طولانی برای آنها است، یا به اندازه اعمالی كه انجام داده‌اند، درك می‌كنند و در لذت یا عذاب خواهند بود. مسئله زمان كه در دنیا وجود دارد، در آن عالم منتفی است. منتفی بودن زمان را انسان در دنیا، در حال خواب می‌تواند تجربه كند.

در عین حال می‌توان گفت گاهی دیدن عذاب در عالم برزخ، باعث پاك شدن انسان در آن عالم شده و با برپایی قیامت ، چنین انسانی هیچ گناهی نداشته و وارد بهشت می‌شود، اما فردی كه مجازات عمل خود را در عالم برزخ ببیند یا مقدار مجازات او در عالم برزخ، مطابق با سنگینی اعمال ناپسند او نباشد، همچنان باید پس از برپایی قیامت، به مجازات اعمال خود برسد و در صورت پاك شدن روانه بهشت شود.

پس در هر حال، میزان عدل الهی در مورد همه انسان‌ها رعایت می‌شود.

 

پی نوشت:

1 - بحار الانوار ج 6 ، ص 253 و ج 58 ص 81 و تصحیح الاعتقاد شیخ صدوق ص 88.

2 - كافی ، ج 3، ص 235، باب المسأله فی القبر؛ من لا یحضر الفقیه، ج 1، ص 178.

3 - محمد باقر شریعتی سبزواری، معاد در نگاه عقل و دین، ص 310.

بخش اعتقادات شیعه تبیان






طبقه بندی: معاد، اعتقادات شیعه،
[ پنجشنبه 7 مهر 1390 ] [ 11:47 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

آیا معاد جسمانی است یا روحانی ؟

معاد

معاد هم جسمانی است و هم روحانی. قرآن كریم در حدود 1400 آیه  مربوط به محشر وقیامت و روز واپسین است و آیات زیادی در باره چگونه زنده شدن  و نعمتهای  بهشتی و چگونگی عذاب نازل شده است .

معاد جسمانی به این معناست؛ كهانسان با مشخصات دنیوی اش با همین روح و جسم  در قیامت  حاضر می شود. اوست  كه به همان  قیافه دنیای به حسابش رسیدگی میگردد و پس از بازرسی و حساب و كتاب به دوزخ یا به بهشت برود و معاد جسمانی جزء ضروریات دین است. در میان فلاسفه اگر چه در جسمانی بودن یا روحانی بودن معاد  اختلاف نظر وجود دارد و بعضی از فلاسفه غیر اسلامی به معاد روحانی معتقدند. اما فیلسوفان و متفكران مسلمان همه معاد جسمانی را امری مسلم میدانند .

شیخ الرئیس ابوعلی سینا  در شفا بعد از بحث معاد می فرماید: « حتی اگر نتوانیم معاد جسمانی را از نظر دلیل ثابت  كنیم، اما پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) كه هم راستگو است و هم درست پندار  با زبان وحی سخن می گوید از معاد جسمانی خبر داده است و باید تعبدا بپذیریم كه معاد جسمانی است .

ملاصدرا  شیرازی بزرگ فیلسوف قرن یازدهم  عمدتا حركت جوهری را برای اثبات معاد جسمانی بیان كرده است. بنابر این  از نظر اسلام اعم از شیعه و سنی فقهاء و فلاسفه و متكلمین معتقدند معاد كه از اصول دین است، جسمانی است و انسان با همان تركیبی كه در دنیا دارد روز قیامت در صحرائی محشر حاضر می شود و پس از دادرسی با همان هیأت به بهشت یا جهنم میرود.

اما لذات در بهشت دو قسم است:

1- لذائذ روحانی؛ همچون سخن گفتن  با خدای تعالی و نشست و برخاست با پیامبران الهی و اهل بیت عصمت و طهارت .

2- لذائذ جسمانی مانند  آشامیدن تماس با حورالعین جلوس در قصرها  مشاهده مناظره بهشت و  ....

