تبلیغات
منتظران حضرت - مطالب آبان 1392

منتظران حضرت

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه

برنامه عزاداری سالار شهیدان در حضور رهبر انقلاب از دوشنبه آغاز می‌شود

با سخنرانی حجج اسلام والمسلمین صدیقی، خاتمی، پناهیان، عالی و رفیعی

برنامه عزاداری ایام محرم به مدت ۵ شب، همراه با اقامه نماز مغرب و عشا در حضور حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی برگزار خواهد شد.

خبرگزاری فارس: برنامه عزاداری سالار شهیدان در حضور رهبر انقلاب از دوشنبه آغاز می‌شود



به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله العظمی خامنه‌ای،‌ همزمان با فرارسیدن ایام سوگواری حضرت اباعبدالله‌الحسین علیه‌السلام، برنامه عزاداری ایام محرم از دوشنبه 20 آبان تا جمعه 24 آبان ماه به مدت 5 شب، همراه با اقامه نماز مغرب و عشا در حسینیه امام خمینی(ره) و در حضور رهبر معظم انقلاب برگزار خواهد شد.

برنامه‌ی این مراسم به شرح زیر است:



[ پنجشنبه 16 آبان 1392 ] [ 06:32 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

سوم محرم؛خریداری اراضی كربلا توسط امام حسین
روز شمار محرم؛
در روز سوم محرم، امام حسین‌ (ع) در سرزمین كربلا مستقر شدند و عمربن سعد با لشگریان خود وارد صحرای كربلا شد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج، طبق تاریخ امام پس از استقرار در سرزمین كربلا دستور برپایی خیمه‌ها را می‌دهند، ولی با یك تفاوت بزرگ، در سفرهای گذشته خیمه‌ها بر روی تپه و بلندی بر پا می‌شد، اما این بار امام دستور می‌دهند كه خیمه‌ها بر روی سطح صاف و یا فرورفتگی بر پا شود. شاید منظور از این دستور امام این بود كه كودكان و زنان در میدان جنگ و درگیری چیزی را مشاهده نكنند تا دچار ترس و وحشت نشوند.

حربن یزید ریاحی كه از سوی دشمن مامور شده بود تا با سپاهیانش راه را بر امام ببندد در مقابل كاروان امام خیمه می‌زند و در اولین اقدام عبیدالله را از ورود امام به كربلا با خبر می‌سازد.

خریداری اراضی كربلا

از اتفاقاتی كه در روز سوم محرم به روایت تاریخ رخ داده است، خرید زمین كربلا توسط امام حسین (ع) بود. امام زمین كربلا را از اهل نینوا خریدند و شرط كردند كه هر كس كه علاقمند به زیارت قبور شهدا و قبر حضرت بود او را پذیرایی كرده و هدایت كنند.

ورود عمر بن سعد به كربلا

عبیدالله بن زیاد در روز دوم محرم نامه‌ای را برای امام ارسال می‌كند و می‌نویسد كه یزید مرا فرمان داده كه یا از تو و یارانت بیعت گرفته و تسلیم ما شوید و یا شما را زنده نگذارم. امام حسین (ع) جواب نامه عبیدالله را نمی‌دهند و به فرستاده او می‌فرمایند كه برای عبیدالله بن زیاد عذابی سخت در انتظار است.

بدین ترتیب عبیدالله، عمربن سعد را فرمان داده تا به جنگ با امام برود. عمر بن سعد كه وعده حكومت بر ری را از عبیدالله گرفته بود از جنگ با امام حسین (ع) می‌ترسد و فرمان عبیدالله را قبول نمی‌كند. اما عبیدالله شرط حكومت بر ری را جنگ با امام حسین (ع) می‌خواند و عمر بن سعد در شرایطی كه اطرافیانش او را از این كار منع می‌كردند قبول كرد كه به جنگ با امام حسین (ع) برود.

بالاخره عمر بن سعد در روز سوم محرم با ۴ هزار سپاه از اهل كوفه به كربلا داخل می‌شود.

هنگامی كه عمر بن سعد به كربلا وارد شد، عزرة بن قیس احمسی را نزد امام حسین علیه‌السلام فرستاد تا از امام سؤال كند برای چه به این مكان آمده است و چه قصدی دارد؟ چون عزره از جمله كسانی بود كه به امام نامه نوشته و او را به كوفه دعوت كرده بود از رفتن به نزد آن حضرت شرم كرد. پس عمر بن سعد از اشراف كوفه كه به امام نامه نوشته و او را دعوت به كوفه كرده بودند خواست كه این كار را انجام دهند. تمامی آنها از رفتن به خدمت امام حسین علیه‌السلام خودداری كردند. ولی شخصی به نام كثیر بن عبدالله شعبی كه مرد گستاخی بود برخاست و گفت: من به نزد حسین رفته و اگر بخواهی او را می‌كشم. عمر بن سعد گفت: چنین تصمیمی را فعلا ندارم، ولی به نزد او برو و از او سؤال كن به چه منظوری به اینجا آمده است؟

كثیر بن عبدالله به طرف امام حسین علیه‌السلام رفت، ابوثمامه صائدی كه از یاران امام حسین علیه السلام بود چون كثیر بن عبدالله را مشاهده كرد به امام عرض كرد: این شخص كه می‌آید بدترین مردم روی زمین است، پس ابوثمامه راه را بر كثیر بن عبدالله گرفت و گفت: شمشیر خود را بگذار و نزد حسین برو! كثیر گفت: به خدا سوگند كه چنین نكنم! من رسول هستم، اگر بگذارید، پیام خود را می‌رسانم در غیر این صورت برمی‌گردم. ابوثمامه گفت: من دستم را روی شمشیرت می‌گذارم تو پیامت را ابلاغ كن. كثیر بن عبدالله گفت: به خدا سوگند هرگز نمی‌گذارم چنین كاری كنی. ابوثمامه گفت: پیامت را به من بازگو تا من آن را به امام برسانم، زیرا تو مرد زشت كاری هستی و من نمی‌گذارم به نزد امام بروی. پس از این مشاجره و نزاع كثیر بن عبدالله بدون ملاقات بازگشت و جریان را به عمر بن سعد اطلاع داد.

عمر بن سعد شخصی به نام قرة بن قیس حنظلی را به نزد خود فرا خواند و گفت: ای قره حسین را ملاقات كن و از علت آمدنش به این سرزمین جویا شو. قرة بن قیس به طرف امام حركت كرد، امام حسین علیه السلام به اصحاب خود فرمود: آیا این مرد را می‌شناسید؟ حبیب بن مظاهر عرض كرد: آری! این مرد، تمیمی است و من او را به حسن رای می‌شناختم و گمان نمی‌كردم او را در این صحنه و موقعیت مشاهده نمایم. آنگاه قرة بن قیس آمد و بر امام سلام كرد و رسالت خود را ابلاغ كرد، امام حسین علیه‌السلام فرمود مردم شهر شما به من نامه نوشتند و مرا دعوت كرده‌اند و اگر از آمدن من ناخشنودید باز خواهم گشت، قرة چون خواست برگردد حبیب بن مظاهر به او گفت: ای قرة وای بر تو چرا به سوی ستمكاران باز می‌گردی؟ این مرد را یاری كن كه بوسیله پدرانش به راه راست هدایت یافتی. قرة گفت: من پاسخ این رسالت را به عمر بن سعد برسانم، سپس در این امر اندیشه خواهم كرد. پس به نزد عمر بن سعد بازگشت و او را از جریان باخبر ساخت.

نامه عمر بن سعد به عبیدالله بن زیاد

حسان فائد می‌گوید: من نزد عبیدالله بن زیاد بودم كه نامه عمر بن سعد را آوردند و در آن نامه چنین آمده بود: چون من با سپاهیانم در برابر حسین و یارانش پیاده شدم قاصدی نزد او فرستادم و از علت آمدنش جویا شدم، او در جواب گفت: اهالی این شهر برای من نامه نوشته و نمایندگان خود را نزد من فرستاده و از من دعوت كرده‌اند، اگر آمدنم را خوش نمی‌دارید باز خواهم گشت. عبیدالله چون نامه عمر بن سعد را خواند گفت: اكنون كه در چنگ ما گرفتار شده امید نجات دارد ولی حالا وقت فرار نیست.

نامه عبیدالله بن زیاد به عمر بن سعد

عبیدالله به عمر بن سعد نوشت: نامه تو رسید و از مضمون آن اطلاع یافتم از حسین بن علی بخواه تا او و تمام یارانش با یزید بیعت كنند اگر چنین كرد ما نظر خود را خواهیم نوشت.

چون نامه به دست عمر بن سعد رسید گفت: می‌پندارم كه عبیدالله بن زیاد خواهان عافیت و صلح نیست. عمر بن سعد نامه عبیدالله بن زیاد را به اطلاع امام نرسانید زیرا می‌دانست كه آن حضرت با یزید هرگز بیعت نخواهد كرد.

عبیدالله بن زیاد پس از اعزام عمر بن سعد به كربلا اندیشه سپاه انبوهی را در ذهن می‌پرورانید.

عبیدالله بن زیاد در نخیله

عبیدالله شخصا از كوفه به طرف نخیله حركت كرد و كسی را نزد حصین به تمیم كه با قادسیه رفته بود فرستاد و او به همراه چهارهزار نفر كه با او بودند به نخیله آمده سپس كثیر بن شهاب حارثی و محمد بن اشعث و قعقاع بن سوید و اسماء‌بن خارجه را طلب كرد و گفت: در شهر گردش كنید و مردم را از اطاعت و فرمانبرداری از یزید و من فرمان دهید و آنان را از نافرمانی و برپا كردن فتنه برحذر دارید و آنان را به لشگرگاه فرا خوانید.

پس آن چهار نفر طبق دستور عمل كردند و سه نفر از آنها به نخیله نزد عبیدالله بن زیاد بازگشتند و كثیر بن شهاب در كوفه ماند و در میان كوچه‌ها و گذرگاه‌ها می‌گذشت و مردم را به پیوستن به لشكر عبیدالله بن زیاد تشویق می‌كرد و آنان را از یاری امام حسین علیه السلام بر حذر می‌داشت. عبیدالله گروهی سواره را بین خود و عمر بن سعد قرار داد كه هنگام نیاز او وجود آنها استفاده شود و در هنگامی كه او در لشگرگاه نخیله بود شخصی به نام عمار بن ابی سلامه تصمیم گرفت كه او را ترور كند، ولی موفق نشد به طرف كربلا حركت كرد و به امام ملحق گردید و شهید شد.

برای مشاهده مسیر كاروان امام حسین (صلوات الله و سلام علیه) اینجا را كلیك كنید.
منابع:
- سایت مناجات http://www.monajat.org‌
- تقویم شیعه، عبدالحسین نیشابوری، انتشارات دلیل ما، 1387



طبقه بندی: امام حسین(ع)، ماه محرم الحرام،
[ پنجشنبه 16 آبان 1392 ] [ 06:27 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]