تبلیغات
منتظران حضرت - مطالب معاد

منتظران حضرت

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه

اصحاب کهف نشانه وقوع معاد

اصحاب کهف

از جمله آیات الهیه که دلالت بر معاد دارد، داستان  اصحاب کهف و رقیم است . این داستان از مشهورات بین اهل ملل و نحل و تواریخ است و قرآن کریم شرحى از آن را به قدرى که شاهد براى مسأله معاد است بیان کرده است . جمله این آیات از آیه ششم تا آیه بیست و ششم از سوره کهف آمده است . خداوند در ضمن بیان این قضیه که سیصد و نه سال تمام آنان را به خواب عمیق فرو برد و سپس بیدار نمود صریحاً میفرماید: «وَ کَذَ'لِکَ أَعْثَرْنَا عَلَیْهِمْ لِیَعْلَمُوا أَن وَعْدَ اللَهِ حَق وَ أَن الساعَةَ لاَ رَیْبَ فِیهَا؛ و اینچنین ما مردم را بر احوال آنان مطلع نمودیم تا بدانند که وعده خدا حق است ، و حقاً که در ساعت قیامت تردید و شکى نیست » (الکهف/21).

در ابتداء خدا میفرماید: «فَلَعَلکَ بَـ'خِعٌ نَفْسَکَ عَلَى '´ ءَاثَـ'رِهِمْ إِن لَمْ یُؤْمِنُوا بِهَـ'ذَا الْحَدِیثِ أَسَفًا * إِنا جَعَلْنَا مَا عَلَى الاْرْضِ زِینَةً لَهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَیهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً * وَ إِنا لَجَـ'عِلُونَ مَا عَلَیْهَا صَعِیدًا جُرُزًا؛ شاید که تو بواسطه أسف خوردن بر عدم ایمان این مردم می خواهى خود را به هلاکت در افکنى ! ما آنچه در روى زمین آفریدیم زینتهائى است که بر آن قرار دادیم تا بیازمائیم که عمل کدامیک بهتر است . و ما بالاخره روى زمین را پاک و خالى و چون سنگِ صاف بى محتوى و بى نقوش و صُوَر خواهیم کرد» (الکهف/6تا8).

و از اینجا شروع میفرماید به متن قصه اصحاب کهف: «أَمْ حَسِبْتَ أَن أَصْحَـ'بَ الْکَهْفِ وَ الرقِیمِ کَانُوا مِنْ ءَایَـ'تِنَا عَجَبًا؛ آیا تو چنین مى پندارى که قصه اصحاب کهف و رقیم ، از آیات عجیبه ما بوده است ؟» (کهف/9). و سپس شروع میفرماید به شرح این داستان :

اصحاب کهف و رقیم جوانمردانى بودند که در یک مجتمع وَثَنى که عبادت اوثان و اصنام در آن رائج بوده است نشو و نما یافته ، و چون دین توحید در آن مجتمع راه پیدا کرد، ایمان آورده و تنها خداوند خالق زمین و آسمان را پرستیده ، و از عبادت ارباب انواع سر باز زدند. و سپس مردم با آنها معامله سخت نموده و با شدت و تضییق و عذاب ، آنها را وادار به عبادت اوثان و ترک دین توحید و آئین یگانه پرستى نمودند، بطوریکه هر که از آنها بر مخالفت خود اصرار مى ورزید به سخت ترین وجهى او را مى کشتند.


ادامه مطلب



طبقه بندی: معاد، اعتقادات شیعه،
[ دوشنبه 27 خرداد 1392 ] [ 10:26 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

اهمیت اعتقاد به معاد

معاد


انگیزه ی فعالیتهای زندگی تأمین نیازها و خواسته ها و نیل به ارزشها و آرمانها و در نهایت رسیدن به سعادت و کمال نهایی است و چندی و چونی کارها و کیفیت جهت دادن به آنها بستگی به تشخیص اهدافی دارد که تلاشهای زندگی برای رسیدن به آنها انجام می گیرد. بنابراین شناخت هدف نهایی زندگی برای رسیدن، نقش اساسی را در جهت دادن به فعالیتها و انتخاب و گزینش کارها ایفا می کند. و در واقع عامل اصلی در تعیین خط مشی زندگی را نوع نگرش و بینش و شناخت انسان نسبت به حقیقت خود و کمال و سعادتش تشکیل می دهد. به همین دلیل به اهمیت باور انسان به معاد و زنده شدن دوباره ی او در این مختصر می پردازیم .


 


ادامه مطلب



طبقه بندی: معاد،
[ جمعه 9 تیر 1391 ] [ 12:01 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

معاد
مسأله معاد از نظر اهمیت، بعد از مسأله توحید مهمترین مسأله دینی و اسلامی است. پیامبران (و بالخصوص از آنچه که از قرآن کریم درباره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم استفاده می شود) آمده اند برای اینکه مردم را به این دو حقیقت مؤمن و معتقد کنند: یکی به خدا (مبدأ) و دیگر به قیامت.

مسأله معاد برای برای یک مسلمان ایمان به آن لازم است، یعنی در ردیف مسائلی نیست که چون از ضروریات اسلام است و ایمان به پیغمبر ضروری است، پس ایمان به آن هم به تبع ایمان به پیغمبر ضروری است. ما بعضی چیزها داریم که باید به آنها معتقد بود؛ به این معنا که اعتقاد به آنها از اعتقاد به پیغمبر منفک نیست. باید به این معناست نه به معنی تکلیف. به معنی این است که انفکاک پذیر نیست که انسان به پیغمبر و اسلام، ایمان و اعتقاد داشته باشد ولی به این چیز ایمان نداشته باشد. مثلا درباره روزه ماه رمضان می گویند که روزه ماه رمضان از ضروریات اسلام است. اگر کسی روزه نگیرد و بدون عذر روزه بخورد، این آدم، فاسق است، ولی اگر کسی منکر روزه باشد، از اسلام خارج است، چرا؟ 
برای اینکه اسلام ایمان به وحدانیت خدا و ایمان به پیغمبر است و امکان ندارد که کسی به گفته پیغمبر ایمان داشته باشد، ولی روزه را منکر باشد، چون اینکه در این دین روزه هست از ضروریات و از واضحات است، یعنی نمی شود انسان در ذهن خودش میان قبول گفته های پیغمبر و منها کردن روزه تفکیک کند. ولی خود مسأله اعتقاد به روزه داشتن مستقلا موضوع ایمان و اعتقاد نیست، یعنی در قرآن هیچ جا وارد نشده: " کسانی که به روزه ایمان می آورند ". 

اما گذشته از اینکه مسأله معاد و قیامت مثل روزه از ضروریات اسلام است (یعنی نمی شود کسی معتقد به پیغمبر باشد ولی منکر معاد باشد) در تعبیرات قرآن کلمه ایمان به قیامت، ایمان به یوم آخر آمده است، یعنی پیغمبر مسأله معاد را به عنوان یک چیزی عرضه کرده است که مردم همان طوری که به خدا ایمان و اعتقاد پیدا می کنند، به آخرت هم باید ایمان و اعتقاد پیدا کنند، که معنی آن این می شود که همین طوری که خداشناسی لازم است (یعنی انسان در یک حدی مستقلا با فکر خودش باید خدا را بشناسد)، در مسأله معاد نیز انسان باید معادشناس باشد، یعنی پیغمبر نیامده است که در مسأله معاد بگوید چون من می گویم معادی هست شما هم بگویید معادی هست، مثل اینکه من گفتم روزه واجب است شما هم بگویید روزه واجب است. نه، ضمنا افکار را هدایت و رهبری و دعوت کرده که معاد را بشناسند، معرفت و ایمان به معاد پیدا کنند.

حقیقت معاد 
«عود»: رجوع و برگشتن. راغب آن را باز گشتن بعد از انصراف می داند آیات قرآن مؤید اوست زیرا محل استعمال آن در قرآن نوعا در بازگشت به شى ء اول است مثل "و من عاد فینتقم الله منه؛ هر که باز گردد خدا از وى انتقام می کشد" سوره ی مائده، آیه ی95. "و إن عدتم عدنا؛ اگر با فساد باز گردید بانتقام باز گردیم" سوره ی اسراء، آیه ی8. ولى در مجمع ذیل آیه اول فرموده: «عود» به معنى رجوع است، عیادت مریض برگشتن به سوى اوست براى استفسار حال، ترکه هاى سبز را عود گویند که پس از بریدن دوباره عود می کنند و می رویند. قاموس و اقرب نیز معناى اولى آنرا رجوع مطلق گفته اند. «اعاده» به معنی برگرداندن است: "منها خلقناکم و فیها نعیدکم و منها نخرجکم تارة أخرى؛ از زمین خلقتان کردیم، در آن بر می گردانیمتان و از آن بار دیگر شما را بیرون می آوریم" سوره ی طه، آیه ی55. و لغت «معاد»: مصدر میمى و اسم زمان و مکان است و آن در آیه ی "إن الذی فرض علیک القرآن لرادک إلى معاد ..." سوره ی قصص: 85، اسم مکان و مراد از آن چنانکه گفته اند مکه است یعنى: آنکه قرآن را بر تو فرض کرده که بخوانى و تبلیغ کنى حتما تو را به شهر خویش باز خواهد گرداند. 

شیخ الرئیس ابن سینا در رساله ی اضحویه ی خود می نویسد که: «معاد را در لغت عربی از عود گرفته اند، و عود بازآمدن است. و معنى معاد جاى، یا حالتى است که چیزى در او باشد، و از آن جدا شود، و باز به او باز آید. و خواص، این لفظ را از این معنى به معنى دیگر نقل کرده اند: و آن جایى است یا حالتى، که مردم پس از مرگ در آن جاى بگیرند؛ یا آن حالت او را باشد. و باید دانست که مشهورترین گفتار در میان مردم آن است که: آن چیزى که پس از مرگ مردم را خواهد بود، او را خود بوده بود، و بدین زندگى از او جدا شده باشد. و مشهورترین گفتار این است که: بیشترین این امت پیشینه برآنند که جانهاى مردم، پیش از قالب در آن جهان- که دوم این جهان است- بوده است، و پس از مرگ باز بدانجا باز می گردد. و چون بدانجا بازگردد، اگر نیک بخت است؛ بهترین حالت او را باشد، و آن را بهشت خوانند. و اگر بدبخت باشد؛ بدترین حالتى او را باشد، و آن را دوزخ خوانند. و گروهى بسیار از مردم برآنند که: پدر و مادر مردم از آن جهان بیامدند، و بپیوستند، و دیگر بار بدان جهان خواهند شد. و در کتب بنى اسرائیل این سخن بسیار است. و همچنین قرآن مجید بدین معنى اشارت کرده و گفته است: "یا أیتها النفس المطمئنة ارجعی إلى ربک راضیة مرضیة"، و لفظ باز آمدن درست نباشد، مگر که از آنجا آمده باشد.».

مبدأ و معاد و آمدن از فطرت اولى و رسیدن به انجام و ذکر شب قدر و روز قیامت 
مبدأ، فطرت اولى است و معاد عود به آن فطرت است، "فأقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم؛ پس حق گرایانه، به سوى این آیین روى آور، [با همان] فطرتى که خدا مردم را بر آن سرشته است. تغییرى در آفرینش خدا نیست. آیین پایدار همین است " سوره ی روم، آیه ی30، که اول خدا بود و هیچ نه، «کان الله و لم یکن معه شى ء؛ خدا بود و هیچ چیز با او نبود.» (مصباح الشریعة، ص421). پس خلق را از نیست هست گردانیده، "و قد خلقتک من قبل و لم تک شیئا؛ و خودت را نیز پیش از این من آفریدم که چیزى نبودى" سوره ی مریم، آیه ی9. و به آخر خلق نیست شوند و خدا هست بماند، "کل من علیها فان و یبقى وجه ربک ذو الجلال و الإکرام؛ هر آن کس که بر روى زمین است فناپذیر است. و تنها ذات با شکوه و ارجمند پروردگارت باقى مى ماند." سوره ی الرحمن، آیه ی26 - 27. 

پس چنانکه هست شدن خلق بعد از نیستى مبدأ خلق است، نیست شدن بعد از هستى معادشان باشد. چه آمدن و رفتن چون مقابل یکدیگرند هر یک عین دیگرى تواند بود، "کما بدأنا أول خلق نعیده؛ چنان که نخستین بار [مخلوقات را] بیافریدیم آن را باز مى گردانیم" سوره ی انبیاء، آیه ی104. و از این جاست که به حکم مبدأ خدا بگوید و خلق جواب دهد، "ألست بربکم قالوا بلى؛ آیا من پروردگار شما نیستم؟ [آنها به زبان فطرت] گفتند: چرا!" سوره ی اعراف، آیه ی172، و به حکم معاد خدا بگوید و هم خدا جواب دهد، "لمن الملک الیوم لله الواحد القهار؛ امروز فرمانروایى از آن کیست؟ از آن خداوند یکتاى قهار است" سوره ی غافر، آیه ی16. و خلق چون اول از خدا وجود یافته اند و نبوده اند پس به آخر هست شده اند، پس وجود به خداى بسپارند، "إن إلى ربک الرجعى؛ مسلما بازگشت، به سوى پروردگار تو است" سوره ی علق، آیه ی8. پس نیست شوند، "کل شی ء هالک إلا وجهه؛ جز ذات او همه چیز فانى است." سوره ی قصص، آیه ی88، منه المبدأ و الیه المعاد. نیستى اول بهشتى است که آدم در آنجا بود، "اسکن أنت و زوجک الجنة؛ تو و همسرت در این باغ منزل کنید" سوره ی بقره، آیه ی35. و هستى بعد از نیستى آمدن به دنیاست، "اهبطوا منها جمیعا؛ همه از آن پایین روید" سوره ی بقره، آیه ی38. و نیستى دوم که فناء در توحید است بهشتى است که معاد موحد آنجاست، "ارجعی إلى ربک راضیة مرضیة فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی؛ به سوى پروردگارت بازگرد که تو از او خشنود و او از تو خشنود است. پس به جمع بندگانم در آى. و در بهشت من داخل شو." سوره ی فجر، آیه ی28 - 30. 

آمدن از بهشت به دنیا توجه از کمال به نقصان است و بیفتادن از فطرت، و لا محاله صدور خلق از خالق جز بر این نمط نتواند و رفتن از دنیا به بهشت توجه از نقصان به کمال است و رسیدن با فطرت، و لا محاله رجوع خلق با خالق جز بر این نسق صورت نبندد، "الله یبدؤا الخلق ثم یعیده ثم إلیه ترجعون؛ خداوند آفرینش را آغاز مى کند و سپس آن را باز مى گرداند و سپس شما به سوى او بازگردانده مى شوید." سوره ی روم، آیه ی11. پس اول نزول و هبوط است، و دویم عروج و صعود. اول افول نور، دوم طلوع نور، "الله نور السماوات و الأرض؛ خدا نور آسمان ها و زمین است." سوره ی نور، آیه ی35. به این سبب عبارت از مبدأ به شب کرده اند و آن شب قدر است و عبارت از معاد به روز و آن روز قیامت است، در شب قدر، "تنزل الملائکة و الروح فیها بإذن ربهم من کل أمر؛ در آن شب فرشتگان و روح به اذن پروردگارشان از براى هر کارى فرو مى آیند" سوره ی قدر، آیه ی4. در روز قیامت، "تعرج الملائکة و الروح إلیه فی یوم کان مقداره خمسین ألف سنة؛ فرشتگان و روح، در روزى که مقدارش پنجاه هزار سال است به سوى او بالا مى روند" سوره معارج، آیه 4.

و چون کمال مبدأ به معاد است همچنانکه کمال شب به روز است و کمال روز به ماه و کمال ماه به سال، پس اگر مبدأ شب قدر است معاد روز قیامت است و اگر شب قدر نسبت به ماه دارد، "لیلة القدر خیر من ألف شهر تنزل الملائکة و الروح؛ شب قدر از هزار ماه بهتر است. در آن شب فرشتگان و روح فرو مى آیند." سوره ی قدر، آیه ی3-4. روز قیامت نسبت به سال دارد، "یدبر الأمر من السماء إلى الأرض ثم یعرج إلیه فی یوم کان مقداره ألف سنة مما تعدون؛ امور [جهان] را از آسمان به سوى زمین تدبیر مى کند، سپس [نتیجه آن] در روزى که مقدار آن هزار سال از سال هایى است که شما مى شمرید، به سوى او بالا مى رود [و دنیا پایان مى یابد]." سوره ی سجده، آیه ی5. و به وجهى اگر مبدأ نسبت به روز دارد، «خمرت طینة آدم بیدى اربعون صباحا؛ گل آدم را به دستم چهل روز آمیختم (خمیر کردم)». معاد نسبت به سال دارد که، «ما بین النفختین اربعون عاما؛ میان دو دمیدن (در صور) چهل سال (فاصله) است»، و اگر شب قدر بر هزار ماه تفصیل دارد، "لیلة القدر خیر من ألف شهر"، روز قیامت به قدر پنجاه هزار سال است، "فی یوم کان مقداره خمسین ألف سنة فاصبر صبرا جمیلا؛ در روزى که مقدارش پنجاه هزار سال است به سوى او بالا مى روند. پس صبرى زیبا پیشه کن." سوره ی معارج، آیه ی4-5. 

موسى (ع) که مراد مبدأ است و صاحب تنزیل و صاحب غربست که موقع افول نور باشد، و ما کنت بجانب الغربی إذ قضینا إلى موسى الأمر، «اول ما کتاب الله تعالى التوراة؛ اول چیزى که خداى بزرگ نگاشت تورات بود.». و عیسى (ع) که مراد معاد است و صاحب تأویل صاحب شرق است که موضع طلوع نور باشد، "و اذکر فی الکتاب مریم إذ انتبذت من أهلها مکانا شرقیا؛ و در این کتاب از مریم یاد کن، آن گاه که از کسان خود در ناحیه شرقى [بیت المقدس] خلوت گزید." سوره ی مریم، آیه ی16، "و إنه لعلم للساعة؛ و همانا وجود او (عیسى) دانشى براى [فهم] رستاخیز است " سوره ی زخرف، آیه ی61، و محمد صلى الله علیه و آله که جامع هر دو است بوجهى متوسط است و به وجهى از هر دو مبرا. اما جامع. به حکم اینکه در مبدأ منزلتى دارد که، «کنت نبیا و آدم بین الماء و الطین؛ من پیامبر بودم و آدم میان آب و گل بود»، «لکل شى ء جوهر و جوهر الخلق محمد صلى الله علیه و آله؛ براى هر چیزى جوهرى است و جوهر آفرینش محمد «ص» است.»،؛ و در معاد هم مرتبتى دارد که شفیع روز حشر است، «ادخرت شفاعتى لاهل الکبائر من امتى ؛)- شفاعت خود را براى اهل گناهان بزرگ از امتم ذخیره کرده ام.». و اما متوسط، به حکم آنکه از وسط عالم روى به مغرب باید کرد تا روى به قبله موسى باشد و به مشرق تا به قبله عیسى باشد و به میان هر دو تا قبله محمد مصطفى صلى الله علیه و آله و سلم باشد که «ما بین المشرق و المغرب قبلتى؛ قبله من میان مشرق و مغرب است.». و اما از هر دو مبرا به حکم، "لا شرقیة و لا غربیة" سوره ی نور، آیه ی35، است، "إن فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون؛ قطعا در اینها آیاتى است براى مردمى که تفکر کنند" سوره ی زمر، آیه ی42. 



طبقه بندی: معاد،
[ چهارشنبه 4 آبان 1390 ] [ 11:54 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

معاد در نهج البلاغه
ویژگی‏های روز قیامت

روز قیامت، یکی از روزهای بسیار مهم وحساسی است که هر انسانی در پیش رو دارد. امیرمؤمنان علی علیه‏السلام درباره این مسئله می‏فرماید: «ای بندگان خدا! شما را به پرهیزکاری سفارش می‏کنم که عامل کنترل و مایه استواری شماست. پس به رشته‏های تقوا چنگ زنید و به حقیقت‏های آن پناه آورید تا شما را به سر منزل آرامش، جایگاه‏های وسیع، پناهگاه‏های محکم و منزلگاه‏های پر عزت برساند، در روزی که چشم‏ها خیره می‏شود و همه جا در نظر انسان تاریک است و گله‏های شترومال و اموال فراوان فراموش می‏گردد؛ زیرا به هنگام قیامت، به گونه‏ای، در صور اسرافیل می‏دمند که قلب‏ها از کار می‏افتد، زبان‏ها باز می‏ایستد، کوه‏های بلند و سنگ‏های محکم فرو می‏ریزد و قسمت‏های سخت آن، نرم چون سرابی می‏ماند، کوهستان‏ها با زمین هموار می‏گردد چنان که نه پستی و نه بلندی موجود است. پس در آن هنگام نه شفاعت‏کننده‏ای است که شفاعت کند و نه دوستی که نفع رساند و نه پوزش خواستن سودی دارد».

 قیامت، دادگاه الهی

قیامت روزی است که انسان در دادگاه عدل الهی باید پاسخگوی همه اعمال و رفتار خویش باشد. در این دادگاه، عذرهای بیهوده، دروغگویی و ادعاهای باطل ناممکن است؛ زیرا هر کس حقیقت اعمال خویش را مستقیما مشاهده می‏کند و شاهدان که عبارتند از خدا، پیامبر، مؤمنان و نیز اعضا وجوارح او، جملگی بر اعمال او شهادت می‏دهند و راهی برای فرار از کرده خویش نخواهد داشت. امیر مؤمنان می‏فرماید: «آن گاه که زمین سخت بلرزد و نشانه‏های هولناک قیامت تحقق پذیرد و پیروان هر دینی به آن ملحق شوند و هر پرستش‏کننده به معبود خود و هر اطاعت کننده‏ای به فرمانده خود رسد، نه چشمی برخلاف عدالت گشوده و نه قدمی بر خلاف حق آهسته بر زمین نهاده می‏شود. در آن‏روز چه دلیل‏هایی که باطل می‏گردد و عذرهایی که پذیرفته نمی‏شود. پس در جست‏وجوی عذری باش که پذیرفته شود و دلیلی بجوی که استوار باشد. ازدنیای فانی برای آخرت جاویدان توشه بردار و برای سفر آخرت وسایل لازم را آماده کن».

 حسابرسی انسان‏ها در قیامت

یکی از برنامه‏های مهمی که تمامی پیامبران الهی پس از خداپرستی، مردم را به آن توجه می‏دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زیرا در سایه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرینش تحقق می‏یابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پیدا می‏کند. از این رو ما مسلمانان معتقدیم که خداوند باری تعالی در روز قیامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پیشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسیدگی شود. امیرمؤمنان علی علیه‏السلام در باره این روز می‏فرماید: «قیامت روزی است که خداوند همه انسان‏های گذشته و آینده را برای رسیدگی دقیق حساب و رسیدن به پاداش اعمال، گرد آورد. پس همه فروتنانه به پاخیزند، در حالی که عرق از سر و رویشان وکنار دهانشان جاری است و زمین زیر پایشان لرزان است. نیکوحال‏ترین آنان کسی است که جای گذاشتن دو پایش را پیدا کند یا جایی برای آسوده ماندن بیابد».

 ضرورت توجه به معاد

سراسر زندگی دنیا، تنها گذرگاهی است برای رسیدن به مقصد نهایی. امیرمؤمنان علی علیه‏السلام در نامه‏ای به فرزندش امام مجتبی علیه‏السلام باتوجه دادن به این مطلب می‏فرماید: «پسرم! من تو را از دنیا و تحولات گوناگون و نابودی و دست به دست گردیدنش آگاه کردم و از آخرت و آنچه برای انسان‏ها در آن‏جا فراهم است، اطلاع دادم و برای هر دو مثال‏ها زدم، تا پندپذیری و راه و رسم زندگی بیاموزی. همانا داستان آن کس که دنیا را آزمود، چونان مسافرانی است که در سرمنزلی بی‏آب و علف و دشوار زندگی می‏کنند و قصد کوچ به سرزمینی دارند که در آنجا آسایش و رفاه فراهم است. پس مشکلات راه را تحمل می‏کنند و جدایی دوستان و سختی سفر و ناگواری غذا را با جان و دل می‏پذیرند تا به جایگاه وسیع و منزلگاه امن و با آرامش قدم بگذارند. آن‏ها از سختی‏های طول سفر احساس ناراحتی ندارند و هزینه‏های مصرف شده را غرامت نمی‏شمارند و هیچ چیز برای آنان، دوست داشتنی نیست، جز آنکه به منزل امن و محل آرامش برسند».

 خلقت دوباره انسان‏ها

یکی از ادعاهایی که منکران معاد بیان می‏کردند، این بود که آفرینش دوباره انسان‏ها ناممکن است؛ لیکن قرآن مجید در پاسخ آنها می‏فرمود که آیا خلقت دوباره انسان‏ها، از آفرینش نخستین آنها دشوارتر است. آری، خداوند متعال با قدرت خویش، انسان‏ها را بار دیگر خواهد آفرید تا با حسابرسی اعمالشان، زندگی همراه با نعمت و رحمت، یانقمت وعذاب برای ایشان شروع شود. در فرمایشی از امیرمؤمنان آمده است: «تا آن زمان که پرونده این جهان بسته شود و خواست الهی فرا رسد و آخر آفریدگان به آغاز آن بپیوندد و فرمان خدا در آفرینش دوباره در رسد، آن‏گاه آسمان را به حرکت آورد و از هم بشکافد و زمین را به شدت بلرزاند و تکان سخت دهد که کوه‏ها از جا کنده شده و در برابر هیبت و جلال پروردگاری بر یکدیگر کوبیده و متلاشی شده و با خاک یکسان گردد. سپس هر کس را که در زمین به خاک سپرده شده، درآورد و پس از فرسودگی تازه‏شان گرداند و پس از پراکنده شدن، همه را گرد آورد. سپس برای حسابرسی و روشن شدن اعمال از هم جدا سازد».

 ضرورت یاد قیامت و عذاب الهی

امیرمؤمنان علی علیه‏السلام در سخنانی راجع به شدت عذاب الهی و آتش دوزخ چنین می‏فرماید: «مردم! شما چونان مسافران در راهید که در این دنیا فرمان کوچ داده شدید. دنیا خانه اصلی شما نیست. پس به جمع‏آوری زاد و توشه بپردازید. آگاه باشیداین پوست نازک تن، طاقت آتش دوزخ را ندارد. پس به خود رحم کنید. شما مصیبت‏های دنیا را آزمودید، آیا ناراحتی آدمی را بر اثر خاری که در بدنش فرورفته یا ریگ‏های داغ بیابان او را رنج داده دیده‏اید؟ پس چگونه می‏شود تحمل کرد که در میان دو طبقه آتش، در کنار سنگ‏های گداخته، هم‏نشین شیطان باشید؟ آیا می‏دانید وقتی مالک دوزخ بر آتش غضب کند، شعله‏ها بر روی هم می‏غلتند و یکدیگر را می‏کوبند و آن گاه که بر آتش بانگ زند، میان درهای جهنم به هر طرف زبانه می‏کشد».

 انسان‏ها در پیشگاه الهی

در خطبه‏ای از نهج البلاغه امیرمؤمنان علی علیه‏السلام درباره زنده شدن انسان‏ها در روز قیامت و حاضر شدن آنها در محضر الهی برای پاسخگویی اعمالشان چنین آمده است: «... تا آنجا که امور زندگانی پیاپی بگذرد و روزگاران سپری شود و رستاخیز برپا گردد. در آن زمان، انسان‏ها را از شکاف گورها و لانه‏های پرندگان و خانه درندگان و میدان‏های جنگ بیرون می‏آورند و آنها با شتاب به سوی پروردگار می‏روند و به صورت دسته‏هایی خاموش و صف‏های آرام و ایستاده حاضر می‏شوند.چشم بیننده خدا آنها را می‏نگرد و صدای فرشتگان به گوش می‏رسد. در آن هنگام، انسان لباس نیاز و فروتنی می‏پوشد و می‏بیند که درهای حیله و فریب بسته شده و آرزوها قطع گردیده است. دل‏ها آرام و صداها آهسته است و عرق از گونه‏ها چنان جاری است که امکان حرف زدن نیست. اضطراب و وحشت همه را فرا گرفته، بانگی رعدآسا و گوش‏خراش، همه را لرزانده، به سوی پیشگاه عدالت برای دریافت کیفر و پاداش می‏کشاند».

 توصیف بهشت و جهنم

در سخنانی از امام علی علیه‏السلام در توصیف بهشت و جهنم چنین آمده است: «خداوند، فرمانبرداران و اهل طاعت را در جوار رحمت خویش جای دهد و در بهشت جاویدان قرار دهد؛ خانه‏ای که مسکن گزیدگان آن هرگز کوچ نکنند وحالات زندگی آنان تغییر نپذیرد. در آنجا دچار ترس و وحشت نشوند و بیماری‏ها در ایشان نفوذ نخواهد کرد. خطراتی دامنگیرشان نمی‏شود و سفری در پیش ندارند تا از منزل به منزل دیگر کوچ کنند. اما گنهکاران را در بدترین منزلگاه درآورد و دست و پای آنها را با غل و زنجیر به گردنشان درآویزد؛ چنان که سرهایشان به پاها نزدیک گردد. جامه‏های آتشین بر بدنشان پوشاند و در عذابی که حرارت آتش آن بسیار شدید و صدای شعله‏ها هراس‏انگیز است، قرار دهد؛ جایگاهی که هرگز از آن خارج نگردد و برای اسیران آن غرامتی نپذیرند».

 برای غیر دنیا آفریده شده‏اید

امیرمؤمنان علی علیه‏السلام در خطبه‏ای مردم را به موقتی بودن زندگی دنیا توجه داده است و می‏فرماید: «ای مردم! دنیا سرای گذر و آخرت خانه جاویدان است. پس از گذرگاه خویش برای سر منزل جاودانه توشه برگیرید و پرده‏های خود را در نزد کسی که بر اسرار شما آگاه است، پاره نکنید. پیش از آنکه بدن‏های شما از دنیا خارج گردد، دل‏هایتان را خارج کنید. شما را در دنیا آزموده‏اند و برای غیر دنیا آفریده‏اند. کسی که بمیرد، مردم می‏گویند: چه باقی گذاشت، اما فرشتگان می‏گویند: چه پیش فرستاد؟ خدا پدرانتان را بیامرزد، مقداری از ثروت خود را جلوتر بفرستید تا در نزد خدا باقی ماند و همه را برای وارثان مگذارید که پاسخگویی آن بر شما واجب است».

 فراهم نمودن زاد و توشه

در فرمایشی از امیرمؤمنان علی علیه‏السلام خطاب به فرزند گرامی‏شان امام مجتبی علیه‏السلام درباره ضرورت توجه به منازل مختلفی که پس از مرگ در پیش روی انسان است و نیز تلاش و کوشش در راه فراهم آوردن زاد و توشه برای این مسافرت بسیار مهم چنین آمده است: «بدان! راهی پر مشقت و بس طولانی در پیش روی داری و در این راه، بدون تلاش بایسته و فراوان و زاد و توشه و سبک کردن بار گناه، موفق نخواهی بود. بیش از تحمل خود بار مسئولیت بر دوش منه که سنگینی آن برای تو عذاب‏آور است. اگر مستمندی را دیدی که توشه‏ات را تا قیامت می‏برد و فردا که به آن نیاز داری به تو باز می‏گرداند، کمک او را غنیمت بشمار و زاد و توشه را بر دوش او بگذار و اگر قدرت مالی داری، بیشتر انفاق کن و همراه او بفرست؛ زیرا ممکن است روزی در رستاخیز در جست‏وجوی چنین فردی باشی و او را نیابی. به هنگام بی‏نیازی، اگر کسی از تو وام خواهد، غنیمت بشمار تا در روز سختی و تنگدستی به تو باز گرداند. بدان که در پیش روی تو، گردنه‏هایی وجود دارد که در آن، حال سبکباران به مراتب بهتر از سنگین‏باران است».

 ناگهانی بودن مرگ

یکی از ویژگی‏های مهم مرگ، ناگهانی بودن آن است. هیچ کس نمی‏داند چه روز و چه ساعتی اجل او فرا می‏رسد و از این دنیا رخت بر می‏بندد. چه بسیار افرادی که در کمال سلامت روز را شروع کردند و تا غروب آن روز اجلشان فرا رسید، در حالی که هیچ کس احتمال چنین اتفاقی را نمی‏داد. از این رو انسان باید همیشه آمادگی لازم را برای مسافرت آخرت داشته باشد. در فرمایشی از امیرمؤمنان علیه‏السلام آمده است: «چه بسیار کسانی که در آغاز روز بودند و به شامگاه نرسیدند و چه بسیار کسانی که در آغاز شب بر اوحسد می‏بردند و در پایان شب عزاداران به سوگش نشستند».

 گویی زندگی دنیا، یک روز بود

امیرمؤمنان علی علیه‏السلام درباره زودگذر بودن عمر هشدار داده، می‏فرماید: «ای بندگان! خدا را خدا را، پرواکنید که دنیا با قانونمندی خاصی می‏گذرد. شما با قیامت به رشته‏ای اتصال دارید؛ گویا نشانه‏های قیامت آشکار می‏شود و شما را در راه خود متوقف کرده با زلزله‏هایش سر رسیده است و سنگینی بار آن را بر دوش شما نهاده، رشته پیوند مردم با دنیا را قطع کرده و همه را از آغوش گرم دنیا خارج ساخته است. گویی یک روز بود و گذشت یا ماهی بود و سپری شد. تازه‏های دنیا کهنه شد و فربه‏هایش لاغر گردیدند. سپس به سوی جایگاهی تنگ، در میان مشکلاتی بزرگ و آتشی پر شراره می‏روند که صدای زبانه‏هایش وحشت‏زا، شعله‏هایش بلند و غرشش پرهیجان و گدازنده است. ... در آن میان، پرهیزکاران از کیفر و عذاب در امانند و از سرزنش‏ها آسوده و از آتش به دور و در خانه‏های امن الهی، از جایگاه خود خشنودند».

 عبرت از گذشتگان

مطالعه و تأمّل در زندگی گذشتگان، همواره در بردارنده نکات آموزنده اخلاقی و تربیتی است. مشاهده می‏کنیم آنها که همواره بر شوکت، قدرت و ثروت خویش مغرور بودند و دست به هر ستمی می‏زدند، اکنون در گوشه‏ای از این زمین پهناور زیر انبوهی از خاک رها شده‏اند و روحشان در عالم برزخ پاسخگوی رفتار و اعمالشان است. امام علی علیه‏السلام دراین باره می‏فرمایند: «همانا گذشتگان را دیدی که ثروت‏ها اندوختند و از فقر و بیچارگی وحشت داشتند و با آرزوهای طولانی فکر می‏کردند در امانند و مرگ را دور می‏پنداشتند، دیدی چگونه مرگ بر سرشان فرود آمد و آنان را از وطنشان بیرون راند؟... آیا ندیدید آنان را که آرزوهای دور و دراز داشتند و کاخ‏های استوار می‏ساختند و مال‏های فراوان می‏اندوختند، چگونه خانه‏هایشان گورستان شد واموال جمع‏آوری شده‏شان تباه و پراکنده و از آنِ وارثان گردید و زنان آنها با دیگران ازدواج کردند؟ آنها نه می‏توانند چیزی به نیکی‏هاشان بیفزایند ونه از گناه توبه کنند».

 آمادگی برای سفر آخرت

هر انسان عاقلی که سفری در پیش داشته باشد، از مدت‏ها قبل آمادگی‏های لازم و نیز زاد و توشه این سفر را فراهم می‏آورد تا بتواند در کمال موفقیت و سلامت این سفر را پشت سر بگذارد. حال این سؤال مهم مطرح می‏شود که آیا شایسته نیست انسان برای مهم‏ترین و حساس‏ترین سفری که در زندگی پیش روی خود دارد، زاد و توشه‏ای نیکو و شایسته فراهم آورد. امیرمؤمنان علی علیه‏السلام در سخنانی می‏فرماید: «وابستگی به دنیا را کم کنید و با زاد و توشه نیکو به سوی آخرت باز گردید که پیشاپیش شما گردنه‏ای سخت و دشوار و منزلگاه‏هایی ترسناک وجود دارد که باید در آن جاها فرود آیید و توقف کنید. آگاه باشید که فاصله نگاه‏های مرگ بر شما کوتاه است و گویا هم اکنون چنگال‏هایش را در جان شما فرو می‏بَرَد. کارهای دشوار دنیا، مرگ را از یادتان برده و بلاهای طاقت‏فرسا، آن را از شما پنهان داشته است. پس پیوندهای خود را با دنیا قطع کنید و از پرهیزکاری کمک بگیرید».

 از دگرگونی روزگار عبرت بگیرید

گذشت زمان و گذر عمر، به انسان‏ها هشدار می‏دهد که خویشتن را برای مسافرت آخرت و کوچ کردن از این سرای فانی آماده سازند؛ زیرا عالم قبر و برزخ و پس از آن قیامت، منزلگاه‏های بسیار حساس و مهمی است که بدون آمادگی برای انسان‏ها بسیار سخت و وحشتناک خواهد بود. امیرمؤمنان علی علیه‏السلام در سخنانی راجع به این مسئله می‏فرماید: «فردا به امروز نزدیک است. امروز با آنچه در آن است می‏گذرد و فردا می‏آید و بدان می‏رسد؛ گویی هر یک از شما در دل زمین به خانه مخصوص خود رسیده و در گودالی که کنده‏اند، آرمیده‏اید. وه که چه خانه تنهایی و چه منزل وحشتناکی و چه سیه‏چال غربتی! گویی هم‏اکنون بر صور اسرافیل دمیده‏اند و قیامت فرا رسیده و برای قضاوت و حسابرسی قیامت بیرون شده‏اید. پندارهای باطل دور گردیده، بهانه‏ها از میان برخاسته و حقیقت‏ها برای شما آشکار شده و شما را به آنجا که لازم بود کشانده‏اند. اگر چنین است، از عبرت‏ها پند گیرید و از دگرگونی روزگار عبرت پذیرید و از هشدار دهندگان بهره‏مند گردید.»

 توصیف مرگ

اگر انسان اندکی به واقعیت مرگ بیندیشد و باور کند که دیر یا زود از این سرای فانی کوچ خواهد کرد، دیگر تحت تأثیرخواهش‏های نفسانی خویش قرار نخواهد گرفت و هرگز به لذت‏های فانی و زودگذر دنیا دل خوش نخواهد شد؛ بلکه همواره با اعمال نیک به فراهم آوردن زاد و توشه برای سفر آخرت همت خواهد گمارد. امیرمؤمنان در سخنانی، این گونه به توصیف «مرگ» پرداخت است: «مرگ، نابود کننده لذت‏ها و خواهش‏های نفسانی و دور کننده اهداف شماست. مرگ، دیدار کننده‏ای دوست نداشتنی، هماوردی شکست‏ناپذیر و کینه‏توزی است که بازخواست نمی‏شود. دام‏های خود را هم‏اکنون بر دست و پای شما آویخته و سختی‏هایش شما را فرا گرفته و تیرهای خود را به سوی شما پرتاب کرده است. قهرش بزرگ، دشمنی‏اش پیاپی و تیرش خطاناپذیر است. چه زود است که سایه مرگ، شدت دردهای آن، تیرگی‏های لحظه جان کندن، بیهوشی سکرات مرگ، ناراحتی و خارج شدن روح از بدن، تاریکی چشم پوشیدن از دنیا و تلخی خاطره‏ها شما را فرا گیرد».

 مرگ از شما غفلت نمی‏کند

انسان چه بخواهد و چه نخواهد، مرگ و اجلش فرا خواهد رسید و هرگز برای همیشه در این دنیا زندگی نخواهد کرد. حتی انبیای الهی که بهترین بندگان خدا بودند، پس از چند سال زندگی در این دنیا، از این جهان رخت بربستند.

امیرمؤمنان علی علیه‏السلام در این باره می‏فرماید: «مردم! شما را به یادآوری مرگ سفارش می‏کنم. از مرگ کمتر غفلت کنید. چگونه آن را فراموش می‏کنید، در حالی که شما را فراموش نمی‏کند؟ چگونه طمع می‏ورزید، در حالی که به شما مهلت نمی‏دهد؟ مرگ گذشتگان برای عبرت شما کافی است. آنها را به گورشان بردند، بی‏آنکه بر مرکبی سوار باشند. ایشان را در قبر فرود آوردند، بی‏آنکه خود فرود آیند. چنان از یاد رفتند، گویی از آباد کنندگان دنیا نبودند و آخرت همواره خانه‏شان بود. ... از چیزهایی که با آنها مشغول بودند جدا شدند و آنجا را که سرانجامشان بود، ضایع کردند. اکنون نه قدرت دارند از اعمال زشت خود دوری کنند و نه می‏توانند عمل نیکی بر نیکی‏های خود بیفزایند».

 ضرورت یاد مرگ

به یاد مرگ بودن، یکی از عوامل بسیار مهم و تأثیرگذار در رشد و تکامل اخلاقی آدمی است؛ زیرا انسانی که همواره به یاد مرگ باشد، ظواهر فریبنده دنیا او را از مسیرحق و حقیقت منحرف نمی‏سازد. از این رو امیرمؤمنان علی علیه‏السلام در نامه‏ای به فرزند برومندش امام حسن علیه‏السلام می‏نویسد: «پسرم! بدان تو برای آخرت آفریده شدی نه دنیا. برای رفتن از دنیا، نه پایدار ماندن درآن. برای مرگ، نه زندگی جاودانه در دنیا که هر لحظه ممکن است از دنیا کوچ کنی و به آخرت در آیی. تو شکار مرگی که فرارکننده آن نجاتی ندارد. هر که را بجوید به او می‏رسد و سرانجام او را می‏گیرد. از مرگ بترس. نکند زمانی سراغ تو را گیرد که در حال گناه یا در انتظار توبه کردن باشی و مرگ مهلت ندهد و بین تو و توبه فاصله اندازد که دراین حال خود را تباه کرده‏ای.

پسرم! فراوان به یادمرگ باش و به یاد آنچه به سوی آن می‏روی و پس از مرگ در آن قرار می‏گیری تا هنگام ملاقات با مرگ، از هر نظر آماده باشی. نیروی خود را افزون کن و کمر همت را بسته نگهدار که ناگهان نیاید و مغلوبت نسازد».

 تاریکی و وحشت قبر

امیرمؤمنان علی علیه‏السلام در سخنانی راجع به قبر و دشواری‏های آن چنین می‏فرماید: او را در سرزمین مردگان می‏گذارند و در تنگنای قبر تنها خواهد ماند. حشرات درون زمین، پوستش را می‏شکافند و خشت و خاک گور بدن او را می‏پوساند. تند بادهای سخت آثار او را نابود می‏کند و گذشت شب و روز، نشانه‏های او را از میان برمی‏دارد. بدن پس از آن همه طراوت متلاشی می‏گردد و استخوان‏ها بعد از آن همه سختی و مقاومت پوسیده می‏شود و روح درگرو سنگینی بار گناهان است. آنجاست که به اسرار پنهان یقین می‏کند، اما نه بر اعمال نیکش چیزی اضافه می‏شود و نه می‏تواند از اعمال زشت توبه کند».

 پیام مردگان

زیارت قبرمؤمنان، یکی از اعمال مستحبی است که در روایات اسلامی بسیار بر آن تأکید شده است؛ زیرا این زیارت، نه تنها برای انسان زیارت کننده پاداش به همراه دارد، بلکه یادآوری و تذکری برای اوست تا برای لحظاتی در احوالات آنان بیندیشد و عبرت بگیرد. امیرمؤمنان علی علیه‏السلام درسخنانی در این باره می‏فرماید: «حال اگر چه آثارشان نابود و اخبارشان فراموش شده، اما چشم‏های عبرت بین آنها را می‏نگرد و گوش جان اخبارشان را می‏شنود که با زبان دیگری با ما حرف می‏زنند و می‏گویند: چهره‏های زیبا، پژمرده و بدن‏های ناز پرورده، پوسیده شد. بر اندام خود لباس کهنگی پوشانده‏ایم و تنگی قبرما را در فشار گرفته، وحشت و ترس را از یکدیگر به ارث برده‏ایم و خانه‏های خاموش قبر بر ما فرو ریخته و زیبایی‏های اندام ما را نابود و نشانه‏های چهره‏های ما را دگرگون کرده است. اقامت ما در این خانه‏های وحشت‏زا طولانی است؛ نه از مشکلات رهایی می‏یابیم ونه از تنگی قبر گشایشی فراهم می‏شود».

منبع: ماه نامه - گلبرگ - 1384 - شماره 66، شهریور





طبقه بندی: معاد، امام علی(ع)،
[ سه شنبه 3 آبان 1390 ] [ 11:53 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

نکیر و منکر یا بشیر و مبشر

قبر

«پرسش قبر» ‌از مهم ترین موضوعات این مبحث است که در بسیاری از روایات از آن سخن رفته است و در اهمیت این موضوع همین نکته بس که انکار کننده ی آن، شیعه ی اهل بیت علیهم السلام نیست.

امام صادق علیه السلام فرمود: « هر که سه چیز را انکار کند، شیعه ی ما نیست:  1- معراج،     2- پرسش قبر،     3- شفاعت» (1).

از روایات استفاده می شود که پرسشهای قبر را دو فرشته به نامهای نکیر و منکر انجام می دهند:

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: « خداوند تعالی، دو فرشته به نامهای نکیر و منکر، جهت پرسش به قبر می فرستد» (2).

از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پرسیدند: سیمای فرشتگان بازرس قبر چگونه است؟

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: « بسیار تندخو و زشتند؛ صدایشان همچو رعد غرّان و چشمانشان چون برق تابان است.

موهایشان [ به گونه ای بلند است که از پشتشان آویزان و] به روی زمین کشیده می شود؛ دندانهایشان [ به گونه ای تیز است که وقتی آنها ] را در زمین فرو کنند، گودالی پدیدار شود» (3).

امام کاظم علیه السلام فرمود: « هنگام ورود مۆمن به قبر، بازرسان قبر [ با احترام] او را نشانند و سۆالاتشان را پرسند [و چون پاسخ به نیکی شنوند] قبرش را تا چشم کار می کند، بگشایند و از طعامهای بهشتی برایش ‍ [ارمغان] آورند.» (4)

حال این سۆال به ذهن می رسد که آیا سیمای فرشتگان بازرس قبر، نسبت به نیکان و بدان یکسان است یا تفاوت دارد؟

برای پاسخ به این سۆال، به نکاتی چند اشاره می شود:

الف- بازرسان قبر با این سیمای وحشتناک و هراسنده، فقط به سراغ بدکاران می آیند و این دیدار نامیمون سزای کمی از گناهان بزرگ آنهاست.

پاسخ به سۆالات بازرسان قبر، ارتباط مستقیم با اعمال و عقاید افراد دارد. آنان که در این جهان به نیکی از عهده ی این آزمون برآیند، با موفقیت این راه را پشت سر می گذارند؛ اما کسانی که در دنیا با کوله باری از گناه، راهی آن سرا شوند، در برابر آزمونی بسیار سخت قرار دارند. وقتی در آن خانه تنگ و تاریک قرار گیرند و با دو موجود وحشت آفرین و هولناک رو به رو شوند؛ چنان ترس و هراس بر آنان چیره گردد که تصورش را نتوان کرد

ب- سیمای بازرسان قبر نسبت به نیکوکاران بسیار زیبا و برخورد آنها همراه با مهربانی و محبت است.

ج- در برخی اخبار و ادعیه نیز بین بازرسان قبر، تفاوت گذاشته شده است؛ نسبت به بدکاران « نکیر و منکر» و نسبت به نیکوکاران « بشیر و مبشر» نامیده شده اند. (5)

«نکیر و منکر» را بدین سبب نام نهاده اند که از منکران خدا، پیامبر، امام و... همچنین از انجام دهندگان منکرات و زشتی ها سۆال می کنند.

«بشیر و مبشر»‌ را از این رو که بشارت دهنده و مژده آور برای اهل ایمان و نیکوکاران هستند، بدین اسم نام نهاده اند.

شایان ذکر است که گاهی از فرشتگان بشارت نیز، تعبیر به « نکیر و منکر» می شود.

برزخ

آزمونی سخت

در برزخ از مسائل کلی ( اعمال و عقاید) پرسیده می شود و رسیدگی به مسائل دیگر، به قیامت واگذار می گردد:

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: « از خدا، پیامبر، دین و امام پرسیده می شود». (6)

امام سجاد علیه السلام فرمود: « دریغا! ای فرزند آدم! غافلی؛ اما خدایت از تو غافل نیست. مرگ، شتابان سراغت می آید؛ تو را در می یابد؛ آنگاه تک و تنها به خانه قبر خواهی رفت و فرشتگان پرسش برای آزمونی سخت، نزدت می آیند و درباره ی پروردگار، پیامبر، دین، کتاب و امام از تو می پرسند. سپس از شمار عمر و چگونگی گذراندن آن و بعد، از به دست آوردن مال و چگونگی صرف آن خواهند پرسید» (7).

امام صادق علیه السلام فرمود: « در قبر از پنج چیز [ دیگر، نیز] پرسیده می شود:

1- نماز،   2- زکات،   3- حج،    4- روزه،    5- دوستی اهل بیت علیهم السلام». (8)

بنابراین، مهم ترین سۆالات قبر - تا آنجا که ما یافتیم- به شرح زیر است:

1- معبودت که او را پرستش می کردی، چه کسی بود؟

2- پیامبرت که بود؟

3- کتابش چه نام داشت؟

4- امامی که فرمانش را می بردی، چه کسی بود؟

5- شمار عمرت چند است و آن را چگونه صرف کردی؟

6- مالت را از کجا آورده و در چه راهی صرف نمودی؟

7- آیا نمازت را بدرستی انجام دادی؟

8- زکات و خمس مالت را پرداختی؟

9- از عهده ی حج واجبت به نیکی برآمدی؟

10- روزه های واجبت را به جا آوردی؟

11- آیا نسبت به اهل بیت علیهم السلام محبت داشتی؟

« نکیر و منکر» را بدین سبب نام نهاده اند که از منکران خدا، پیامبر، امام و... همچنین از انجام دهندگان منکرات و زشتی ها سۆال می کنند

غیر از موارد یاد شده، در روایتی آمده است:‌ از دوستان شخص نیز سۆال می کنند و چنین پرسند: با که دوست بودی؟ (9)

پاسخ به سۆالات بازرسان قبر، ارتباط مستقیم با اعمال و عقاید افراد دارد. آنان که در این جهان به نیکی از عهده ی این آزمون برآیند، با موفقیت این راه را پشت سر می گذارند؛ اما کسانی که در دنیا با کوله باری از گناه، راهی آن سرا شوند، در برابر آزمونی بسیار سخت قرار دارند. وقتی در آن خانه تنگ و تاریک قرار گیرند و با دو موجود وحشت آفرین و هولناک رو به رو شوند؛ چنان ترس و هراس بر آنان چیره گردد که تصورش را نتوان کرد.

به برخی از اشخاص در هنگام پاسخ، لکنت زبان دست می دهد. برخی گویند: در دنیا می گفتند: خدایی هست، پیامبری هست؛ ولی ما انکار می کردیم.

گروهی ممکن است از شدت ترس و لرز به آن دو اشاره کنند و گویند: خدا و پیامبر، شمایید.

پس از آن، فرشتگان با گرز آتشین و عمود آهنین بر سرشان کوبند؛ طوری که از قبرهایشان آتش زبانه کشد!

شایان ذکر است که میزان پاسخگویی و مجازات، به میزان کردار شخص بستگی دارد. بنابراین- چنانکه در گفتار بعدی نیز خواهیم گفت- مجازات همگان یکسان نیست.

 

پی نوشت:

1. « بحارالانوار»، ج6، ص 223:

« من انکر ثلاثة اشیاء، فلیس من شیعتنا: المعراج، و المسألة فی القبر، و الشفاعة».

2. « مدرک پیشین»، ص 245:

« إن الله تعالی ملکین؛ یقال لهما: منکر و نکیر؛ ینزلان علی المیت، فیسألانه...».

3. « مدرک پیشین»، ص 215-216:

« ملکان فظّان غلیظان؛ اصواتهما کالرعد القاصف، و ابصارهما کالبرق الخاطف! یطئان فی اشعارهما، و یحفران بأنیابهما! فیسألانک».

4. « مدرک پیشین»، ص 222:

« فإذا اُدخل [ المۆمن] قبره، اتاه منکر و نکیر؛ فیقعدانه و یقولان له: ... فیفسحان له فی قبره مدّ بصره؛ و یأتیانه بالطعام من الجنة...».

5. « اقبال»، ص 645. « بحار»، ج98، ص 291:

( به نقل « مصباح المنیر»، آیة الله علی مشکینی، ص 190، انتشارات یاسر):

« و أمتنی مسرورا و مغفورا، و تولّ انت نجاتی من البرزخ، و أدرعنی منکراً و نکیرا و ارعینی مبشرا و بشیرا؛ و اجعل لی الی رضوانک و جنانک مصیرا، و عیشاً قریرا، و ملکا کبیرا؛ و صل علی محمد و آله کثیرا».

بارالها! مرا شاد و آمرزیده بمیران؛ رهایی مرا از گفت و گوی برزخ عهده دار شو؛ منکر و نکیر را از من بازگردان؛ بشیر و مبشر را به من بنمایان؛ مرا به سوی خشنودی و بهشت خود راهی بگشای؛ حیاتی با کمال مطلوب که مایه ی روشنی چشم باشد، عطا کن؛ و بر محمد و خاندانش درود بی اندازه نثار فرمای. ( خواندن این دعا، در هر روز از ماه رجب، بسیار سفارش شده است).

6. « بحارالانوار»، ج6، ص 245:

«... یسألانه: عن ربه و نبیه و دینه و امامه».

7. « امالی الصدوق»، ص 407. « بحار»، ج6،‌ ص 223-224. « لئالی الاخبار»، ج4، ص 250:

« ابن آدم! إن اجلک اسرع شیء‌الیک... اول ما یسألانک عن ربک الذی کنت تعبده، و عن نبیک الذی ارسل الیک، و عن دینک الذی کنت تدین به، و عن کتابک الذی کنت تتلوه، و عن امامک الذی کنت تتولاه؛ ثم عن عمرک فیما افنیته؟ و مالک من این اکتسبته و فیما اتلفته؟».

8. « الکافی»، ج3، ص 241. « بحار»، ج6، ص 265-266:

« یسأل المیت فی قبره عن خمس: عن صلاته و زکاته و حجه و صیامه و ولایته و إیانا اهل البیت».

9. « بحارالانوار»، ج6، ص 260.

بخش اعتقادات شیعه تبیان





طبقه بندی: معاد، اعتقادات شیعه،
[ شنبه 30 مهر 1390 ] [ 11:52 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

برزخ کجاست ؟

برزخ و ارواح سه گانه

عالم دنیا نیز همانند بدن انسان از دو چهره برخوردار است:

1- ظاهر مادی ( دنیا).

2- باطن مثالی ( برزخ).

ظاهر دنیا چون مادی و قابل حس است، با بدن و قالب ظاهری درک می شود و پس از مرگ، هنگامی که بدن و قالب ظاهری ناتوان شد و از کار افتاد، بدن برزخی ( مثالی) جایگزین آن می شود و چون با آن جهان سنخیت دارد، قادر به درک پدیده های جهان برزخی است.

بنابراین، جهان برزخی از عالم طبیعت جدا و گسسته نیست که در انتهای این دنیا به جهانی برسیم و این جهان نیز با دیواری بسیار بزرگ از طبیعت جدا گردد؛ بلکه دنیا و برزخ ( مانند دو روی یک سکه) متصل و به هم پیوسته است؛ لذا دانشمندان اسلامی معتقدند که برزخ، در ملکوت همین دنیاست.

در روایات نیز گاهی واژه ی دنیا به جای برزخ به کار می رود. هرگاه، اینچنین تعبیر شود، مراد از آن، دنیای درونی و باطنی است.

از امام صادق علیه السلام پرسیده شد: حضرت آدم علیه السلام در کدام بهشت بوده است [ بهشت برزخی یا بهشت اخروی]؟

فرمود: « بهشت دنیا؛ زیرا در بهشت حضرت آدم، خورشید و ماه بوده است و اگر در بهشت آخرت می بود، هرگز از آن رانده نمی شد» (1).

از واژه ی «صبحگاه» و «شامگاه» در آیات زیر نیز فهمیده می شود که «برزخ» در همین دنیاست و جدای از آن نیست:

« و لهم رزقُهُم فیها بکرةً و عشیاً» (2)

رزق و روزی آنها، صبح و شب بدیشان می رسد.

« النارُ یعرضونَ علیها غدوّاً و عشیّاً» (3)

هر بامداد و شامگاه بر آتش عرضه می شوند.

امام صادق علیه السلام فرمود: « همانگونه که زندگان از اهدای هدیه به خود، خوشحال می شوند، مردگان نیز از آمرزش طلبی و استغفار در حق خویش، شادمان می گردند »

«وادی السّلام»؛ «برهوت»؟

از آنچه بیان شد، دریافتیم که برزخ، پیوسته به دنیاست.

اینک روایاتی را در این باره یادآور می شویم:

امام صادق علیه السلام فرمود: « هیچ مۆمنی در شرق و غرب زمین باقی نمی ماند؛ مگر اینکه به « وادی السلام» برده شود!»

پرسیده شد وادی السلام کجاست؟

فرمود: « پشت شهر کوفه؛ مۆمنان در آنجا حلقه حلقه گرد هم آیند و با هم سخن گویند» (4).

امیرالمۆمنین علیه السلام فرمود: « بدترین آب روی زمین، آب وادی برهوت است. برهوت سرزمینی است که در حضر موت [ اطراف یمن] واقع شده و تمامی کفار [ پس از مرگ] در آن سرزمین، گرد هم آیند.» (5)

امام صادق علیه السلام فرمود: « روح مۆمن را پس از مرگ به سوی نهر کوثر [ از نواحی وادی السلام] برند. مۆمن در باغهای اطراف آن گردش می کند و از شرابهای آن می آشامد؛ اما دشمنان ما [ اهل بیت] وقتی از دنیا روند، روحشان را به سوی وادی برهوت برند. در آن وادی تا روز قیامت، شکنجه شوند و از زقّوم (6) آن خورند و از حمیمش آشامند. پناه بر خدا از عذاب سخت این وادی!» (7)

جهان برزخی از عالم طبیعت جدا و گسسته نیست که در انتهای این دنیا به جهانی برسیم و این جهان نیز با دیواری بسیار بزرگ از طبیعت جدا گردد؛ بلکه دنیا و برزخ ( مانند دو روی یک سکه) متصل و به هم پیوسته است

حال که دانستیم ارواح در جاهایی غیر از محل دفن خود قرار دارند، پس چرا در روایات به «زیارت اهل قبور» سفارش شده است؟ برای پاسخ به این مطلب، توجه شما را به نکاتی چند جلب می نماییم:

الف- روح با جسد ارتباط ویژه ای دارد. وقتی بر سر قبر مۆمنی حاضر شوند، روحش از « وادی السلام» به سوی قبرش پرواز می کند و از دیدارکننده ی قبرش خشنود می گردد.

از امام کاظم علیه السلام پرسیده شد: آیا مۆمن زائر قبرش را می شناسد؟

فرمود: « آری، تا زمانی که بر سر قبر است، با او انس گیرد و چون از آنجا رود، دلتنگ می شود». (8)

ب- اگر بر سر قبر یادی از مرده کنند، فاتحه ای نثار روحش نمایند، برایش آمرزش طلبند یا در حق او دعایی بخوانند؛ سبب گشایش وضع او در برزخ می شود:

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: « بهترین هدیه زندگان برای مردگان دعا و آمرزش طلبی برای آنهاست». (9)

امام صادق علیه السلام فرمود: « همانگونه که زندگان از اهدای هدیه به خود، خوشحال می شوند، مردگان نیز از آمرزش طلبی و استغفار در حق خویش، شادمان می گردند.» (10)

ج- دیدار زندگان از قبور مردگان، مایه ی پند و عبرت و تذکار پس از مرگ است:

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: « به زیارت مراقد مردگان روید؛ تا شما را به یاد [ مرگ و] آخرت اندازد » (11).

 

پی نوشت ها :

1.       « الکافی»، ج3، ص 247. «بحار»، ج6، ص 284:

سئل عن ابی عبدالله علیه السلام من جنة آدم؟

فقال: « جنة من جنان الدنیا؛ تطلع فیها الشمس و القمر؛ و لو کانت من جنان الخلد، ما خرج منها ابداً».

2. مریم (19) آیه ی 62.

3. مۆمن (40) آیه ی 46.

4. « الکافی»، ج3، ص 243. « بحار»، ج6، ص 268.

«... ان لا یبقی مۆمن فی شرق الارض و غربها؛ الا حشرالله روحه الی وادی السلام!» فقیل له: « این وادی السلام»؟

قال: « ظهر الکوفه: اما انی کأنی بهم حلق حلق قعود یتحدثون».

5. « الکافی»، ج3، ص 246. «بحار»، ج6، ص 289:

« شرّ ما علی وجه الارض؛ ماء برهوت؛ و هوالذی بحضر موت، ترده هام الکفار».

6. زقوم: درختی است در جهنم که غذای اهل جهنم از آن درخت است.

« ترجمه ی منجد الطلاب»، محمد بندرریگی، ص 221، انتشارات اسلامی.

7. « بصائر الدرجات»، ص 130 ( به نقل « بحار»، ج6، ص 287):

«... ان المۆمن اذا توفی صارت روحه الی هذا النهر و رعت فی ریاضه و شربت من شرابه. و ان عدونا اذا توفی صارت روحه الی وادی برهوت فاخلدت فی عذابه؛ و اُطعمت من زقّومه، و اسقیت من حمیمه؛ فاستعیذوا بالله من ذلک الوادی!».

8. « لئالی الاخبار»، ج4، ص 256:

« المۆمن یعلم من یزور قبره؟ قال: نعم. لا یزال مستأنساً به مازال عند قبره: فإذا قام و انصرف من قبره دخله من انصرافه عنه وحشة».

9. « المحجة البیضاء»، ج8، ص 291:

« ان هدایا الاحیا للاموات : الدعاء و الاستغفار».

10. « مدرک پیشین»، ص 292. « لئالی الاخبار»، ج4، ص 258-259:

« ان المیت لیفرح بالترحم علیه و الاستغفار له؛ کما یفرح الحی بالهدیة تهدی الیه».

11. « مدرک پیشین»، ص 298:

« زر القبور؛ تذکر بها الاخرة».

بخش اعتقادات شیعه تبیان





طبقه بندی: معاد، اعتقادات شیعه،
[ پنجشنبه 28 مهر 1390 ] [ 11:51 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

بهشت و جهنم کجاست ؟

بهشت-جهنم

آیا بهشت و جهنمى كه قرآن مطرح مى كند، اكنون موجود است یا به تدریج با اعمال انسان آفریده مى شود؟ اگر آفریده شده، مكان آن دو كجاست؟

قرآن كریم دو نوع بهشت و جهنّم را مطرح مى كند; یكى بهشت و جهنّم برزخى، كه در آیه هاى 26 و 27 سوره یس; 169 سوره آل عمران; 46 سوره مۆمن و 25 سوره نوح، مطرح شده است. این نوع بهشت و جهنّم هم اكنون موجود است، ولى موقتى مى باشد و با برپایى قیامت پایان مى یابد.[1]

دیگرى بهشت و جهنّم در قیامت است كه در آیه هاى فراوانى مطرح شده است.

از آیات قرآن و روایات اسلامى استفاده مى شود كه این نوع بهشت و جهنّم هم اكنون موجود است.

بسیارى از مفسران در ذیل آیاتى كه براى بهشت و جهنّم كلمه «اعدّت» (مهیا شده) به كار رفته، گفته اند، از این كلمه استفاده مى شود كه بهشت و جهنّم، هم اكنون موجود است; مانند این آیات:

(وَجَنَّة عَرْضُهَا السَّمَـوَ تُ وَالاَْرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِین)[2]; و بهشتى كه پهنایش [به قدر] آسمان ها و زمین است[و] براى پرهیزگاران آماده شده است.

(وَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِى أُعِدَّتْ لِلْكَـفِرِین)[3]; و از آتشى كه براى كافران آماده شده است بترسید. و آیه 21 سوره حدید، 24 سوره بقره و ... .

«هروى» به امام رضا(علیه السلام) عرض مى كند: یابن رسول اللّه، آیا بهشت و جهنّم هم اكنون آفریده شده اند؟ امام فرمود:

نَعَمْ وَ اِنَّ رَسُولَ اللّهِ(صلی الله علیه و آله) قَدْ دَخَلَ الْجَنَّةَ وَ رَأَى النّارَ لَمّا عُرِجَ بِه اِلَى السَّماءِ; بلى، هنگامى كه رسول خدا به آسمان عروج كرد، وارد بهشت شد و جهنّم را دید.[4]

در روایت دیگرى پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) مى فرماید:

مَكْتُوبٌ عَلى بابِ الْجَنَّةِ، لا اِلهَ اِلاّ اللّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ، عَلىٌّ اَخُو رَسُولِ اللّهِ قَبْلَ اَنْ یَخْلُقَ اللّهُ السَّموتِ وَ الاَرْضَ بِاَلْفَىْ عام; بر در بهشت، دو هزار سال قبل از این كه خداوند آسمان ها و زمین را بیافریند، نوشته شده، لااله الاّ اللّه محمد رسول اللّه، علىّ اخو رسول اللّه.[5]

مكان بهشت و جهنّم برزخى در درون و باطن این جهان است. در مورد مكان بهشت و جهنّم قیامت اختلاف نظر است

گرچه بهشت و جهنّم هم اكنون موجود است، ولى اعمال آدمیان در شكل دهى به برخى از خصوصیات و ویژگى هاى آنها نقش دارند.

در روایتى مى خوانیم هر بار كه مۆمن ذكر  «لاحول و لاقوة الاّ باللّه» مى گوید، یك درخت در بهشت غرس مى شود.[6]

مكان بهشت و جهنّم برزخى در درون و باطن این جهان است.

در مورد مكان بهشت و جهنّم قیامت اختلاف نظر است:

1. در آسمان ها است، چون قرآن خبر از معراج پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) به آسمان ها مى دهد و مى فرماید:(عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى);[7] بهشت جاویدان نزد سدرة المنتهى است، همان نقطه اى كه برترین مكان آسمان است.

در آیه دیگرى مى فرماید: (وَ فِى السَّمَآءِ رِزْقُكُمْ وَ مَا تُوعَدُون)[8; روزى شما و آن چه به شما وعده داده مى شود، در آسمان است.

2. بهشت و جهنّم مادى نیست تا نیازى به مكان داشته باشد. لذا با برپایى قیامت، طومار زمین  و كرات آسمانى در هم پیچیده مى شود، ولى بهشت و جهنّم موجود بوده و به حال خود باقى است.

3. بهشت و جهنّم در درون و باطن این جهان قرار دارد.[9]

 

پی نوشت:

[1] ر.ك: ناصر مكارم شیرازى و همكاران، پیام قرآن، ج 5، ص 443 ـ 456.

[2] آل عمران، آیه 133.

[3] همان، آیه 131.

[4] بحارالأنوار، ج 8، ص 119.

[5] همان، ص 131.

[6] همان، ص 149.

[7] نجم، آیه 15.

[8] ذاریات، آیه 22.

[9] ر.ك: ناصر مكارم شیرازى و همكاران، پیام قرآن، ج 6، ص 323 ـ 344.

بخش اعتقادات شیعه تبیان





طبقه بندی: معاد، اعتقادات شیعه،
[ سه شنبه 26 مهر 1390 ] [ 11:50 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

معاد و روز قیامت واقعه حتمی!


معاد


معاد و روز قیامت حقیقتی است که به واقع برای همه ی موجودات رخ خواهد داد. قرآن کریم در آیات بسیاری به این موضوع اشاره نموده و کوشیده به بیانات گوناگون حقیقت آن را برای انسان ها اثبات نماید و درباره ی آن هشدار دهد تا انسان ها خود را برای مواجهه و رویایی با آن آماده نمایند. اندیشمندان اسلامی نیز تلاش نموده اند با توجه به آیات الهی در نظام های عقلانی خویش این مسئله را مورد توجه قرار دهند، امّا با همه ی تصریح قرآن درباره وقوع این واقعه ی حتمی، اثبات معاد و روز قیامت در برخی از نظامات منطقی جواب نداده است!


 در این نوشتار با ما همراه باشید تا با بررسی نظام های عقلانی اندیشمندان مختلف، ضعف عقل بشری از درک و اثبات حقایق ماورائی را مشاهده نماییم.

 

معاد و روز قیامت واقعه حتمی!

معاد به معنای بازگشت است که اشاره به مکان و یا زمان خاصی ندارد بلکه مقصود از آن بازگشت همه ی انسان ها به سوی خداوند و حضور ایشان در محضر عدل الهی است که برای حساب و کتاب اخروی می باشد و بر اساس آن نیکان به بهشت و بدکاران به دوزخ الهی رهسپار می شوند. آیات قرآن و روایات اسلامی درباره کیفیت این حقیقت تردید ناپذیر بسیار است. که در برخی از موارد جزییات بسیار آن ها را نیز مورد توجه قرار داده است.

 

اندیشمندان اسلامی و حقیقت معاد!

در تاریخ تفکر اندیشمندان اسلامی بر اساس رشد عقل بشری ، مواجهه با این حقیقت به صور گوناگونی رخ داده است. برخی از ایشان نتوانسته اند به اثبات معاد بر مبنای نظام خویش بپردازند و برخی دیگر نیز در برخی از بخش ها ناتوان بوده‌اند. امّا با توجه به گواهی دینی این مطلب را مورد پذیرش قرار داده اند.

بسیاری از حقایق و حیانی ورای عقلند نه آنکه مخالف عقل باشند به همین دلیل در صورت آگاهی انسان بدان ها می توانند در مسیری معقولانه مورد توجه قرار گیرند

فارابی و معاد!

ابونصر فارابی نخستین کسی است که کوشید در نظام معقول خویش دین را با حقایق عقلی و روش منطقی مورد تبیین قرار دهد. بر مبنای نظام منطقی فارابی نفوس انسان هایی که در زندگی روش معقول و دینی را در پیش گرفته باشند ابدی خواهد بود و فانی نمی شود و لذا می توانند در صحنه ی قیامت حضور یابند. اما فارابی در مورد سایر انسان ها که البته اکثریت مردم را نیز شامل می شوند و در زندگی روش معقولانه را در پیش نمی گیرند، قائل به فنای روحی و نفس آنهاست. بدین ترتیب فارابی نمی تواند تعارض میان بقای نفوس برای حضور در صحنه ی محشر را با تصریح دینی بر حتمیت معاد را از میان بردارد. گر چه فارابی فقیه و قاضی القضاة شهر خویش است ، امّا در نظام معقول خویش موفق به اثبات معاد نمی‌شود و نمی تواند آن را تبیین منطقی نماید. با توجه به شخصیت دینی فارابی احتمالاً در این زمینه اکتفاء به نقل تنها نموده است گر چه تصریح خود فارابی در این باره موجود نباشد.

 ابن سینا

ابن سینا و معاد!

ابن سینا پس از فارابی بزرگ ترین اندیشمند اسلامی است که در نظامی منجسم و معقول می کوشد حقایق فکری را مورد بررسی قرار دهد. در این میان موضوع معاد به عنوان حقیقتی غیرقابل انکار مورد توجه ابن سیناست. وی می کوشد نقایص نظام فکری فارابی را بر طرف نموده. اعتقاد ابن سینا به بقای نفس که حقیقتی روحانی و مجرد از ماده است وی را موفق می نماید تا در نظام فکری خویش حقیقت و اصل ها را بتواند تبیین عقلانی نماید. از این رو ابن سینا معاد و روز قیامت را حقیقتی تردیدناپذیر و برای همه نفوس می داند. امّا از سوی دیگر ابن سینا تنها معاد نفوس را اثبات می نماید و نمی تواند معاد جسمانی را که قرآن مورد اشاره قرار داده است، تبیین عقلانی کند امّا تصریح می کند که چون نبی صادق را قبول دارد بیان نبی صادق درباره معاد جسمانی را می پذیرد اگر چه نظام معقول وی قادر به اثبات و تبیین عقلانی معاد جسمانی نباشد.

معاد به معنای بازگشت است که اشاره ی به مکان و یا زمان خاصی ندارد بلکه مقصود از آن بازگشت همه ی انسان ها به سوی خداوند و حضور ایشان در محضر عدل الهی است

ملاصدرا و معاد!

آوازه ی صدرا المتألهین اندیشمند نامدار اسلامی پس از بوعلی سینا عالم گیر است. وی کوشیده است نقایص و مشکلات منطقی و عقلانی نظام های فکری پیش از خود را به نحو بدیل و ابتکاری حل نماید. در همین راستا در موضوع معاد نقص نظام فکری اندیشمندان پیشین مورد توجه ویژه ی ملاصدرا قرار گرفته است، وی کوشیده با تبیین ابتکاری درباره نحوه ی پیدایش و نیز بقای نفس آدمی، موضوع معاد جسمانی را که در نظام فکریش حل نشده باقی مانده رفع و رجوع نماید.ملاصدرا با اثبات جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء بودن نفس و همچنین از سوی دیگر ارائه ی نظریه درباره مراتب وجودی و جسم مثالی به تبیین ابعاد گوناگون معاد قرآنی بپردازد. بر این اساس ملاصدرا معاد جسمانی را نیز در نظام فکری خویش تبیین می نماید و در جهت هماهنگ ساختن آن با بیان قرآنی می کوشد. قضاوت درباره ی موفقیت و یا عدم توفیق ملاصدرا در این باره خود مجالی وسیع می طلبد و در این کوتاه نوشتار نمی گنجد. امّا آنچه مسلّم است آن که، تلاش ملاصدرا در تبیین عقلانی معاد در نظام فکری خویش تلاشی مطلوب و مأجور است.

 

سخن پایانی!

با توجه به آنچه گذشت و بررسی نظریات برخی از اندیشمندان اسلامی درباره ی معاد و تبیین معقول آن در نظام های فکری ایشان می توان گفت: عقل بشری تنها در پرتو کلام و حیانی است که می تواند زمینه رشد و شکوفایی خویش را فراهم سازد و در موضوعاتی که ماورای درک عقل است پذیرش سخن شارع و وحی الهی می تواند گستره ای را برای آغاز تلاشی معقول فراهم نماید. چرا که آموزه های وحی گر چه در برخی موارد برتر از عقل هستند اما گروهی را بدان ها توجه داده، می توانند به صورت معقول و با روش عقلانی تبیین شوند. به بیان دیگر بسیاری از حقایق و حیانی ورای عقلند نه آنکه مخالف عقل باشند به همین دلیل در صورت آگاهی انسان بدان ها می توانند در مسیری معقولانه مورد توجه قرار گیرند. هم چنین توجه به این موضوع اهمیت بسیاری دارد که عقل بشری هیچگاه از وحی و آموزه های قرآنی برای شناخت حقایق بی نیاز نبوده و نخواهد بود.    

بخش اعتقادات شیعه تبیان





طبقه بندی: معاد، اعتقادات شیعه،
[ شنبه 23 مهر 1390 ] [ 11:49 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

سادات هم جهنم می روند؟

ذریه

می‌گویند سادات به آتش وارد نمی‌شوند و به یك جای سرد برده می‌شوند . در پاسخ به این شبهه چنین باید گفت:

گرچه سادات به علت انتسابشان به اهل بیت (علیهم السلام) از شرافتی خاص برخوردار هستند، اما نه تنها این شرافت‌، زمینه تبعیض در مورد آنها را ایجاد نمی‌كند، بلكه مسئولیت آنها نسبت به سایرین سنگین‌تر نیز خواهد شد. همانگونه كه زنان پیامبر نیز اگر تكالیف خود را به خوبی انجام دهند پاداش مضاعف خواهند داشت زیرا این افراد علاوه بر این كه خود بنده‌ای مطیع و فرمانبردار امر الهی بوده‌اند، با اعمال نیك خود سبب توجه بیشتر مردم به دین می‌شوند. ولی اگر خدای نكرده‌، عمل خلاف دین مرتكب شوند جزای آنان نیز مضاعف خواهد شد. زیرا علاوه بر این كه سركشی از فرمان الهی كرده‌اند، سبب سوء ظن و بدبینی مردم نسبت به دین و خاندان رسالت هم شده‌اند. بنابراین عدالت الهی در همه موارد جاری است و حق هیچ كس ضایع نمی‌شود در حالیكه به هیچ كس هم به ناحق چیزی داده نمی‌شود.

گرچه سادات به علت انتسابشان به اهل بیت (علیهم السلام) از شرافتی خاص برخوردار هستند، اما نه تنها این شرافت‌، زمینه تبعیض در مورد آنها را ایجاد نمی‌كند، بلكه مسئولیت آنها نسبت به سایرین سنگین‌تر نیز خواهد شد

پس توجه شما را به چند نكته مهم جلب می‌كنیم‌:

1ـ هر حدیثی كه با قرآن همخوانی نداشته باشد مردود است‌.

2ـ قرآن فرزند بلافصل نوح را به دلیل عدم تبعیت از پیامبر به صراحت از اهل نوح نمی‌داند.

3ـ آیه نسأ النبی منسوبین به پیامبر اكرم را به اجر مضاعف در حسنات و همچنین زجر مضاعف در سیئات توصیف می‌كند.

4ـ آیات «لا تبدیل لحكم الله» و یا «لن تجد لسنَّه الله تبدیلا» به تعبیر دیگر «تحویلا»، بیانگر این موضوع است كه ملاك در صلاح و فساد یك فرد برخاسته از عملكرد صحیح او است كه آن نیز از اعتقادات صحیح او منشأ می‌گیرد. تا آنجا كه با (آمنوا و عملوا الصالحات‌) سلمان فارسی (منّا اهل البیت‌) می‌شود و در جای دیگر جعفر كذاب مردود و مترود می‌گردد.

بخش اعتقادات شیعه تبیان






طبقه بندی: معاد، اعتقادات شیعه،
[ چهارشنبه 20 مهر 1390 ] [ 11:48 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

چه کسانی روح انسان را می گیرند؟

قبض روح

خداوند برای هر کاری فرشته‌ای آفریده است و از اوّل عزرائیل را برای این کار و متناسب با این عمل خلق کرد، نه این که اوّل همه ملائکه را خلق نموده باشد، سپس به دنبال شغل آنها باشد، زیرا همه فرشتگان یکسان نیستند و هر یک از همان ابتدا متناسب با کاری خلق شده است. چه بسا کار دیگری از آنها برنیاید.

گذشته از این که، در آیات قرآن، قبض روح به عوامل گوناگونی نسبت داده شده، گاهی این امر به خداوند نسبت داده شده است: «الله یتوفّی الأنفس حین موتها(1)؛ خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض می‌کند».

از برخی آیات استفاده می‌شود قبض روح توسط فرشته مرگ و عزرائیل انجام می‌گیرد:

«قل یتوفیکم ملک الموت الذی وکّل بکم(2)؛ بگو فرشته مرگ که مأمور قبض روح شماست، جان شما را خواهد گرفت».

از گروه سوم آیات استفاده می‌شود که قبض روح توسط فرستادگان الهی انجام می‌گیرد:

«حتی إذا جاء أحدهم الموت توفّته رسلنا(3)؛ آن گاه که مرگ یکی از شما فرا رسد. رسولان ما او را می‌میرانند».

قابض ارواح و گیرنده اصلی جان‌ها خدا است و ملک الموت (عزرائیل) و فرشتگان از طرف خدا، مأمور این کارند. طبق فرموده امام صادق(علیه السلام) عزرائیل یارانی از فرشتگان دارد که در اطراف عالم جان‌ها را می‌گیرند و به عزرائیل تحویل داده و او همه را به خداوند تقدیم می‌نماید

این سه آیه با هم منافات و مخالفت ندارند؛ زیرا ملک الموت و عزرائیل هم از طرف خداوند مأموریت دارند، که در قرآن نیز با جمله «وکلّ بکم» به این مأموریت اشاره شد‌ه، همان گونه که فرشتگان خدا هم مأمور خدا هستند و در قرآن با کلمه «رسلنا» به این حقیقت اشاره شده است. بنابر این قابض ارواح و گیرنده اصلی جان‌ها خدا است و ملک الموت (عزرائیل) و فرشتگان از طرف خدا، مأمور این کارند.

طبق فرموده امام صادق(علیه السلام) عزرائیل یارانی از فرشتگان دارد که در اطراف عالم جان‌ها را می‌گیرند و به عزرائیل تحویل داده و او همه را به خداوند تقدیم می‌نماید.(4

پس نسبت دادنِ قبض روح و جان گرفتن هم به خدا، هم به عزرائیل و هم به فرشتگان صحیح است، همان گونه که نوشتن را می‌توان هم به انسان و هم به دست و هم به قلم نسبت داد، زیرا قلم در اختیار دست و دست در اختیار انسان است.

 

پی‌نوشت‌ها:

1ـ سوره زمر (39) آیه 42.

 2ـ سوره انعام (6) ویه 61.

 3ـ سوره سجده (32) آیه 11.

 4ـ بحار الانوار، ج 6، ص 144.

بخش اعتقادات شیعه تبیان






طبقه بندی: معاد، اعتقادات شیعه،
[ یکشنبه 10 مهر 1390 ] [ 11:47 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 2 :. [ 1 ] [ 2 ]