عذاب جهنم هم دو قسم است:

1-عذاب روحی: مانند  عذاب وجدان و تأسف خوردن و دیگر شكنجه های روحی، چون یكی از اسامی قیامت  ( یوم الحسره ) است زیرا همه مردم  چه صالحین و صالح ها تاسف میخورند كه چرا  بیشتر كار خوب انجام نداده و از عمر گرانبهایشان بهره نبرده اند و بدكاران تاسفشان برای اینستكه چرا معصیت  كرده و واجبات الهی را گردن  ننهاده اند.

در اثبات معاد جسمانی ، معاد روحانی هم ثابت می شود چون جسم بدون روح قابل درك هیچ مساله ای نیست

2- عذاب جسمانی : چون سوختن گوشت و پوست و استخوان، نوشیدن آب حمیم و زقوم خوردن « ان الذین كفروا با ایاتنا  سوف نصیلهم نارا كلما نضجت جلودهم بد لنا هم جلودا غیر ها لیذوقوا العذاب » ( 1)

ترجمه: آنانكه كافر شدند و آیات ما را  منكر شدند بزودی در آتش دوزخشان افكنیم كه وچه و پوست تشان بسوزد ، به پوست دیگرش مبدل  سازیم تا سختی  عذاب را بچشند.!!

در اثبات معاد جسمانی، معاد روحانی هم ثابت می شود چون جسم بدون روح قابل درك هیچ مساله ای نیست .

درباره معاد جسمانی آیات فراوانی رامی توان شاهد آورد آیه های 209 تا 260 سوره مباركه بقره  در مورد ( عُزَیر) پیغمبر و حضرت ابراهیم (علیه السلام)  دو حكایت وارد شده است كه می توان به تفسیر  نمونه جلد 2 مراجعه نمود و شما كه اهل تحقیق هستید كتب ذیل را مطالعه كنید:

1-معاد در قرآن، آیه الله مظاهری

2-بسوی جهان ابدی، زین العابدین  قربانی

3-معاد ، محسن قرائتی

4-زندگانی جاوید یا حیات اخروی، شهید مطهری «ره »

5-حیات پس از مرگ، علامه فقیه مرحوم سید محمد حسین طباطبائی « ره »در معاد شناسی ده جلد، تألیف سید محمد حسین حسینی تهرانی .

بخش اعتقادات شیعه تبیان





طبقه بندی: قرآن کریم، شیعه، معاد، اعتقادات شیعه،
[ دوشنبه 4 مهر 1390 ] [ 11:46 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

دلایل معاد

مسئله معاد در آیات سوره یس آمده است، ولى براى من قابل فهم نیست، در صورت امكان مرا توجیه كنید؟

این بحث یكى از مهم ترین مباحث قرآن است كه حدود 1500 آیه به آن پرداخته است. در این پاسخ به یادآورى راه هاى اثبات معاد مى پردازیم.
اثبات قیامت از دو راه ممكن است: الف) نقلى (قرآن و روایات); ب) براهین عقلى.
قرآن براى اثبات قیامت از چند شیوه بهره گرفته است:
1. در برخى آیات، منكران معاد را خلع سلاح مى كند; آنان كه مى گویند: جز همین زندگى دنیایى، خبر دیگرى نیست ...[1]
2. گاهى از كسانى كه قیامت را بعید مى شمارند، دفع شبهه مى كند.
3. با ذكر نمونه هایى از زنده شدن دوباره، در همین دنیا[ از قبیل: گاو بنى اسرائیل[2]عُزیر پیامبر[3] زنده كردن چهار پرنده براى حضرت ابراهیم(ع) (بقره، 260)، زنده شدن مردگان به دست حضرت مسیح(ع) به اذن خداوند[4] مرگ طبیعت در پاییز و زمستان و زنده شدن دوباره آن در بهار و تابستان[5] به منكران مى فهماند كه وقوع رستاخیز محال نیست.[6]
امّا براهین عقلى براى اثبات قیامت دو قسم است:
الف) براهینى كه امكان معاد را ثابت مى كند: مثل برهان قدرت; خداوند در آیات 6 تا 11 سوره «ق» مى فرماید: 1. خداوند قدرت دارد آسمان و ستارگان و زمین و ... را با آن همه عظمت بیافریند; 2. این همه قدرت و عظمت براى بینایى بندگان توبه كار است; 3. در نتیجه، خدا با چنین قدرتى مى تواند او را دوباره زنده و قیامت را برپا نماید; لیكن چشم بصیرت لازم است.[7]
ب) براهینى كه ضرورت آن را ثابت مى كند; از جمله:
1. برهان حكمت: الف) كار خدا عبث نیست و هدف حكیمانه دارد; ب) همه پدیده هاى هستى به حكم قوانین حاكم بر آنها نابود شدنى است; نتیجه آن كه: اگر فراتر از این پدیده ها، چیز دیگرى نباشد، آفرینش جهان عبث خواهد بود، و خداوند كار عبث نمى كند.[8]
2. برهان رحمت: الف) از صفات خداوند، «رحمت» به معناى اعطاى فیض و نعمت به موجودى است كه قابلیت و استعداد آن را داشته باشد. ب) انسان استعداد حیات جاودانه دارد.
در نتیجه: چون خداوند چنین فیضى را از انسان نمى گیرد و با مرگ نیز قطع نمى گردد، پس قیامتى باید باشد، تا این فیض ادامه پیدا كند.[9]
در قرآن از براهین متعدد دیگرى از قبیل: برهان حركت و هدف، بقاى روح، آفرینش نخستین و ... سخن به میان آمده است.[10]
با دلایلى كه ذكر شد، فهمیده مى شود كه اگر قیامتى نباشد، زندگى بى هدف خواهد بود.
پس مرگ انسان، براى سازندگى مجدد و بهتر و همیشگى است. مرگ حركت از مرحله پست به مرحله عالى تر است. امید رسیدن به چنین مراحل عالیه و تكامل یافته، زندگى را هدفدار مى كند. در غیر این صورت چه امیدى به زندگى و چه هدفى از آن خواهد بود؟[11]
دلایلى كه باعث مى گردد انسان به عالم پس از مرگ و قیامت یقین پیدا كند، عبارتند از:
1. اگر مرگ، نقطه پایان باشد، آفرینش جهان بیهوده خواهد بود; قرآن كریم، هدف از آفرینش انسان و هبوط او در این كره خاكى را حیات اخروى او مى داند. اگر سراى آخرت نمى بود زندگى انسان در چهار چوب دنیا محصور شده، در نتیجه آفرینش او عبث و باطل مى شد. قرآن كریم در این زمینه مى فرماید: (أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَـكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَیْنَا لاَ تُرْجَعُونَ)[12]; آیا گمان كردید ما شما را بیهوده آفریدیم و شما به سوى ما باز گردانده نمى شوید؟
2. معاد، مقتضاى عدل الهى است; عقل حكم مى كند كه باید از جهت پاداش و كیفر میان دو گروه فرمانبر و نافرمان فرق نهاد و چون این امر در دنیا تحقق نیافته، باید جهان دیگرى وجود داشته باشد كه همگان در آن دادگاه بدون استثنا حضور پیدا كنند و سهم خود را از عدالت عمومى جهان آفرینش دریافت نمایند و در آن جا بین آن دو گروه جدایى برقرار گردد.
قرآن كریم در این زمینه مى فرماید: (أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِینَ كَالْمُجْرِمِینَ * مَا لَكُمْ كَیْفَ تَحْكُمُونَ)[13]; آیا فرمان برداران را چون بدكاران قرار خواهیم داد؟ شما را چه شده؟ چگونه داورى مى كنید؟.
3. معاد، جایگاه تحقق وعده و وعید الهى است; خداوند متعال در قرآن كریم، صالحان را وعده پاداش و طالحان و بدكاران را وعده كیفر داده است و چون عمل به وعده، نیكو و تخلف از آن ناپسند است، پس وفاى به آن لازم است. خداوند متعال در این زمینه مى فرماید:
(... وَلاَ تُخْزِنَا یَوْمَ الْقِیَـمَةِ إِنَّكَ لاَ تُخْلِفُ الْمِیعَادَ)[14]; و ما را در روز قیامت رسوا مكن كه تو در وعده خویش خلاف نمى كنى.
4. معاد، پایان سیر تكاملى انسان است; انسان در تمام مراحل حیاتش در یك حركت دایم و تلاش پیوسته است; بى آن كه ثبات و قرارى داشته باشد; ابتدا نطفه است و سپس علقه و بعد مضغه مى شود، تا آن كه چشم بر جهان مى گشاید و ... . او با این حركت و تلاش در جست و جوى چیزى است كه ندارد; باید روزى وجود داشته باشد كه در آن، بى قرارى از بین برود و باید منزلى در پیش رویش باشد كه در آن، ثبات حاكم باشد تا آن نقطه غایتى باشد براى این حركت.
قرآن كریم در این زمینه مى فرماید: (ثُمَّ أَنشَأْنَـهُ خَلْقًا ءَاخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَــلِقِینَ * ثُمَّ إِنَّكُم بَعْدَ ذَ لِكَ لَمَیِّتُونَ * ثُمَّ إِنَّكُمْ یَوْمَ الْقِیَـمَةِ تُبْعَثُونَ)[15]; آن گاه [جنین را در] آفرینشى دیگر پدید آوردیم، آفرین باد بر خدا كه بهترین آفرینندگان است. بعد از این [مراحل] قطعاً خواهید مرد. آن گاه شما در رستاخیز برانگیخته خواهید شد.[16] براى دست یافتن به «یقین» از راههاى عادى و برهان هاى عقل نمى توان به نتیجه رسید، بلكه نیاز به تزكیه نفس و حكومت از مسیر «سیروسلوك» و كشف و شهود است.
براى قابل فهم شدن معاد، كافى است در زمستان به درختان بنگریم كه چگونه خشك و بى تحرك هستند، اگر آنها را بكنند و در جاى دیگر غرس كنند، هیچ صدمه اى به آنها وارد نمى شود، امّا همین كه فصل بهار از راه مى رسد و باد بهارى به درختان مىوزد، زنده مى شوند و به صورت قبل از زمستان در مى آیند; قرآن مى فرماید: همان گونه كه خداوند درختان را زنده مى كند، مردگان را هم زنده مى كند.[17]
به چه دلیل انسان عشق به بقا دارد؟ و چگونه عشق به بقا مى تواند دلیل بر فطرى بودن معاد باشد؟
عشق به بقا امرى فطرى است و هر كس به درون خود رجوع كند، آن را مى یابد علاوه بر آن، كوشش براى باقى نگه داشتن جسم مردگان از طریق مومیایى كردن و ساختن مقبره هاى جاویدانى هم چون اهرام مصر و دویدن دنبال آب حیات و اكسیر جوانى و آن چه مایه طول عمر است، دلیل روشنى از عشق سوزان انسان به بقا است.
پس عشق به بقا در درون آدمى وجود دارد. این عشق را خداوند در درون آدمى قرار داده است و خداوند هر چه را در وجود انسان آفریده، بر پایه حكمت و حساب است. اگر خداوند عطش را در وجود ما آفریده، دلیل بر این است كه در طبیعت آب وجود دارد، اگر غریزه جنسى در انسان وجود دارد، نشانه این است كه جنس مخالفى در جهان هست و گرنه جاذبه و كشش بدون وجود چیزى كه به آن مجذوب گردد با حكمت آفرینش سازگار نیست. عشق به بقا در آدمى هست، ولى در دنیا بقایى نیست، پس باید عالمى باشد كه در آن جا انسان باقى باشد.
این یكى از معانى فطرى بودن معاد است.
امام خمینى(ره) از راه «عشق به راحتى مطلق» فطرى بودن معاد را اثبات مى كند.[18]

شبهات معاد

آیا قرآن كریم به مخالفت مشركان با اعتقاد به معاد اشاره كرده است؟
قرآن كریم، درباره این موضوع مى فرماید: (وَ ضَرَبَ لَنَا مَثَلاً وَ نَسِىَ خَلْقَهُ قَالَ مَن یُحْىِ الْعِظَـمَ ...)[19]; و براى ما مثالى زد و آفرینش خود را فراموش كرد و گفت: چه كسى این استخوان ها را زنده مى كند، در حالى كه پوسیده است؟
شأن نزول آیه چنین است: مردى از مشركان به نام «ابى بن خلف» یا «امیة بن خلف» و یا «عاص بن وائل» قطعه استخوان پوسیده اى را پیدا كرد و گفت: «با این دلیل محكم به مخاصمه با محمد(ص) برمى خیزم و سخن او را درباره معاد ابطال مى كنم.» آن را برداشت و نزد پیامبراكرم(ص) آمد و گفت: «چه كسى مى تواند این استخوان هاى پوسیده را از نو زنده كند؟» آیات فوق نازل شد و پاسخ دندان شكنى به او و هم فكران او داد.
منظور از «ضرب المثل» در این جا «ضرب المثل» عادى و تشبیه و كنایه نیست، بلكه بیان استدلال و ذكر مصداق، به منظور اثبات یك مطلب كلى است.
آرى این فرد خیره سر و مغرور فكر مى كرد، دلیل محكمى براى نفى معاد پیدا كرده است و پیامبر اكرم(ص) هیچ پاسخى در برابر این منطق نخواهد داشت، ولى قرآن كریم در پاسخ به او مى فرماید: اگر آفرینش خویش را فراموش نكرده بودى، هرگز به چنین استدلال واهى و سستى دست نمى زدى![20]
علت اصلى انكار قیامت، نزد كسانى كه آن را باور نمى كنند، چیست؟
از آیات قرآن كریم روشن مى شود كه مهم ترین علت انكار منكران معاد دو چیز است: شبهه علمى و شهوت عملى.

1. شبهه علمى

برخى از منكران معاد به خاطر عدم آگاهى از جهان آفرینش و جهل به عظمت و قدرت پروردگار، تصور مى كنند كه تبدیل شدن اجزاى پوسیده به انسان، كارى ناممكن و یا مشكل است و كسى توانایى این كار را ندارد; آنان مى گویند: (أَءِذَا مِتْنَا وَ كُنَّا تُرَابًا وَ عِظَـمًا أَءِنَّا لَمَبْعُوثُون)[21]; آیا هنگامى كه ما مردیم و به خاك و استخوان مبدل شدیم، بار دیگر برانگیخته خواهیم شد؟!; (مَن یُحْىِ الْعِظَـمَ وَ هِىَ رَمِیم)[22]; چه كسى این استخوان ها را زنده مى كند در حالى كه پوسیده است؟!
قرآن كریم در جواب این گونه افراد مى فرماید: بگو: همان كسى آن را زنده مى كند كه نخستین بار آن را آفرید و او به هر مخلوقى دانا است! ... آیا كسى كه آسمان ها و زمین را آفرید، نمى تواند همانند آنان [انسان هاى خاك شده] را بیافریند؟! آرى![ مى تواند]، و او آفریدگار دانا است! فرمان او چنین است كه هرگاه چیزى را اراده كند، تنها به آن مى گوید: موجود باش! آن نیز بى درنگ موجود مى شود![23]
در جاى دیگر نیز مى فرماید: اى مردم اگر در رستاخیز شك دارید، [به این نكته توجّه كنید كه:] ما شما را از خاك آفریدیم، سپس از نطفه و ...[ از سوى دیگر] زمین را[ در فصل زمستان] خشك و مرده مى بینى، امّا هنگامى كه آب باران فرو مى فرستیم، به حركت در مى آید و مى روید و از هر نوع گیاهان زیبا مى رویاند! این به خاطر آن است كه[ بدانید]خداوند حقّ است و او است كه مردگان را زنده مى كند و بر هر چیزى توانا است و این كه رستاخیز آمدنى است و شكى در آن نیست و خداوند تمام كسانى را كه در قبرها هستند زنده مى كند.[24] (وَذلِكَ عَلَى اللَّهِ یَسِیر)[25]; و این براى خداوند آسان است.»

ادامه مطلب



طبقه بندی: معاد،
[ دوشنبه 4 مهر 1390 ] [ 11:44 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

معاد در نگاه قرآن

یک نظر اجمالى به آیات قرآن مجید نشان مى دهد که در میان مسائل عقیدتى هیچ مسأله اى در اسلام بعد از توحید به اهمیّت مسأله معاد، و اعتقاد به حیات بعد از مرگ، و حسابرسى اعمال بندگان و پاداش و کیفر و اجراى عدالت نمى رسد.

اهمیت معاد از نظر قرآن مجید

وجود حدود 1200 آیه درباره معاد در مجموع قرآن مجید که قریب به یک سوّم آیات قرآن را تشکیل مى دهد، و این که تقریباً در تمام صفحات قرآن بدون استثناء ذکرى از معاد به میان آمده; و این که بسیارى از سوره هاى اواخر قرآن به طور کامل، یا به طور عمده، درباره معاد و مقدّمات و علائم و نتایج آن سخن مى گوید; شاهد گویایى بر این مدّعى است.

در جاى جاى قرآن مجید بعد از موضوع ایمان به خدا، ایمان به جهان دیگر آمده، و تقریباً در 30 آیه این دو موضوع را قرین هم قرار داده; « یُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَ الْیَوْمِ الاْخِرِ» و یا تعبیرى شبیه آن فرموده است همچنین در بیش از 100 مورد اشاره به « اَلْیَوْمِ الاْخِرَةِ» یا « اَلاْخِرَة» فرموده است.

چرا چنین نباشد در حالى که:

1. ایمان به خدا و حکمت و عدالت و قدرت او بدون ایمان به معاد کامل نمى گردد.

2. ایمان به معاد، به زندگى انسان مفهوم مى دهد; و زندگى این جهان را از پوچى درمى آورد.

3. ایمان به معاد روند تکاملى زندگى بشر را در مسیر روشنى نشان مى دهد.

4. ایمان به معاد ضامن اجراى تمام قوانین الهى، و انگیزه اصلى تهذیب نفوس، و احقاق حقوق، و عمل به تکالیف، و ایثار شهیدان، و فداکارى فداکاران است، و انسان را حسابگر خویش مى سازد.

5. ایمان به معاد روح دنیاپرستى را که خمیر مایه تمام خطاها و جنایات است تضعیف مى کند، و دنیا را از صورت یک هدف نهایى بیرون آورده، مبدّل به یک وسیله براى نیل به سعادت جاویدان مى سازد، و چقدر میان این دو دیدگاه تفاوت است!

6. ایمان به معاد به انسان در برابر شدائد نیرو مى بخشد و چهره وحشت انگیز مرگ را که همیشه به صورت کابوسى بر افکار انسان ها سنگینى داشته، و آرامش را از آنها سلب مى کرده، دگرگون مى سازد; و آن را از مفهوم فنا و نیستى به دریچه اى به سوى جهان بقا تغییر مى دهد.

7. کوتاه سخن این که ایمان به معاد به اضافه ایمان به مبدأ عالم هستى خط فاصل فرهنگ خداپرستان و مادّیین محسوب مى شود.

با این اشاره به قرآن باز مى گردیم و به آیات زیر گوش جان فرا مى دهیم:



ادامه مطلب



طبقه بندی: معاد،
[ جمعه 1 مهر 1390 ] [ 11:38 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 2 :. [ 1 ] [ 2 ]

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو