منتظران حضرت

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه

عید فطر در قرآن


عید فطر در قرآن

عید چیست؟

عید در لغت از ماده عود به معنی بازگشت است، و لذا به روزهایی که مشکلات از قوم و جمعیتی بر طرف می‌شود و بازگشت به پیروزی‌ها و راحتی‌های نخستین می‌کند عید گفته می‌شود، و در اعیاد اسلامی به مناسبت این که در پرتو اطاعت یک ماه مبارک رمضان و یا انجام فریضه حج، صفا و پاکی فطری نخستین به روح و جان باز می‌گردد و آلودگی‌ها که بر خلاف فطرت است، از میان می‌رود، عید گفته شده است. (1)

بسیاری از آیات قرآن بر اجتماعی بودن شئون اسلامی دلالت می‌کند و صفت اجتماعی بودن در تمامی احکام و قوانین اسلامی حاکم است. شارع مقدس اسلام در مسئله جهاد، اجتماعی بودن را به طور مستقیم تشریع کرده و دستور داده حضور در جهاد و دفاع، به آن مقداری که دشمن دفع شود واجب است.

روزه و حج بر هر کسی که مستطیع و قادر به انجام آن دو باشد و عذری نداشته باشد واجب است، اجتماعیت، در این دو واجب به طور مستقیم نیست. بلکه لازمه آن دو است، چون وقتی روزه‌دار روزه گرفت قهراً در طول رمضان در مساجد رفت و آمد خواهد کرد و در آخر در روز عید فطر، این اجتماع به حد کامل می‌رسد، و نیز وقتی مکلف به زیارت خانه خدا گردید قهراً با سایر مسلمانان یک جا جمع می‌شود، و در روز عید قربان این اجتماع به حد کامل می‌رسد. و نیز نمازهای پنج‌گانه یومیه را بر هر مکلفی واجب کرده، و جماعت را در آن واجب نساخته، ولی این رخصت را در روز جمعه تدارک و تلافی کرده و اجتماع برای نماز جمعه را بر همه واجب ساخته است.


عید فطر در قرآن

با مراجعه به قرآن شریف آیاتی را می‌توان یافت که به طور مستقیم و با کمی دقت بر عید فطر و آداب آن توجه دارند و نشان می‌دهند که این مسئله از دید قرآن پنهان نمانده است. آن آیات عبارتنداز:


1- آیه 185 سوره مبارکه بقره:
در این آیه خداوند متعال ضمن معرفی ماه مبارک رمضان و نزول قرآن در آن به برخی از احکام مربوط به این ماه شریف اشاره کرده و می‌فرماید: هر یک از شما که هلال ماه رمضان را مشاهده کرد باید روزه بگیرد و کسی که در حال سفر و یا مریض بود و ماه رمضان را درک کرد در روزهای دیگر باید، روزه فوت شده را جبران کند. در ادامه می‌فرماید: خداوند این احکام را به خاطر راحتی شما و نه به خاطر به سختی افتادنتان تشریع نموده است و این که عدد را تکمیل کنید و خدا را به خاطر هدایت بزرگ بدارید.

«یریدالله بکم الیسر ولایرید بکم العسر و لتکملواالعدة و لتکبروالله علی ماهدئکم و لعلکم تشکرون».

ولتکموا... عطف به یرید و مبین علت غائی است. خداوند در تشریع احکام برای شما آسانی خواسته نه سخت‌گیری، تا روزه ایام معدود را به هر صورتی که بتوانید چه در ماه رمضان یا غیر آن به کمال رسانید ممکن است ولتکملوا، عطف به فعل مقدر یا فلیصمه باشد: تا از این امر «فلیصمه» (و هر امری) آنچه آسانست و بتوانید، انجام دهید و آن را تکمیل نمایید، چون امر ولتکموا بعد از امر به روزه ماه رمضان است کمال ظاهری آن معنای اتمام می‌باشد. و کمال معنوی آن انجام با شرایط و آداب آن است تا با گذشت ایام اراده ایمانی، حاکم بر انگیزه‌ها و شهوات گردد و انسان را برتر آرد و اراده خدا ذهن را فراگیر و یاد عظمت او زنده و فعال گردد یادی که بر طریق هدایت استوار شود:

و لتکبروالله علی ماهداک و در پرتو آن، نعمت‌ها مشخص و شکرگزاری شود.

در روایات منظور از تکبیر در جمله: و لتکبرواالله علی ما هدیکم تعظیم، و منظور از هدایت، ولایت است.

این که هدایت به معنای ولایت باشد از باب تطبیق کلی بر مصداق است و ممکن است از قبیل همان قسم بیاناتی باشد که نامش را تاویل گذاشته‌اند، چنانکه در بعضی از روایات آمده و در معنای دو کلمه یسر و عسر فرموده‌اند: یسر ولایت و عسر مخالفت با خدا و دوستی با دشمنان خداست.

پس معنای آیه این است که تا خداوند را بزرگ بداری و اجلالش کنی به خاطر آن هدایت و راهنمایی که برای شما در دینتان بیان کرد و به خاطر آن که به شما توفیق داد تا ماه رمضان را روزه بدارید این ماه اختصاصی شما امت مسلمان می‌باشد و امم دیگر از آن بی‌بهره‌اند.

بیشتر دانشمندان گفته‌اند که مقصود از ولتکبراالله، تکبیرهایی است که در شب عید فطر وارد شده است که این تکبیرها بعد از چهار نماز مغرب و عشاء و صبح روز عید و نماز عید فطر گفته می‌شود. در عید فطر این گونه می‌گویند: «الله‌اکبر الله‌اکبر لااله الاالله و الله‌اکبر الله‌اکبر و لله‌الحمد الحمد علی ما هدانا و له الشکر علی ما اولانا.» (2)

توضیح- برخی برای روز عید این تکبیرها را بعد از نماز ظهر و عصر روز عید نیز ذکر کرده‌اند. حضرت امام خمینی و آیة‌الله اراکی جزء این دسته از فقها می‌باشند مستند این حکم، روایتی است از قول امام صادق علیه‌السلام که فرمود: در عید فطر هم تکبیر هست، عرضه داشتم تکبیر که غیر از روز قربان نیست، فرمود: چرا در عید فطر هم هست، لیکن مستحب است که در مغرب و عشاء و فجر و ظهر و عصر و دو رکعت نماز عید گفته شود. (3)

همچنین سعید نقاش از امام صادق علیه‌السلام روایت کرده است که فرمود: برای من در شب عید فطر تکبیر هست، اما واجب نیست بلکه مستحب است، می‌گوید، پرسیدم این تکبیر در چه وقت مستحب است؟ فرمود در شب عید در مغرب و عشا و در نماز صبح و نماز عید آنگاه قطع می‌شود، عرضه داشتم: چگونه تکبیر بگویم؟ فرمود: می‌گویی الله‌اکبر، الله‌اکبر، لااله الاالله، و الله‌اکبر، الله‌اکبر و لله الحمد، الله‌اکبر علی ما هدانا و منظور از کلام خدا که می‌فرماید: و لتکموا العدة همین است، چون معنایش این است که نماز کامل کنید. و خدا را در برابر این که هدایتتان کرده تکبیر کنید ‌(4) و تکبیر همین است که بگویید: الله‌اکبر، لااله الاالله، و الله‌اکبر، و لله الحمد راوی می‌گوید در روایت دیگری آمده که تکبیر آخر را چهار بار باید گفت.

مرحوم علامه طباطبائی ضمن بیان دو روایت یاد شده در حل تعارض بین آن ‌دو می‌نویسد: اختلاف این دو روایت که یکی تکبیر را در ظهر و عصر نیز مستحب می‌‌‌داند و دیگری نمی‌داند ممکن است حمل شود بر مراتب استحباب، یعنی دومی مستحب باشد، و اولی مستحب‌تر، و این که فرمود: منظور از (و لتکملوا العدة) اکمال نماز است شاید منظور این باشد با خواندن نماز عید، عدد روزه را تکمیل کنید و باز خود تکبیرات را بگویید. که خدا شما را هدایت کرد، و این با معنائی که ما از ظاهر جمله، ولتکبرواالله علی ما هدیکم ... فهمیدیم منافات ندارد، برای این که کلام امام استفاده حکم استحبابی از مورد وجوب است. (5)

شافعی معتقد است که باید الله‌اکبر را سه بار گفت و از زمانی‌که ماه دیده می‌شود و تا زمانی‌که امام به نماز می‌ایستد این تکبیرها تکرار شود. وقتی امام بیرون آمد همراه تکبیر او باید تکبیر گفت در حالی که در عید قربان باید همین تکبیرها را پشت سر ده نماز خواند که اولین آنها نماز ظهر روز عید قربان تا ده نماز بعد از آن می‌باشد. کسانی که در شهرها هستند پشت سر ده نماز این تکبیرها را می‌گویند و کسانی که در منا می‌باشند پشت سر 15نماز که اول آنها نماز ظهر عید قربان است این تکبیرها را تکرار می‌کنند. (6)


ادامه مطلب



طبقه بندی: قرآن کریم، عید سعید فطر،
[ پنجشنبه 17 مرداد 1392 ] [ 01:58 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

منظور از دو بهشت در قرآن چیست؟

منظور از دو بهشت در قرآن چیست؟


در آیه 29 سوره نجم دستوری وجود دارد مبنی بر دوری کردن از افرادی با این دو ویژگی: روگردانی از یاد خدا (مَّن تَوَلَّى عَن ذِكْرِنَا) و دنیاخواهی صِرف (لَمْ یُرِدْ إِلَّا الْحَیَاةَ الدُّنْیَا).


بهشت

جزء بیستم و هفتم قرآن کریم که از آیه 31 سوره مبارکه ذاریات آغاز و به پایان سوره مبارکه حدید ختم می شود ، در بردارنده آموزه ها و پیام‌های روح افزای الهی است که این نوشته تعدادی از آن‌ها را نقل می کند.

 

عذاب کی نازل می شود؟

آیه 44 سوره ذاریات درباره سرانجام قوم ثمود است که به رهنمودهای پیامبرشان صالح علیه السلام توجه نکردند؛ بر کفرشان پافشاری کردند و عاقبت شتری را که معجزه الهی بود را کشتند. در نهایت این قوم سرکش به عذاب الهی گرفتار شد و کارش به اتمام رسید.

نکته مورد نظر در این آیه قانون موجود در آن است که بیان می کند عذاب وقتی نازل می شود که مردم از فرمان الهی سرپیچی کنند (فَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ ).

البته این به شرطی است که با توبه و استغفار به مسیر حق برنگردند که اگر برگشتند عذاب برطرف خواهد شد.

امیرمۆمنان علیه السلام تنها مانع نزول عذاب الهی را استغفار معرفی می کند که اگر نباشد نافرمانی اثر خود را گذاشته و عذاب الهی نازل می شود. [1]

 

فرار به سوی خدا

در آیه 50 سوره ذاریات دستور منحصر به فردی دیده می شود که جز در این آیه در هیچ کجای قرآن دیده نمی شود و آن دستور به فرار است؛ فرار به سوی خدا (فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ)

منظور از این فرار در یک جمله، گریختن از تمام بدی‌ها به سوی تمام خوبی‌هاست؛ از تمام پستی‌ها به تمام کمالات است.

معمولاً «فرار» در جایی استفاده می شود که انسان از یک سو با موجود یا حادثه وحشتناکی روبرو شده و از سوی دیگر پناهگاهی در نقطه ای سراغ دارد ، برای همین با سرعت تمام از محل حادثه دور شده؛ به آن نقطه امن رو می آورد. [2]

آیه می فرماید: شما نیز از شرک و بت پرستی که عقیده وحشتناکی است گریخته و به توحید خالص که منطقه امن واقعی است رو آورید؛ از عذاب خدا بگریزید و به سوی رحمتش بروید؛ از نافرمانی‌ها و عصیانش فرار کنید و به توبه و انابه متوسل شوید.

مراد از این دو بهشت چیست؛ علامه طباطبایی (ره) بعد از بیان تفاسیر گوناگون در پایان، این نظر را مطرح کرده و آن را بهتر از دیگر اقوال می داند که: یک بهشت را به خاطر استحقاقی که دارد به او (انسان رهیافته به بهشت) می دهند و یک بهشت دیگر را فقط به عنوان تفضل ارزانیش می دارند

خلاصه، از زشتی‌ها، بدی‌ها، بی ایمانی، تاریکی جهل و عذاب جاویدان به گریزید و در آغوش رحمت حق و سعادت جاویدان قرار گیرید.

 

از این افراد دوری کن (دنیا خواه از خدا بی خبر)

در آیه 29 سوره نجم دستوری وجود دارد مبنی بر دوری کردن از افرادی با این دو ویژگی: روگردانی از یاد خدا (مَّن تَوَلَّى عَن ذِكْرِنَا) و دنیاخواهی صِرف (لَمْ یُرِدْ إِلَّا الْحَیَاةَ الدُّنْیَا).



ادامه مطلب



طبقه بندی: قرآن کریم، فضائل و فواید سوره های قرآن،
[ دوشنبه 14 مرداد 1392 ] [ 04:29 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

رونمایی از بزرگ‌ترین قرآن پارچه‌ای دنیا در قم
طی مراسم ویژه‌ای بزرگ‌ترین قرآن تمام رنگی و پارچه‌ای دنیا با عنوان صراط‌النور رونمایی شد. 

به گزارش فارس از قم، سیدمجید رضوی مدیر مجمع عاشقان حضرت محسن(ع) در مراسم رونمایی از این قرآن نفیس که پنجشنبه شب در قم برگزار شد با اشاره به ویژگی‌های قرآن «صراط‌النور»، اظهار کرد: در نگارش و طراحی این اثر ۸۰ نفر از جوانان هنرمند مشارکت داشته‌اند و کار نگارش این قرآن از سال ۸۱ آغاز شده است. 

وی مدت زمان صرف شده برای آماده‌سازی این قرآن را ۶۲ هزار ساعت عنوان کرد و افزود: ابعاد هر صفحه از قرآن صراط‌النور ۱۲۰ × ۸۰ سانتی‌متر است. مدیر مجمع عاشقان حضرت محسن(ع) با اشاره به اینکه این قرآن بر روی پارچه متقال که ماندگاری بالایی دارد نگارش شده است بیان کرد: در تمام صفحات ۱۴ نور بزرگ در طول و ۹ نور کوچک در عرض نقش بسته است. 

وی وزن بزرگ‌ترین قرآن پارچه‌ای دنیا را ۶۰۰ کیلوگرم عنوان کرد و بیان داشت: در طراحی این اثر نفیس هنری ۵۰ رنگ مختلف به کار رفته است. رضوی تاکید کرد: ابتدا قرآن صراط‌‌النور را به محضر رهبر معظم انقلاب ارائه خواهیم کرد و سپس این قرآن به موزه آستان قدس رضوی برای مراقبت و قرار گرفتن در معرض دید عموم مردم منتقل می‌شود. 

وی در ادامه بیان کرد: در سال آینده کار نگارش قرآن کریم بر روی پوست آهو آغاز خواهد شد و امیدواریم که خیرین نیز حمایت‌های لازم را داشته باشند. علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی نیز در پیامی به این مراسم اقدام جوانان هنرمند قمی در تهیه و آماده‌سازی این قرآن نفیس را ستود.




طبقه بندی: قرآن کریم،
[ جمعه 4 مرداد 1392 ] [ 12:53 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

از سوی رهبر معظم انقلاب مورد تاکید قرار گرفت

از سوی رهبر معظم انقلاب مورد تاکید قرار گرفت
ضرورت حاکم شدن هدایت قرآنی و سبک زندگی اسلامی در جامعه

همزمان با اولین روز از ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن، عصر امروز(چهارشنبه) به مدت بیش از سه و نیم ساعت محفل انس با قرآن در حضور حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی برگزار شد.

خبرگزاری فارس: ضرورت حاکم شدن هدایت قرآنی و سبک زندگی اسلامی در جامعه
-----------            






 به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، همزمان با اولین روز از ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن، عصر امروز (چهارشنبه) به مدت بیش از سه و نیم ساعت محفل انس با قرآن در حضور حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی برگزار شد.

در این محفل نورانی که آکنده از عطر و معنویت قرآن بود، حافظان، قاریان و اساتید قرآنی، آیاتی از کلام الله مجید را تلاوت کردند و گروههای جمع خوانی نیز در فضیلت رمضان کریم، به مدح و ثنای پروردگار پرداختند.

رهبر انقلاب اسلامی در سخنانی در این مراسم تلاوت و تجوید و حفظ قرآن را مقدمه رسیدن به جامعه قرآنی مطلوب دانستند و تأکید کردند: باید در جامعه اسلامی هدایت قرآنی و سبک زندگی اسلامی حاکم باشد.

حضرت آیت الله خامنه ای قرائت و حفظ قرآن را زمینه ساز فهم قرآن و تخلق به اخلاق قرآنی دانستند و افزودند: باید فرهنگ جامعه اسلامی منطبق با اخلاق قرآنی و دستورات معصومین (علیهم السلام) باشد.

ایشان با اشاره به برخی تلاشها برای متأثر کردن فرهنگ و سبک زندگی و روابط اجتماعی جامعه از فرهنگ غربی خاطرنشان کردند: تبعیت اکثریت مردم دنیا از فرهنگ غرب ملاک و دلیلی برای تبعیت از این فرهنگ در جامعه اسلامی نیست.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: در جامعه اسلامی بایستی هدایت و معیارهای قرآنی مورد تبعیت قرار گیرند.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: دین، عقل سلیم و گفتار معصومین (علیهم السلام) معیارهای قرآنی هستند که باید در جامعه اسلامی ملاک پیروی و تبعیت باشند.

ایشان با اظهار خرسندی از توجه بیش از پیش جوانان و علاقمندی آنان به قرآن و تلاوت و حفظ آن خاطرنشان کردند: همه آحاد جامعه باید با قرآن ارتباط برقرار کنند زیرا قرائت و فهم قرآن مقدمه تدبر در آن است.

انتهای پیام/





طبقه بندی: قرآن کریم، ماه رمضان، امام خامنه ای،
[ پنجشنبه 20 تیر 1392 ] [ 11:44 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

دانلود آموزش تجوید قرآن


قال اللّه تبارك و تعالى :

وَ رَتِّلِ الْقُرْانَ تَرْتیلاً

(مزّمّل ، آیه 4)

فایلی بسیار زیبا با عنوان آموزش تجوید برای شما خوبان

این فایل ارزشمند را حتما دانلود كنید

برای دانلود آموزش تجوید

اینجا

کلیک نمایید.

منبع از سایت عمره دانش آموزی

http://student-omreh.blogfa.com/





طبقه بندی: قرآن کریم، نرم افزار های مذهبی،
[ سه شنبه 11 تیر 1392 ] [ 03:24 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

چه کسانی قرآن را تقسیم کردند؟!


منظور از مقتسمین در آیات 89 تا 91 سوره حجر چه کسانی هستند؟


قرآن

"كَمَا أَنزَلْنَا عَلَى المُقْتَسِمِینَ * الَّذِینَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِینَ "؛ همان گونه كه [عذاب را] بر تقسیم‏كنندگان نازل كردیم، همانان كه قرآن را جزء جزء كردند [به برخى از آن عمل كردند و بعضى را رها نمودند]

کلمه "عضین" جمع "عضه" است و اصل عضه "عضوه" بوده "واو" آن را انداخته‏اند و به همین جهت جمع آن با نون آمده است، همچنان که در "عزه" گفته شده است عزون، چون اصل عزه نیز عزوه بوده، و" تعضیه" به معناى تفریق است، و از "اعضاء" گرفته شده که هر یک از دیگرى جدا است.

پس اگر بگوییم "عضیت الشی‏ء" معنایش این است که من فلان چیز را متفرق و عضو عضو کردم.[1]

درباره معناى آیه: "کَما أَنْزَلْنا عَلَى الْمُقْتَسِمِینَ"، و بیان مقصود از "مقتسمین" و وجه تسمیه آنان به این نام، در میان مفسران اختلاف نظر وجود دارد.

"سیاق کلام بى اشاره به این معنا نیست که این جمله (کَما أَنْزَلْنا عَلَى الْمُقْتَسِمِینَ) متعلق به جمله مقدر باشد که جمله «وَ قُلْ إِنِّی أَنَا النَّذِیرُ الْمُبِینُ» بدان اشاره دارد، پس معناى جمله مورد بحث این مى‏شود که من ترساننده‏اى هستم که شما را از آن عذابى که قبلاً بر مقتسمین نازل شده بود مى‏ترسانم و مقصود از مقتسمین کسانی هستند که خداى تعالى در جمله "الَّذِینَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِینَ " توصیفشان کرده، و به طورى که در روایات آمده طائفه‏اى از قریش بودند که قرآن را قسمت قسمت کرده عده‏اى گفتند سحر است، عده‏اى دیگر گفتند افسانه‏هاى گذشتگان است، جمعى گفتند ساختگى است.

صاحب تفسیر المیزان می گوید: ظاهر این است که دو آیه مورد بحث، قومى را یاد آورى مى‏کنند که در اوائل بعثت بر علیه بعثت و براى خاموشى نور قرآن قیام کرده بودند، و آن را قسمت قسمت کردند، تا به این وسیله مردم را از راه خدا باز دارند، و خداوند هم عذاب را بر ایشان نازل کرده و هلاکشان نموده است

بعضى هم گفته‏اند: جمله "کَما أَنْزَلْنا عَلَى الْمُقْتَسِمِینَ" متعلق به قبل است؛ آن جا که مى‏فرمود: "وَلَقَدْ آتَیْنَاكَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِی"، و معنایش این است که ما قرآن را بر تو نازل کردیم آن طور که بر مقتسمین نازل کردیم.

طبق این معنا، مقصود از مقتسمین، یهود و نصارى هستند که قرآن را قسمت قسمت نموده و گفتند به بعض آن ایمان داریم، ولى به بعضى دیگرش ایمان نداریم. 

سیوطی در الدر المنثور به نقل از طبرانى در کتاب اوسط، از ابن عباس روایت کرده: "مردى از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پرسید به من خبر ده از کلام خدا که مى‏فرماید: "کَما أَنْزَلْنا عَلَى الْمُقْتَسِمِینَ" فرمود: یعنى یهود و نصارى، گفت: خبر ده از جمله" الَّذِینَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِینَ"، فرمود: آنهایى که به بعض کتاب ایمان آورده و نسبت به بعض دیگرش کفر ورزیدند".[2]



ادامه مطلب



طبقه بندی: قرآن کریم،
[ چهارشنبه 5 تیر 1392 ] [ 12:23 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

جمله حکیمانه مورچه به حضرت سلیمان


حضرت سلیمان

اینکه گویند که بر آب نهاد است جهان

مشنو ای خواجه! که بنیاد جهان بر باد است .

 

محتواى سوره نمل

محتواى سوره نمل از نظر كلى همان محتواى سوره‏هاى مكى است، از نظر اعتقادى بیشتر روى مبدا و معاد تكیه مى‏كند.

و از نظر مسائل عملى و اخلاقى، بخش قابل ملاحظه‏اى از سرگذشت پنج پیامبر بزرگ الهى، و مبارزات آنها با اقوام منحرف بحث مى‏كند، تا هم دلدارى و تسلّى خاطر براى مۆمنانى باشد كه مخصوصاً در آن روز در مكه در اقلیت شدید قرار داشتند، و هم هشدارى باشد براى مشركان لجوج و بیدادگر.

یكى از امتیازات این سوره بیان بخش مهمى از داستان «سلیمان» و «ملكه سبا و چگونگى ایمان آوردن او به توحید، و سخن گفتن پرندگانى، همچون هدهد، و حشراتى همچون مورچه، با سلیمان است.

این سوره به خاطر همین معنى، سوره «نمل» (مورچه) نامیده شده، و عجب این كه در بعضى از روایات به نام سوره سلیمان آمده است.

ضمناً این سوره از علم بى‏پایان پروردگار، و نظارت او بر همه چیز در عالم هستى، و حاكمیت او در میان بندگان سخن مى‏گوید.

این سوره با «بشارت» شروع مى‏شود و با «تهدید» پایان مى‏یابد، بشارتى كه قرآن براى مۆمنان آورده، و تهدید به این كه خداوند از اعمال شما بندگان غافل نیست.(برگزیده تفسیر نمونه، ج‏3، ص: 408)

در این سوره "بسم اللّه الرحمن الرحیم‌" دو بار آمده است‌:

1. آغاز سوره             

2. در نامه سلیمان به ملكه سبا: "

إِنَّهُ مِن سُلَیْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ * أَلَّا تَعْلُوا عَلَیَّ وَأْتُونِی مُسْلِمِینَ (نمل‌،30 و 31) این نامه از سوی سلیمان است و مضمون آن این است كه‌: این نامه به نام خداوند بخشنده مهربان است و توصیه من به شما این است‌. برتری‌جویی در برابر من نكنید و به سوی من آیید و تسلیم حق شوید."

 



ادامه مطلب



طبقه بندی: انبیاء، قرآن کریم،
[ چهارشنبه 5 تیر 1392 ] [ 12:17 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

توسل به شخص مرده یا زنده صحیح است؟

از دیدگاه قرآن توسل به شخص مرده یا زنده صحیح است؟


شفاعت

«توسل» از ماده «وسل» به معنای تقرّب جستن و یا چیزی كه باعث تقرّب به دیگری از روی علاقه و رغبت می‎شود؛ می باشد،[1] و توسل شامل شفاعت نیز می‎شود، «شفاعت» از ماده «شفع» به معنای ضمیمه كردن چیزی به همانند او است.[2]

در مفهوم قرآنی، شخص گناهكار به خاطر پاره‌ای از جنبه‎های مثبت (مانند: ایمان، عمل صالح و...) شباهتی با اولیاء الله پیدا می‎كند و آنها با كمك‎های خود، او را به سوی كمال سوق می‎دهند، و از پیشگاه خداوند تقاضای عفو می‎كنند.(ص: 52)

به عبارت دیگر می‎توان گفت: قرار گرفتن موجود قویتر و برتر در كنار موجود ضعیفتر و كمك نمودن به او در راه پیمودن مراتب كمال است.[3]

آیه‎ای كه به مسئله «توسل» اشاره دارد؛ آیه 35 سوره مائده است كه خداوند می‎فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ وَجَاهِدُواْ فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» : اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، از خدا پروا كنید و به او [توسل و] تقرب جویید و در راهش جهاد كنید، باشد كه رستگار شوید.

وسیله در آیه فوق، معنای بسیار وسیعی دارد و هر كار و هر چیزی كه باعث نزدیك شدن به پیشگاه مقدس پروردگار می‎شود، شامل می‎گردد.

همانطور كه حضرت علی ـ علیه السّلام ـ فرمودند: بهترین چیزی كه به وسیله آن می‎توان به خدا نزدیك شد، ایمان به خدا و پیامبر او و جهاد در راه او، نماز، زكات، روزه، حج، صله رحم، انفاق ... می‎باشند.[4]



ادامه مطلب



طبقه بندی: قرآن کریم،
[ دوشنبه 27 خرداد 1392 ] [ 10:19 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

تفاوت تکاثر و کوثر چیست؟

سرّ این كه نفرمود ما به تو خیر مطلق دادیم، بلكه فرمود ما خیر كثیر به تو عطا فرمودیم، این است كه ملاك خیر بودن هر چیزی، كمال داشتن آن است و چون خدا همه ی كمالات را داراست پس خیر مطلق و علی الاطلاق اوست.


کوثر

«كوثر» و «تكاثر» نام دو سوره ی قرآن‌اند و از واژه ی «كثرت» (فزونی) گرفته شده‌اند. كلمه ی «كوثر» فقط یك بار در قرآن كریم آمده است ولی واژه ی «تكاثر» دوبار بكار رفته است.(1)

«كوثر» به معنی شئی خوب و پسندیده و خیر فراوان(2) كه شأنش كثرت و فزونی باشد و چیزی از آن افزون نباشد و سعادت دنیا و آخرت را در برداشته، اطلاق شده است. و آن جلوه‌ای از ذات حق و خیرخواه مطلق است و از او سر منشأ گرفته است.

فخررازی در تبیین معنی واژه ی كوثر می‌گوید:

معنای خیر كثیر(كوثر) را هنگامی می‌توان بهتر یافت كه آن را با «متاع قلیل» كه وصف دنیا است مقابل هم قرار دهیم.(3)

همه ی جهان به همراه تمام نعمت هایش «متاع قلیل» است و در برابر آن هدیه ی خدا خیر كثیر است.

از اینجا معلوم می‌شود «كوثر» متاع دنیوی نیست و الاخیر كثیر نبود، بلكه مشمول آن صفت «قلیل» می‌شد و متاع دنیا كه تكاثر طلبان به دنبال آن دوان دوان هستند به وصف «قلیل» موصوف شده است و چون قلیل است نزاع انگیز است و هر چه كه تزاحم بر می‌دارد و موجب رقابت و نزاع می‌شود از جنس دنیایی است كه تكاثر طلبان جهنمی بر سرآن به تخاصم بر می‌خیزند:ان ذلك لحق تخاصم اهل النار (4)

ولی كوثر خیر فراوان، و سراسر نعمت است. هر كس به اندازه ی ظرفیتش از آن بهره‌مند می‌شود و هیچ‌گونه نزاع، اختلاف و جدالی بر سر آن وجود ندارد.

بدانید زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی، و تجمل پرستی و تفاخر در میان شما و افزون طلبی در اموال وفرزندان است همانند بارانی كه محصولش كشاورزان را در شگفتی فرو برد سپس خشك می‌شود به گونه‌ای كه آن را زرد رنگ می‌بینی، سپس تبدیل به كاه می‌شود و در آخرت عذاب شدید (برای دنیا طلبان) است و مغفرت و رضای الهی، (برای متدینان) زندگی دنیا چیزی جز متاع غرور نیست



ادامه مطلب



طبقه بندی: قرآن کریم،
[ یکشنبه 26 خرداد 1392 ] [ 12:37 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

دو نکته لقمان حکیم برای اهل آخرت شدن

لقمان حکیم، آن مرد الهی نکته‌ای را به فرزند خودش تبیین می‌کند و می‌فرماید: فرزندم! دو چیز را در دنیا رعایت کن تا اهل آخرت شوی:

اول اینکه همنشین خوب پیدا کن، تا تو را اهل آخرت کند. چون اگر همنشین شر پیدا کردی، نشستن با او، تو را اهل جهنم می‌کند. یعنی اصلاً نفس او، اثرگذار خواهد بود.

دوم این که در دنیا به آنچه که به تو می‌رسد، قناعت کن، تا سالم زندگی کنی.


لقمان

ای کاش فلانی را به دوستی نمی‌گرفتم

یَا وَیْلَتَى لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِیلًا (28)

لَقَدْ أَضَلَّنِی عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءنِی وَكَانَ الشَّیْطَانُ لِلْإِنسَانِ خَذُولًا (29)

ترجمه فولادوند

«اى واى، كاش فلانى را دوست [خود] نگرفته بودم.»(28) او [بود كه‏] مرا به گمراهى كشانید پس از آنكه قرآن به من رسیده بود.» و شیطان همواره فروگذارنده انسان است. (29) (سوره مبارکه فرقان)

بدون شک عامل سازنده شخصیت انسان- بعد از اراده و خواست و تصمیم او- امور مختلفی است که از اهم آن‌ها همنشین و دوست و معاشر است، چرا که انسان خواه و ناخواه تأثیر پذیر است، و بخش مهمی از افکار و صفات اخلاقی خود را از طریق دوستانش می گیرد.

این حقیقت هم از نظر علمی و هم از طریق تجربه و مشاهدات حسی به ثبوت رسیده است.

 


ادامه مطلب



طبقه بندی: قرآن کریم،
[ یکشنبه 26 خرداد 1392 ] [ 12:36 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 5 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ]

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو