منتظران حضرت

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه

خطبه پیامبر اكرم، در آخرین روز شعبان
بسم الله الرحمن الرحیم


خطبه پیامبر اكرم، در آخرین روز شعبان


دعائم الإسلام: عَن رَسولِ الله صلى‏ الله علیه‏ و‏آله أنَّهُ خَطَبَ النّاسَ آخِرَ یَومٍ مِن شَعبانَ، فَقالَ:  
  «أیُّهَا النّاسُ، إنَّهُ قَد أظَلَّكُم شَهرٌ عَظیمٌ، شَهرٌ مُبارَكٌ، شَهرٌ فیهِ لَیلَةٌ العَمَلُ فیها خَیرٌ مِنَ العَمَلِ فی ألفِ شَهرٍ . مَن تَقَرَّبَ فیهِ بِخَصلَةٍ مِن خِصالِ الخَیرِ كانَ كَمَن أدّى فَریضَةً فیما سِواهُ، و مَن أدّى فیهِ فَریضَةً كانَ كَمَن أدّى سَبعینَ فَریضَةً فیما سِواهُ. و هُوَ شَهرُ الصَّبرِ؛ وَالصَّبرُ ثَوابُهُ الجَنَّةُ، و شَهرُ المُواساةِ، شَهرٌ یُزادُ فیهِ فی رِزقِ المُؤمِنِ؛ مَن فَطَّرَ فیهِ صائِما كانَ لَهُ مَغفِرَةٌ لِذُنوبِهِ و عِتقُ رَقَبَتِهِ مِنَ النّارِ، و كانَ لَهُ مِثلُ أجرِهِ مِن غَیرِ أن یَنقُصَ مِن أجرِهِ شَیءٌ.»     

فَقالَ بَعضُ القَومِ: یا رَسولَ اللهِ، لَیسَ كُلُّنا یَجِدُ ما یُفَطِّرُ الصّائِمَ! ...(1)    


صاحب دعائم الإسلام نقل می‌كند: در آخرین روز شعبان، پیامبر خدا براى مردم خطبه خواند و فرمود:     

«اى مردم! 
ماهى بزرگ بر شما سایه افكنده است، ماهى مبارك، ماهى كه در آن، شبى است كه عمل در آن، بهتر از عمل در هزار ماه است. هر كس با كار نیكى از نیكی ها در آن به خداوند تقرّب جوید، گویا واجبى را در ماه‏هاى دیگر ادا كرده است، و هر كس واجبى را در آن انجام دهد، همچون كسى است كه هفتاد واجب را در ماه‏هاى دیگر انجام داده است .    

و آن، ماه صبر است و پاداش صبر، بهشت است. ماه مواسات(همدردى) است و ماهى است كه روزىِ مؤمن در آن افزوده مى‏شود. هر كس روزه ‏دارى را در آن افطار دهد، پاداشش آمرزش گناهانش و آزادی ‏اش از آتش است و براى او به اندازه آن [روزه ‏دار]، پاداش است، بى آن كه از اجر او چیزى كاسته شود.»  


برخى گفتند: اى پیامبر خدا! همه ما آن اندازه چیزى نداریم كه روزه‏دارى را افطار دهیم.     

فرمود: «خداوند، این پاداش را به كسى مى‏دهد كه روزه ‏دارى را به اندازه جرعه‏اى شیر یا دانه ه‏اى خرما و یا جرعه‏اى آب، افطار دهد. و هر كس روزه ‏دارى را سیر كند، خداوند، او را از حوض من چنان سیراب مى‏كند كه پس از آن هرگز تشنه نمی گردد .    

هر كس با كار نیكى از نیكی ها در آن به خداوند تقرّب جوید، گویا واجبى را در ماه‏هاى دیگر ادا كرده است، و هر كس واجبى را در آن انجام دهد، همچون كسى است كه هفتاد واجب را در ماه‏هاى دیگر انجام داده است 
این، ماهى است كه آغازش رحمت، میانش آمرزش و پایانش آزادى از آتش است. هر كس در این ماه بر برده خود آسان بگیرد، خداوند، او را مى‏آمرزد و از آتش، آزادش مى‏كند. در این ماه، چهار كار را زیاد انجام دهید، كه با دو كار، پروردگارتان را راضى مى‏كنید و از دو كار هم بى‏نیاز نیستید. امّا دو كارى كه پروردگارتان را با آنها راضى مى‏كنید، شهادت به یكتایى خداوند و آمرزش‏ خواهى از اوست. و امّا آن دو كه از آنها بی ‏نیاز نیستید، از خداوند، بهشت بخواهید و از آتش به او پناه ببرید.»    
 



پی‌نوشت:
1- دعائم الإسلام: 1/268، فضائل الأشهر الثلاثة: 129/134 عن سلمان، 
بحار الأنوار: 96/342/ 6 و ص 350/18؛ صحیح ابن خزیمة: 3/191/1887.
منبع:كتاب ماه خدا، محمدی ری شهری، ج 1، ص 168. 
منبع از سایت عمره دانش آموزیhttp://student-omreh.blogfa.com/





طبقه بندی: پیامبر اکرم(ص)، ماه شعبان،
[ جمعه 14 تیر 1392 ] [ 03:29 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

پیامک‌های مبعث

مبعث

پیمبران همه از جای خود قیام کنید

ز نـام نامــیِ پیغمبــر احتـرام کنید

سپس به غار حرا رفته، ازدحام کنید

ز جان و دل به رسول خدا سلام کنید

 

سلام بر مبعث، نوید وحدت حق ‏طلبان جهان از خاستگاه وحی!

سلام بر مبعث، فصل شکفتن گل سرسبد بوستان رسالت!

سلام بر مبعث، پیام خیزش انسان، از خاک تا افلاک!

 

به جسم مرده هستی دمیده جان امروز                   مكان شده یم انوار لامكان امروز

      طلوع كرده ز غار حرا مگر خورشید                      و یا زمین شده مسجود آسمان امروز

 

***

خجسته عیـد بشـر بــر بشـر مبارک باد

تمام شـد شـب هجـران سحر مبارک باد

خجستـه بــعثت پیغامبــر مبــارک باد

به جن و انس و ملک، این خبر مبارک باد

 

***

پیامبر أعظم صلی الله علیه و آله :

حق را بگو و در راه خدا از ملامت هیچ ملامت گرى نهراس .

(كنزالعمّال: ح 43555 )

 

***

محمّد ای به تو از ذات پـاک حیِّ ودود

همـاره بــاد سـلام و همـاره بـاد درود

خدای بود و تو بودی، جهان نبـود نبود

عدم به میمنت خلقت تـو یـافت وجود

 

درود بر رحمت جهانی پیامبر مهربانی که وجب به وجب زمین، متبرک از نام اوست.

چه شور پرحلاوتی است در نام محمد! سرشار است عالم هستی تا ابد از مستی نافه بگشوده نام محمد.

 

بخــوان محمّـد! آوای تــو صــدای خداست                   بخوان بخوان که از اوّل بشر تو را می‌خواست

قیـام کـن کـه قیــامت قیــامتِ کبــراست                    قیام کــن کــه کنـد عدل با تو قامت راست

***

خبر دهید که عید اخوّت آمده است

خزان گذشت، بهار نبوّت آمده است

 

***

 


ادامه مطلب



طبقه بندی: پیامبر اکرم(ص)،
[ پنجشنبه 16 خرداد 1392 ] [ 10:52 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

تصاویر ویژه مبعث
 تصاویر ویژه مبعث سال 92 
 تصاویر ویژه مبعث سال 92 
 تصاویر ویژه مبعث سال 92 
 تصاویر ویژه مبعث سال 92 
 تصاویر ویژه مبعث سال 92 
 تصاویر ویژه مبعث سال 92 
 تصاویر ویژه مبعث سال 92 
 تصاویر ویژه مبعث سال 92 
 تصاویر ویژه مبعث سال 92 
 تصاویر ویژه مبعث سال 92 
 تصاویر ویژه مبعث سال 92 
 تصاویر ویژه مبعث سال 92 





طبقه بندی: پیامبر اکرم(ص)،
[ پنجشنبه 16 خرداد 1392 ] [ 10:51 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

ویژه نامه عید مبعث
[ پنجشنبه 16 خرداد 1392 ] [ 10:50 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

ویژه نامه عید مبعث

 

محمود کریمی

 

 

دلت اگه ماته شب برکاته

 

 

دل شوریده ام دارد هوای کوی لیلا را

استاد کریمخانی

 

 

آمدم ای شاه پناهم بده

 

 

ای صفای جان محمد معنی قرآن محمد

 

 

مكه امشب غرق نوری دیگر است

سایر کلیپ ها

 

 

نور حق امشب از حرا خیزد

 

 

از سمت عرش، رسیده پیغام قرآنی

نماهنگ ها

 

 

گل محمدی

 

 

مولا یا رسول الله

 

 

محمد یا محمد یا محمد

 

 

صل علی سیدنا المصطفی

 

 

عطر نام پیغمبر

 

 

پیامبر روشنایی

 

 

 ::: صفحه اصلی:::

 

 

 

 

 





طبقه بندی: پیامبر اکرم(ص)،
[ پنجشنبه 16 خرداد 1392 ] [ 10:49 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

کدام مکارم اخلاق ؟!

مبعث

یكی از مسائل كه باید توجه داشت این است كه نسبت به مسائل دینی دقت زیادی باید كرد به این معنی كه هنگام نقل آنها كم و زیادی رخ ندهد چه در مسائل اعتقادی وچه در زمینه احكام و چه در زمینه اخلاق و بلكه سائر موارد فلذا ما در مسائل فقهی به متخصص رجوع می نماییم و به اصطلاح تقلیید می كنیم ، نداشتن دقت كافی در هنگام یادگیری و در هنگام آموزش و بیان ما را دچار اشتباهات فراوانی می كند كه در بعضی از موارد جبران ناپذیر خواهد بود.

 مسأله وقتی جدی تر می شود كه ما قرار است مطلبی را به معصوم نسبت دهیم و به همین خاطر است كه در ماه رمضان بسیار باید مواظب باشیم تا نسبت ناروا به معصومین علیهم السلام ندهیم و هر وقت حدیثی را می خواهیم برای دیگران نقل نماییم احتیاط نموده و بگوییم : « بنابر نقلی كه شده» یا «علی ما نقل»  و یا «بر حسب روایتی كه در فلان كتاب موجود است» و غیره؛ و از اتكا بر حافظه در این زمینه باید به طور جدی پرهیز نمود !!

 

یک حدیث با چندین صورت

یكی از كم توجهی ها در این زمینه این است كه در این ایام مبارك كه مرتبط با بعثت نبی مكرم اسلام صلی الله علیه وآله می باشد حدیثی به طور فراوان نقل می شود و به پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله نسبت داده می شود با این عبارت :

« إنما بعثت لأتمم مكارم الأخلاق » و گویندگان این جمله را این طور معنی می نمایند كه : همانا من مبعوث شدم فقط برای این كه مكارم اخلاقی را كامل نمایم !!

با قطع نظر از برداشتهای متفاوتی كه از این جمله می توان داشت نگارنده قصد دارد توجه مخاطب را به یك نكته جلب نماید و آن این كه این حدیث دقیقا با عبارتی كه در بالا ذكر شد در كتب حدیث شیعه موجود نمی باشد فقط در تفسیر مجمع البیان به شكل مرسل و بدون سند ذكر شده (1) كه ظاهرا ایشان از كتب اهل تسنن آن هم با كمی تفاوت نقل نموده اند. به طور مثال آنچه در كتب اهل تسنن موجود می باشد این است:

« بعثت لأتمم حسن الخلاق » (2)

« بعثت لأتمم صالح الأخلاق » (3)

« إنما بعثت لأتمم صالح الأخلاق » (4)

اما آنچه از طریق شیعه نقل شده است این عبارات است:

« بعثت بمكارم الأخلاق و محاسنها » (5)

در واقع در نقل های غیر معتبر كه از طریق اهل تسنن است ، تكمیل مكارم اخلاقی یا حسن خلق یا خلق صالح به عنوان علت غایی بعثت بیان شده آن هم تنها علت اما طبق نقل شیعی حرفی از علت غایی بعثت به میان نیامده و آنچه مطرح است این است كه پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله با چه ویژگی و به همراه چه خلق و خویی به سراغ انسانها آمده است



ادامه مطلب



طبقه بندی: پیامبر اکرم(ص)،
[ پنجشنبه 16 خرداد 1392 ] [ 10:46 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

راز خاتمیت یک پیامبر

مبعث

ظهور دین اسلام، با اعلام جاودانگی آن و پایان یافتن دفتر نبوت توام‏ بوده است. قرآن كریم با صراحت، پایان یافتن‏ نبوت را اعلام و پیغمبر بارها آن را تكرار كرده است. در میان مسلمین‏ اندیشه ظهور پیغمبر دیگر، مانند انكار یگانگی خدا یا انكار قیامت، با ایمان به اسلام همواره ناسازگار شناخته شده است. از این رو، تلاشی كه در میان دانشمندان اسلامی پیرامون این موضوع به عمل آمده‏ است، از یک سوی، در این جهت بوده كه می ‏خواسته ‏اند به عمق این اندیشه پی ببرند و راز ختم نبوت را كشف كنند. و از سوی دیگر، پاسخ به پرسش هایی بوده كه امروزه در قالب‌های نوینی شكل گرفته و در آینده نیز دگر باره در قالب‌های مدرن ‌تری به بازار عرضه خواهد شد. پرسش هایی از قبیل اینکه: آیا ختم نبوت و عدم ظهور نبی دیگر بعد از خاتم النبیین به معنی كاهش استعدادهای معنوی و تنزل بشریت در جنبه های روحانی است؟ چگونه ‏می ‏توان فرض كرد كه با اعلام ختم نبوت پلی‏ كه جهان انسان را به جهان غیبت متصل می‏كند یكسره خراب گردد و دیگر پیامی به بشر نرسد و بشریت بلاتكلیف گذاشته شود؟ چرا آن همه پیامبر بعد از هر شریعتی ظهور كردند و آنها را تبلیغ‏ و ترویج و نگهبانی كردند، اما بعد از اسلام حتی یك پیامبر اینچنین نیز ظهور نكرد؟ آیا قوانین عصر نبوت می‌توانند در این روزگار جوابگو باشند؟ و... .

اسلام كه خود عرضه كننده اندیشه ختم نبوت است پاسخ این پرسشها را نیز داده است‏. اسلام اندیشه ختم نبوت را آنچنان طرح و ترسیم كرده است كه نه تنها ابهام و تردیدی باقی نمی‏گذارد، بلكه آن را به صورت یك فلسفه بزرگ درمی‏آورد. از نظر اسلام، اندیشه ختم نبوت نه نشانه تنزل بشریت و كاهش استعداد بشری و نازا شدن مادر روزگار است و نه دلیل بی‏نیازی بشر از پیام‏ الهی است و نه با پاسخگویی به نیازمندیهای متغیر بشر در دوره‏ها و زمانهای مختلف ناسازگار است، بلكه علت و فلسفه دیگری دارد.

 

منتها درجه‌ی کمال

فرض این است كه بهترین میوه جهان طبیعت به عنوان پیامبر خاتم عرضه گشته، و ابر و باد و مه و خورشید و فلك افتخار دارند كه بهترین خلق اولین و آخرین را در دامن خود پروریده و جهان بشریت را از چنین نعمتی بهره‌مند ساخته‌اند. وقتی قرآن می‌فرماید: «و ان الی ربك المنتهی» (نجم: 42) پایان كار به سوی پروردگار تو است، بدین معنا است كه شخص پیامبر صلی الله علیه وآله تحت تربیت و ربوبیت حقتعالی به آخرین درجات كمال بار یافته و به منتها درجه رسیدن او از آیه «فكان قاب قوسین او ادنی» نیز فهمیده می‌شود، بنابراین «انا لله و انا الیه راجعون» بر قلب پیامبر نازل گشته و مصداق بارز آیه است، پس بالاتر از آن مقامی فرض ندارد و همتایی بر او فرض ندارد، در نتیجه دلیلی بر آمدن پیامبر بعد و سخن جدید نیست.

حقیقت دین كه بیان كننده خواستهای فطرت و راهنمای بشر به راه راست است یكی بیش نیست. بنابراین با بسته شدن دفتر نبوت، ارتباط انسان با جهان غیب در سایه ولایت، عقل، فطرت و شهود تام، قطع و برچیده نیست و در صورت عمل به دستاوردهای وحیانی از یك رهبر آسمانی سعادت بشر تامین می‌گردد



ادامه مطلب



طبقه بندی: پیامبر اکرم(ص)،
[ پنجشنبه 16 خرداد 1392 ] [ 10:45 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

در انتظار بعثت پیامبر آخرالزمان

مبعث

هنگامی که چهل سال از سنّ پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه وآله گذشت، حقّ تعالى دل او را بهترین دلها و خاشع‏تر و مطیع‏تر و بزرگ‏تر از همه دلها یافت، پس دیده آن حضرت را نور دیگر داد و امر فرمود كه درهاى آسمان را گشودند و فوج فوج از ملائكه به زمین مى‏آمدند و آن حضرت نظر مى‏كرد و ایشان را مى‏دید و رحمت خود را از ساق عرش تا سر آن حضرت متّصل گردانید. پس جبرئیل فرود آمد و اطراف آسمان و زمین را فرو گرفت و بازوى آن حضرت را حركت داد و گفت: یا محمّد! بخوان، فرمود: چه چیز بخوانم؟ گفت: اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِی خَلَقَ، خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ. پس وحى‏هاى خدا را به او رسانید.[1]

قبل از اینکه رسول خدا صلی الله علیه وآله به پیامبری مبعوث شود علمای بزرگ یهود و راهبان مسیحی از آمدن ایشان مطلع بودند. و به تعبیر قرآن کریم همانند فرزندانشان او را می شناختند. «یعرفونه کما یعرفون ابنائهم».(انعام/29- بقره/ 146) از همین رو خبر مبعوث شدن حضرت را به دیگران بشارت می دادند. نمونه های تاریخی این بشارت ها در ذیل آمده است.

 

تنها یک محمّد                                                                                             

1.سراقة بن جعشم مى‏گوید: براى تجارت به شام مى‏رفتیم كه نزدیك دیر عابدى فرود آمدیم. راهب از دیر، پایین آمد و به ما گفت: شما كیستید؟ گفتیم: قومى از قریش. گفت: آگاه باشید! به زودى در میان شما پیامبرى مبعوث خواهد شد كه اسمش «محمّد» است. وقتى به مكه برگشتیم، پسرانى متولد شدند ولى فقط اسم پیامبر صلی الله علیه وآله را «محمّد» گذاشتند.

 

فرزند اسماعیل

2.تبع بن حسان‏ به یثرب حمله برد و 350 نفر از یهودیان را كشت و خواست كه آنجا را خراب كند و از بین ببرد. پیرمردى از یهود كه 250 سال داشت، برخاست و به او گفت: پادشاها! مثل تو سخن باطل را قبول نمى‏كند و مردم را از سر خشم نمى‏كشد. و تو نمى‏توانى اینجا را خراب كنى. پرسید: چرا؟

گفت: آیا فرزند عموى او ابو طالب كه به او علىّ گفته مى‏شود متولّد شده است؟ گفتیم: خیر، گفت: یا متولّد شده و یا در همین سال به دنیا خواهد آمد، او اوّلین كسى است كه بدو ایمان مى‏آورد، ما او را مى‏شناسیم و مى‏دانیم كه او وصىّ است همچنان كه مى‏دانیم محمّد نبىّ است

گفت: چون پیامبرى از فرزندان اسماعیل از اینجا ظهور مى‏كند. در این هنگام تبع از آنها دست كشید و با یهودیان به مكّه رفت و خانه كعبه را با پرده پوشانید و به مردم احسان داد.[2]


ادامه مطلب



طبقه بندی: پیامبر اکرم(ص)،
[ پنجشنبه 16 خرداد 1392 ] [ 10:44 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

دانشی که دردسر می‌شود

مبعث

دانش، نور و روشنایی است، اما آنگاه كه همراه با تقوا و خدابینی باشد. وگرنه، دانش بدون دین، و علم بدون عمل، جز وبال بر گردن دانشمند، چیزی نیست.  علم، باید نافع باشد وگرنه آفت خواهد بود. در این رابطه روایتى را كه محور بحث قرار داده ‌ایم، از جمله مواعظ بسیار سودمند پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله به یكى از صحابه والا مقام خود، به نام ابوذر، است.

 

پست‌ترین شخص

در بخشی از این روایت نورانی که با كمى تفاوت، در كتابهاى گران‌سنگ «مكارم الاخلاق»، «امالى شیخ طوسى»، «مجموعه ورّام» و در «بحارالانوار» جلد 74 (چاپ بیروت و جلد 77 چاپ ایران) ذكر شده است، خطاب پیامبر صلى الله علیه وآله به دانشمندان است. حضرت علما را تشویق مى‌كنند كه به علم خود عمل كنند و آثار عمل نكردن به علم را یادآور مى‌شوند. حضرت به ابوذر می فرمایند:

«یا اَباذَرٍّ؛ اِنَّ شَرَّ النّاسِ مَنْزِلَةً عِنْدَ اللّهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ عالِمٌ لایَنْتَفِعُ بِعِلْمِهِ وَ مَنْ طَلَبَ عِلْماً لِیَصْرِفَ بِهِ وُجُوهَ النّاسِ اِلَیْهِ لَمْ یَجِدْ ریحَ الْجَنَّةِ ».

عالمى كه به علمش عمل نكند، در روز قیامت منزلت و مقام او از همه پست‌تر است و بوى بهشت به مشام او نمى‌رسد.

تفاوت اساسى عالم و جاهل در این است كه حجت الهى بر عالم تمام شده است و در مقابل ترك وظیفه، هیچ عذرى از او پذیرفته نخواهد شد و نسبت به آن سخت‌گیرى مى‌شود. در این باره خداوند در حدیث قدسى خطاب به حضرت داوود مى‌فرماید:

كمترین عقوبتى كه عالم بى‌عمل را به آن مبتلا مى‌كنم، از هفتاد عقوبت و عذاب سخت‌تر است و آن اینكه شیرینى مناجاتم را از دلش خارج مى‌كنم (و پس از آن از یاد من لذّت نمى‌برد).( بحارالانوار، ج 2، ص 32)

همچنین در تقسیم‌بندى و دسته‌بندى علما و دانشمندان، امیرالمۆمنین علیه السلام مى‌فرماید:

دانشمندان دو دسته‌اند: دسته اوّل دانشمندى كه به علم خویش عمل مى‌كند و رستگار مى‌گردد.

دسته دوّم دانشمندى كه به علم خود عمل نمى‌كند و هلاك مى‌گردد و بى‌تردید جهنّمیان از بوى بد عالم بى عمل، اذیّت مى‌شوند. همانا پشیمان‌ترین و حسرت زده‌ترین اهل جهّنم، كسى است كه دیگرى را به سوى خدا دعوت كند و دیگرى از او بپذیرد و خدا را اطاعت كند و سپس خدا او را به بهشت داخل سازد، اما دعوت كننده را، به جهت عمل نكردن به علم خویش، وارد جهنّم مى‌نماید. (بحارالانوار، ج 2، ص 34)

برخى از هنگام اشتغال به تحصیل علم، انگیزه و نیت الهى و خدایى ندارند. نه تنها در تحصیل اخلاص ندارند، بلكه نیّت‌هاى بدى در سر دارند، مثل اینكه براى جلب توجه مردم و محبوبیّت مردمى و كسب شهرت و مقام، به دنبال تحصیل مى‌روند. طبیعى است كه چنین فردى از ابتدا رو به انحراف و سقوط مى‌رود و در نتیجه به منجلاب خوارى و ذلّت و بدبختى گرفتار مى‌آید و در قیامت بوى بهشت را نخواهد چشید



ادامه مطلب



طبقه بندی: پیامبر اکرم(ص)،
[ پنجشنبه 16 خرداد 1392 ] [ 10:43 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

مرگ پیامبر اکرم؛ رحلت یا شهادت؟!

قال الصادق علیه السلامو ما من نبی و لا وصی و الّا شهید. (1)

حضرت محمد (ص)

آیا پیامبر اسلام به مرگ طبیعی از دنیا رفت یا شهیدش کردند؟ عده ای تلاش می کنند در جامعه مسلمین القا کنند پیامبر عمر طبیعی خودشان را کرد . کسی به ایشان قصد سوء نکرد. و این نظر خود را با تعبیر وفات و یا رحلت پیامبر ابراز می دارند؛ و متأسفانه در محافل شیعیان هر چند نادانسته و ناخواسته؛ چنین تعبیر می شود.

اما اولا باید بدانیم پیامبر را چندین بار ترور کردند. در اوایل بعثت مشرکان قصد حذف کردن فیزیکی ایشان را داشتند و در ادامه و مخصوصا بعد از هجرت به مدینه و استقرار حکومت اسلامی منافقین که طمع ریاست داشتند چندین بار سوء قصد به حضرت رسول کردند که ناکام ماند اما در آخر ایشان را مسموم و به شهادت رساندند و به قصد شوم خود رسیدند. ثانیا در عمل این مطلب را ابراز کنیم که پیامبر ما در بستر به مرگ طبیعی جان نداد بلکه شهید شدند. اما دلیل ادعای ما علاوه بر تاریخ صحیح صدر اسلام روایتی است که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که فرمود: هیچ پیامبر و وصی پیامبری نیست الّا اینکه به شهادت می رسد. یعنی در راه خدا کشته خواهد شد. شیخ عباس قمی در کتاب منتهی الامال روایتی در همین مضمون از امام صادق(علیه السلام) نقل می کنند و تصریح می کنند که روایت صحیحه است.

در ادامه روایاتی می آید که نشان دهنده شهادت حضرت ختمی مرتبت است:

عیون: ابا صلت هروى از حضرت رضا علیه السّلام نقل كرد كه فرمود هیچ یك از ما نیست مگر اینكه كشته مى‏شود. اعتقادات صدوق: می نویسد اعتقاد ما اینست كه پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در جنگ خیبر مسموم‏ شد پیوسته این ناراحتى در آن جناب بازگشت می كرد تا بالاخره رگ گردنش بر اثر سمّ قطع شد. و از آن ناراحتى فوت شد.(2)

که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که فرمود: هیچ پیامبر و وصی پیامبری نیست الّا اینکه به شهادت می رسد. یعنی در راه خدا کشته خواهد شد

 


ادامه مطلب



طبقه بندی: پیامبر اکرم(ص)،
[ جمعه 25 اسفند 1391 ] [ 01:17 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 7 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ]

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic