منتظران حضرت

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه

سفر مجازی به منطقه جنگ بدر
به محلی می رویم که پیامبر اکرم(ص) به همراه 313 تن از یاران خویش و به پرچمداری علی ابن ابیطالب(ع) با امداد الهی بر قریشیان پیروز شدند و هفتاد تن از آنان را کشتند و هفتاد تن دیگر را به اسارت گرفتند. به محل شهادت 14 تن از یاران ناب اسلام می رویم . تصاویر سه بعدی و پانورامای 180 × 360 درجه ما را بصورت مجازی به آنجا خواهد برد.
با دریافت این تصاویر می توانید خود را به طور كاملا واقعی در آن محیط احساس كنید.
0badr.jpg

و اما منطقه جنگ بدر كجاست ؟

«بدر» روستای کوچکی میان مکه و مدینه بود که چند غزوه از غزوات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را به نام آن روستا خوانده‌اند و مهم‌ترین آنها جنگ بدر کبری بوده است. 
جنگ بدر کبری در ماه رمضان سال دوم هجری بین مسلمانان و مشرکان مکه در سرزمین بدر رخ داد. دلیل اصلی این جنگ آن بود که مشرکان مکه اموال مسلمانان مهاجر را مصادره کرده بودند و مسلمین مهاجر در شهر مدینه در تنگدستی و فقر به سر می‌بردند. از این رو وقتی رسول خدا خبر یافت کاروان تجاری قریش به سرپرستی ابوسفیان بن حرب از شام به مکه باز می‌گردد، تصمیم گرفت با سپاه مسلمین به کاروان حمله ببرد و به تلافی اموال مصادره‌شده‌ی مسلمانان مهاجر، اموال و کالاهای بازرگانان قریش را مصادره کند تا بنیه مالی مسلمانان تقویت شود. 
رسول خدا در دوازدهم ماه مبارک رمضان به همراه 313 تن از یاران خویش از مدینه بیرون رفت. سپاه اندک مسلمانان با 20 شمشیر و هفتاد شتر و اسب در هفدهم ماه رمضان در بدر فرود آمدند. پرچم سپاه مسلمین را نیز علی ابن ابیطالب علیه السلام بر دوش داشت. 
از سوی دیگر ابوسفیان وقتی از حرکت مسلمانان آگاه شد، پیکی را به مکه فرستاد و کمک خواست. سران قریش هم بی‌درنگ با سپاهی نهصد و پنجاه نفری عازم بدر شدند. ابوسفیان با کشاندن کاروان به بیراهه، آنان را از خطر رهانید و به قریش پیام داد که به مکه بازگردند اما ابوجهل با آگاهی از تعداد اندک مسلمانان و عدم آمادگی آنان برای این رویایی بزرگ، قریشیان را به نبرد تشویق کرد. 
سرانجام جنگ درگرفت و مسلمانان با وجود تعداد اندک‌شان، با امداد الهی بر قریش پیروز شدند، هفتاد تن از آنان را کشتند و هفتاد تن را به اسارت گرفتند. ابوجهل و حنظله پسر ابوسفیان نیز در میان کشتگان بودند. 
در جنگ بدر، حضرت علی علیه السلام پایمردی‌های بسیار کرد و در پیروزی مسلمانان سهم زیادی داشت، به طوری که گفته می‌شود 36 تن از مشرکان در آن نبرد به دست او کشته شدند. 
در این جنگ، 14 تن از مسلمانان به شهادت رسیدند.

جهت دریافت تصویر و انجام سفر مجازی از طریق زیر اقدام نمایید :

jange-badr.jpg

دریافت تصویر سه بعدی منطقه جنگ بدر با حجم 2.40 MB


قابلیت های انحصاری این تصاویر می توان به موارد زیر اشاره كرد :
1) قابلیت چرخش سه بعدی تصاویر (180 × 360 درجه) با استفاده از موس
2) طبیعی بودن تصاویر و القای حس واقعی حضور در محل 
3) بررسی محل از نگاه خود 
4) قابلیت زوم بر روی تصاویر (با استفاده از غلطت بالا و پایین رونده موس)
5) قابلیت استفاده از این تصاویر برای محافظ صفحه نمایش (screen saver)
نحوه استفاده :
اگرچه اغلب کاربران در اولین نگاه متوجه امکانات این تصاویر خواهند شد اما بهتر است اشاره ای گذرا بر نحوه عملکرد آن داشته باشیم :
1) برای حرکت فقط باید ماوس را حرکت دهید تا به تمامی نقاط تصویر پاناروما دسترسی داشته باشید .
2) در این تصاویر شما می توانید به صورت مجازی لنز عکاسی را زوم کنید . از دکمه اسکرولر ماوس و یا کلیدهای PageUP و PageDown برای تعویض بزرگنمائی تصویر از لنز ۱۷ میلی متر تا لنز ۷۵ میلی متر استفاده کنید . ضمنا این کار را می توانید با نگاه داشتن کلید سمت راست ماوس و عقب و جلو کردن ماوس نیز انجام دهید .
3) برای انتخاب تصویر پاناروما ( سه بعدی ۱۸۰ در ۳۶۰ درجه ) به عنوان محافظ صفحه نمایش ( Screen Saver ) از کلید F5 استفاده کنید .(البته در ابتدا و قبل از اجرای تصویر آن را به محل مشخص و ثابتی انتقال دهید تا پس از فشردن کلید F5 ، تصویر همیشه از همانجا فراخوانی شود.)
4) برای خروج از کلید ESC استفاده کنید .




طبقه بندی: اماکن مذهبی،
[ شنبه 29 تیر 1392 ] [ 04:07 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

نورانی ترین مادر
درها را به رویش بسته بودند؛ هیچ یک از زن های قریش نخواسته بودند حتی حرف هایش را بشنوند.

از کوچه ای به کوچه ای می رفت و دامن هر زنی را که می شناخت می گرفت. با التماس می گفت: 

«بانویم خدیجه دارد کودکش را به دنیا می آورد. باید به او کمک کنید.» اما جز صدای بسته شدن درهای خانه ها و پنجره ها صدایی نبود.

عصر شیعه ـ با خدیجه(س) اولین زن مسلمان صدر اسلام
درها را به رویش بسته بودند؛ هیچ یک از زن های قریش نخواسته بودند حتی حرف هایش را بشنوند.
از کوچه ای به کوچه ای می رفت و دامن هر زنی را که می شناخت می گرفت. با التماس می گفت: 

«بانویم خدیجه دارد کودکش را به دنیا می آورد. باید به او کمک کنید.» اما جز صدای بسته شدن

 درهای خانه ها و پنجره ها صدایی نبود.
سرگردان بود. دلش نمی خواست به خانه برگردد و باز درد و رنج بانویش خدیجه را ببیند. صبح وقتی

 دیده بود که خدیجه از درد می نالد، دیگر نتوانسته بود تحمل کند.
به سختی از جا بلند شده و به طرف در رفته بود.
خدیجه(س) با صدایی ضعیف پرسیده بود: «کجا می روی؟»
گفته بود: «باید کسی را پیدا کنم.»
خدیجه(س) گفته بود: «خودت را خسته نکن آنها نمی آیند.» و او نمانده بود تا باقی حرف هایش را بشنود،

 پاهایش سنگین بود اما باید می رفت. خدیجه(س) را مثل دختر نداشته اش دوست داشت و خدیجه(س)

 هم هیچ وقت با او مثل یک کنیز رفتار نکرده بود. وقتی خدیجه(س) «میسره» و همسرش را آزاد کرده بود،

 او ایستاده بود و نگاهشان می کرد که دور می شدند.
خدیجه(س) پرسیده بود: «دلت می خواهد تو هم مثل آنها بروی و برای خودت زندگی کنی؟» و او گفته بود:

 «نه دلم می خواهد تا همیشه کنار شما بمانم.» و خدیجه پیشانی اش را بوسیده بود. آن وقت ها هیچ فکر نمی کرد

 بانویش تا این حد تنها شود. پیامبر(ص) در غار حرا بود و خدیجه(س) با تنهایی و درد در انتظار فرزندش بود و او در

 کوچه پس کوچه های مکه به دنبال کسی بود که بانویش را یاری کند. پاهایش می لرزید. آفتاب مستقیم می تابید و او دیگر توان راه رفتن نداشت. به دست های پر چروکش نگاه کرده بود که می لرزید، ای کاش این همه پیر و ناتوان نبود. از خودش بدش آمد، با خودش فکر کرد این روزها بیشتر خدیجه(س) از او مراقبت کرده بود تا او از خدیجه(س). دلش می خواست بانویش همیشه همان زن جوان و شادابی باشد که او موهای بلند و سیاهش را شانه می زد و می بافت.


ادامه مطلب



طبقه بندی: حضرت خدیجه(س)،
[ جمعه 28 تیر 1392 ] [ 11:36 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

تسلیت
وفات جان گذار همسر با وفای رسول خدا صلی الله علیه و آله ، 

یاور و حامی مصطفی، همراه خاتم الانبیاء، نماد ایمان و تقوا، 

همسر عصاره هستی، سمبل صلابت و استواری، افتخار بانوان 

گیتی، بزرگ بانوی اسلام، حضرت خدیجه کبری بر تمام مسلمانان جهان به ویژه
ایرانیان و مخصوصا به در گاه حضرت ولیعصر(عج) تسلیت می گویم




طبقه بندی: حضرت خدیجه(س)،
[ جمعه 28 تیر 1392 ] [ 12:41 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

آخرین لبخند آسمان

حضرت خدیجه

جبرئیل نزد پیامبر مى‏ آید و مژده‏اى از طرف خدا به پیامبر مى‏دهد. پیامبر نزد عمویش ابوطالب مى‏رود و از او مى‏خواهد كه پیامى را به بت‏پرستان برساند.

 ابوطالب نزد آنها مى‏رود. آنها خیال مى‏كنند كه او از گرسنگى و شرایط سخت محاصره به تنگ آمده است براى همین به او مى‏گویند:

 - خیلى خوش آمدى! ما منتظرت بودیم و مى‏دانستیم كه سرانجام از حمایت محمّد دست بر مى ‏دارى.

 - این چه خیال باطلى است؟ من هرگز از حمایت محمّد دست نمى‏كشم.

 - پس براى چه نزد ما آمدى؟

 - شما پیمان‏ نامه‏اى را كه نوشته و همه مهر كرده‏اید كجا گذاشته ‏اید؟

 - داخل كعبه.

 - محمّد به من گفت كه موریانه آن پیمان ‏نامه را خورده است.

 - چه حرف‏هایى مى‏زنى؟ تا به حال چنین چیزى سابقه نداشته است؟ صدها سال است كه پیمان ‏نامه‏ هاى مهم را در كعبه مى‏گذارند.

 - به داخل كعبه بروید و آن پیمان نامه را بیاورید . اگر سخن محمّد دروغ باشد، من او را به شما تحویل مى‏دهم.

 - پیشنهاد خوبى است .

 - امّا اگر سخن او درست باشد شما باید به این محاصره پایان بدهید .

 - باشد، قبول است.

 رهبران مكّه خیلى خوشحال هستند، آنها فكر مى‏كنند كه به زودى پیامبر در اختیار آن‏ها خواهد بود و اصلاً احتمال نمى‏دهند كه سخن ابوطالب درست باشد.

خدیجه همه هستى خود را به پاى درخت اسلام ریخته و به زودى اسلام درخت تنومندى خواهد شد. خدیجه باغبان اسلام است

 نگاه كن! همه به سوى كعبه مى‏روند، درِ كعبه باز مى شود. پیمان ‏نامه در داخل پارچه ‏اى قرار گرفته و از سقف آویزان است. یكى آن را پایین مى‏آورد. وقتى پارچه آن را باز مى‏كنند، مى‏بینند كه موریانه آن را خورده است.



ادامه مطلب



طبقه بندی: حضرت خدیجه(س)،
[ جمعه 28 تیر 1392 ] [ 12:37 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

در کنار بستر مادر مۆمنان

در کنار بستر مادر مۆمنان

حضرت خدیجه


سلام خدا بر همسر رسول خدا صلی الله علیه وآله، سلام خدا بر مادر مومنین، سلام بر کسی که گوی سبقت در پذیرش اسلام را از دیگران ربود[1] و برگزیده خدا شد[2] و در نهایت به مقامی رسید که جز سه بانوی دیگر به آن بار نیافت.

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:

«أَفْضَلُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ أَرْبَعٌ خَدِیجَةُ بِنْتُ خُوَیْلِدٍ وَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ مَرْیَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ وَ آسِیَةُ بِنْتُ مُزَاحِمٍ امْرَأَةُ فِرْعَوْنَ؛ برترین زنان بهشت چهار نفرند: خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمّد و مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم همسر فرعون»‏.[3]

 

از ازدواج تا عروج

26 سال داشت که به همسری رسول خدا درآمد.[4] زندگی مشترک او با رسول خدا 25 سال به طول انجامید که 15 سال آن قبل از بعثت بود.[5]

در سال دهم بعثت، «ابوطالب»، این بزرگ مرد اسلام از دنیا رفت و با رفتن او رسول خدا یاور و پشتیبان قدرتمندی را از دست داد. این غم همچنان بر دل حضرت سنگینی می کرد که داغی بزرگ، قلب مبارکش را سوزاند. با فاصله کمی از رحلت حامی دین، حضرت ابوطالب، یار وفادار رسول خدا و مادر مومنین، «خدیجه کبری» هم چشم از جهان فروبست. این مصیبت جانکاه که سه روز [6] (تا حدود یک ماه هم نوشته اند) پس از مصیبت اول به وقوع پیوست چنان بار غم اندوه را بر قلب رسول خدا افزون کرد که آن سال را سال حزن و اندوه نامیدند.[7]

لحظات پایانی عمر سراسر نور و سعادت این بانو هم جگرسوز است هم حاوی نکات مهم و درس آموز.

 



ادامه مطلب



طبقه بندی: حضرت خدیجه(س)،
[ جمعه 28 تیر 1392 ] [ 12:36 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

رنجنامه‌ی بانو

حضرت فاطمه

خطبه های تاریخى دختر گرامی رسول خاتم، حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام از نظرگاه فصاحت و بلاغت، در اوج هماهنگى و یگانگى هستند و از دیدگاه معرفت و حكمت در كمال گره‌گشایى و گستردگى؛ خطبه هایی كه در جای‌جای فرازهایش، چنان حقایق ژرف و عمیقى گنجانیده شده است كه كشف و به كارگیرى آن‌ها می‌تواند گره‌گشاى بسیارى از مشكلات پیچیده امروز ما در تمام عرصه ‌ها گردد؛ خطبه هایی كه با حكمت آموزى هاى رمزگونه، می‌توانند كلید درهاى خیر و بركت را در اختیار ما نهد و رهنماى ما در مسیر توسعه ‌هاى فردى و اجتماعى گردد.

 

رنجی فراتر از خود

خطبه هایی که از آن بانوى یگانه گزارش شده است عبارتند از: خطبه ایشان در مسجد مدینه که به خطبه فدکیه شهرت دارد؛ و خطبه آن حضرت در جمع زنان مهاجر و انصار. حضرت زهرا علیهاالسلام خطبه اوّل را در حال سلامت، در مسجد پیامبر صلى الله علیه وآله و با حضور مردان مهاجر و انصار ایراد فرمود، و خطبه دوم را در برابر زنان مهاجر و انصار، درون خانه و در بستر بیمارى بیان کرد، همان بیمارى که هرگز از آن برنخاست، و جان پاک خود را به جان آفرین تسلیم نمود.

خطبه مزبور از خطبه هایى است که در کتب متعدد و با اسناد متظافر و نزدیک به هم نقل شده است و لذا از اهمیّت ویژه اى برخوردار است. این خطبه که از دل پر درد دختر گرامى پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله برخاسته در حقیقت رنجنامه اوست. رنجى جانکاه که تا اعماق استخوانش نفوذ کرده و تمام وجودش را در شعله هاى سوزان خود فرو برده است.

از عجایب و شگفتى هاى این خطبه آن است که بانوى اسلام بعد از پدر بزرگوارش و قبل از شهادت مظلومانه خویش مورد ستم هاى زیادى واقع شد، ستم هایى که بیمارى جانکاه او از آن ریشه مى گرفت، و با این که سۆال زنان مدینه به هنگام عیادت آن بانو مخصوصاً از وضع حال و بیمارى او بود، و قاعدتاً باید چیزى از دردهاى خود بگوید، اما او حتى یک کلمه از حال خودش سخن نگفت، و محور تمام سخنان او مسأله غصب خلافت و مظلومیت امام على علیه السلام و خطرات آینده این انحراف بزرگ براى امت اسلامى بود. عجبا از روح بزرگ زهرا علیهاالسلام که برتر از آن است که از خودش و دردهای بزرگ خود سخن بگوید، او نگران شخص خود نبود، او نگران امت اسلامى بود که چه آینده شوم و دردناکى در پیش داشت. و این بهترین نشانه عظمت فاطمه علیهاالسلام و مقام فداکارى و ایثار آن بانوى زنان جهان است.

آرى او همیشه ـ و بالخصوص در واپسین لحظه عمر کوتاه و پر درد و رنجش ـ همچون شمعى مى سوخت تا اطراف خود را روشن سازد و گمراهان را نجات دهد و مدافع حق و عدالت باشد.

این خطبه گرچه در مقطع خاصى ایراد شده و ناظر به مسأله ولایت امیر مومنان على علیه السلام مى باشد، ولى درسى است براى همه مسلمان ها در تمام قرون و اعصار، که در مسائل مربوط به حکومت اسلامى سستى و بى تفاوتى نشان ندهند و از در سازشکارى با افراد نااهل در نیایند




ادامه مطلب



طبقه بندی: حضرت خدیجه(س)،
[ جمعه 28 تیر 1392 ] [ 12:35 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

«یادی از بهترین همسر پیامبر»

«یادی از بهترین همسر پیامبر»

حضرت خدیجه

عایشه می گوید: به یاد دارم روزی پیامبر از خانه خارج می شدند و پی در پی نام خدیجه را زمزمه زبان مبارک داشتند و -شاید با حسرت فقدان، از او تعریف می کردند- به خاطر رشکی که به او می بردم، کاسه صبرم لبریز و طاقتم طاق شد! و به یکباره برآشفتم و با کمال جسارت و جرات گفتم : او پیره زنی بیش نبود! خداوند بهتر از آن را نصیب شما کرده است!

با شنیدن سخنان من آثار غضب در وجنات پیامبر نمایان گردید و درحالی که به شدت عصبانی بودند فرمودند: هرگز! چنین نیست که می گویی؛ هرگز همسری بهتر از او نصیب من نشده است. می دانی چرا؟ چون او هنگامی به من ایمان آورد که همه مردم در کفر و شرک غوطه ور بودند . ثروت فراوان خود را در سخت ترین لحظه ها در اختیار من گذاشت و افزون بر آن، خداوند جلیل از او فرزندانی به من ارزانی داشت که به هیچیک از همسرانم عطا نفرمود. (١)

 

بزرگترین حامی رسول

پیامبر مهربانی؛ در پاسخ به عایشه به تقدم ایمان او بر سایرین اشاره فرمودند: آری این افتخار در تمام اعصار اسلامی صرفا شایسته خدیجه، ام المومنین است . او اولین زنی است که به پیامبر ایمان آورد و فقط امیرالمومنین علیه السلام است که در بردارنده چنین رتبه ای است و این دو شخصیت ، اولین زن و مردی بودند که به پیامبر اقتداء کردند.

و به گواه آیه شریفه سوره واقعه « وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُون ، أُوْلَئكَ الْمُقَرَّبُون » (2) این دو شخصیت بزرگ، نزدیکترین مومنان به پیامبر گرامی اسلام هستند.



ادامه مطلب



طبقه بندی: پیامبر اکرم(ص)، حضرت خدیجه(س)،
[ جمعه 28 تیر 1392 ] [ 12:04 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

خدیجه سلام‌الله‌علیها؛ همسنگری باوفا

حضرت خدیجه

چهار «زن» در میان تمام بانوان برجسته جهان، از آغاز تا انجام و در بین قهرمانان راستین تاریخ، به خاطر ویژگی های خاص خود در صدرند.(1) یکی از آن چهار زن، «خدیجه کبری» است. خدیجه ای که از آغاز بعثت و هنگامی که پیامبر اسلام صلی الله علیه واله مسئله وحی را برای او بازگو کرد، به وی صادقانه گروید و در راه این ایمان، تمامی دارایی و راحتی و رفاهش را بذل کرد و پیوسته تا واپسین دم زندگی و آخرین نفس نیز آن چه در امکان داشت، نثار پیامبر صلی الله علیه واله و گسترش اسلام کرد.

 

پشتیبان بزرگ اسلام

این بانوی با اخلاص، در تکوین بنای اسلام و پیشبرد آن با بهره گیری از ثروت سرشار و موقعیت و جایگاه عظیمش در دنیای آن روز، سهم به سزایی دارد، تا آنجا که پیامبر اکرم صلی الله علیه واله درباره اش فرموده است:

«ما قام الاسلام الاّ بسیف علیّ و مال خدیجة؛ اسلام پا نگرفت مگر به شمشیر علی و ثروت خدیجه».(2)

وی در لحظات آغازین «بعثت» و سنگینی نزول وحی - که برای پیامبر صلی الله علیه واله دورانی بسیار سخت و بحرانی بود - در تأمین آرامش و امنیت خاطر او سخت می کوشید. با ایثار خالصانه ترین دوستی ها و جانفشانی های یک همسر، طعم شیرین محبت های یک مادر را - مادری که از فرزند در قبال حمله هر نوع دشمنی و تهدید هر خطری دفاع و حمایت می کند- بدو می چشانید.

« بنت الشاطی»- بانوی دانشمند و نویسنده توانای مصری - می گوید:

«آیا هیچ همسری را تاب آن هست که چون «خدیجه» دعوت تاریخی پیامبر صلی الله علیه واله را از صمیم دل و سویدای جان و با ایمانی نیرومند بدون یک ذرّه تردید و شک در صدق پیامش، بپذیرد و به استقبالش رود، با این یقین محکم که خداوند او را هیچ گاه خوار نخواهد ساخت؟ آیا در توان هیچ بانویی جز «خدیجه» با آن همه ثروت بی حساب و بخشش های فراوان هست که در اوج رفاه و آسایش، به نعمت و عزّت و شوکت شاهانه پشت کند تا در تیره ترین ایام سختی در کنار همسرش بایستد و با او در سخت ترین نوع شکنجه و آزار به پاس وفادار ماندن به ایمانش، شرکت کند؟!

بعید است که چنین باشد! بلکه او یگانه بانویی است که تمام امکاناتش را برای یاری پیامبر صلی الله علیه واله و تأمین اعتماد و آرامش و سلامت او به کار گرفت.»(3)

به خدا سوگند که هرگز بهتر از او نصیبم نشده! وی هنگامی به من گروید که دیگران تکفیرم کردند و هنگامی مرا تصدیق کرد که دیگران به تکذبیم پرداختند و هنگامی با دارایی اش به یاری من شتافت که دیگران محرومم ساختند. و خداوند از او، نه از زنی دیگر، به من فرزند عنایت کرد



ادامه مطلب



طبقه بندی: حضرت خدیجه(س)،
[ جمعه 28 تیر 1392 ] [ 12:03 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

تسلیت

                                                                               
امشب که بی قرارم ـ هوای کعبه دارم ـ ببین چه دل فکارم ـ در سینه ناله دارم ـ چون می‌رسد به گوشم ـ از ناله‌های زهرا ـ در بین ناله گوید ـ
 ای وای مادر ندارم ـ بی‌مادری چه سخته ـ بی مادرا می‌دونند ـ نشونه‌ی یتیما ـ چشمای غرق خونند ـ ای دخترِ خدیجه ـ ماندی غریب و تنها ـ
 امشب به گریه گویم ـ وای از دلِ تو زهرا

                    



طبقه بندی: حضرت خدیجه(س)،
[ جمعه 28 تیر 1392 ] [ 12:00 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

پنجشنبه بود و ....

پنجشنبه بود و ....
از روزی که شنیده ام غروب پنجشنبه تا سحرگاه جمعه را چشم براه ظهوری و در مسجد کوفه أمن یجیب می خوانی برای آمدنت : دلم نیامد ، شب های پنجشنبه را بخوابم ..
که خواب غفلت آور است و مرا از حضورِ تو دور می کند ...
چه لذتی دارد به بهانه ی با تو بودن بیدار ماند و بخاطر
خاطرِ عزیزت هم که شده کمی عاشقانه با خدا خلوت کرد..
من هم به بیداریِ مولایم ، بیدارم :
برایت قرآنی می خوانم عاشقانه تا
دلِ مهربانت آرام بگیرد در غربت ...
برایت آلِ یاسینی می خوانم عاشقانه تا یادم بماند :
حتی بعد مرگم هم " کفن پوش " :
آماده ام برای جان فشانی در رکابت..
تا یادم بماند : انتظارت طولانی شده و ...
تا یادم بماند : زمان به هزاره رسیده در غیبت ت و
باید خودم را آماده کنم برای آمدنت ..
برایت زیارتِ جامعه ای می خوانم عاشقانه :
تا یادم بماند که مولایم از اهل بیت محمد است و پسرِ فاطمه ...
برایت دعای عهدی می خوانم عاشقانه تا یادم بماند :
عهد بسته ام وفادار بمانم به ولایتت تا روزی که بیایی و
امامتِ صالحان " جهان گیر " شود در زمین ..
برایت دو رکعتی عاشقانه می خوانم با 100 نشانه از
" ایاک نعبد و ایاک نستعین " : تا یادم بماند :
مولایم در غربت نتها مانده و ندایِ
" هل مِن ناصرش " در هستی پیچیده ..
سحرِ جمعه که می رسد : با صدای اذان ش :
بغضِ گلوگیرِ نیمه شب م : باران می شود :
که باز هم مولای من : ...نیامد ..
دلتنگ مانده ام از سحرِِ امروز با دنیایی حسرت در
خاطره ی ظهورت ...
با هر بندِ اذان صبح اشک ریختم که چشمم به کعبه بود
: که مُنجی اَم بیاید و بر بلندای کعبه بایستد و ...
بشارتِ ظهور دهد که ... : ... نیامد .. 

http://mahdaviat14.blogfa.com/





طبقه بندی: امام زمان(عج)،
[ پنجشنبه 27 تیر 1392 ] [ 10:14 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 12 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic