تبلیغات
منتظران حضرت - مطالب فروردین 1392

منتظران حضرت

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه

آخرین پست فروردین 92



بحول و قوه الهی


آغاز عملیات اعزام عمره دانش آموزی



با توجه به صدور ویزا اولین گروههای عمره دانش آموزی



از سه شنبه مورخ 1392/01/13


( انشاءالله اگر خدا بخواد بنده هم جزء این کاروان هستم)

به عمره مفرده اعزام می شوند.




انشاالله روزی همه آرزومندان گردد.
خدا حافظ







[ جمعه 9 فروردین 1392 ] [ 11:36 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

شهادت حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها بر شیعیان تسلیت باد.

«بسم الله الرحمن الرحیم»

اعظم الله اجورکم

با سلام خدمت شما شیعیان و محبین اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام شهادت مظلومانه حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها را به محضر مولا و سرورمان حضرت بقیة الله روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء و همچنین به تمامی شیعیان تسلیت عرض می نماییم.التماس دعا

http://negar.charchoob.com/wp-content/uploads/fatemeye3_tarahe-javan.jpg





طبقه بندی: حضرت فاطمه(س)،
[ دوشنبه 5 فروردین 1392 ] [ 07:54 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

باور کن
هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد. اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام كاری بگیرید می‌توانید آن را انجام بدهید. مانع ذهن شماست نه زمان و مکانی که به آن وابسته اید. در رابطه با این موضوع بیاد شعر زیبایی از مهدی جوینی افتادم که تقدیم شما دوستان می کنم :

بــاور نکن ...


آزاد شو از بند خویش، زنجیر را بــاور نکن

اکنون زمان زندگیست، تاخیر را بــاور نکن


حرف از هیاهو کم بزن از آشتی‌ها دم بزن

از دشمنی پرهیز کن، شمشیر را بــاور نکن


خود را ضعیف و کم ندان، تنها در این عالم ندان

تو شاهکار خالقی، تحقیر را بــاور نکن


بر روی بوم زندگی هر چیز می‌خواهی بکش

زیبا و زشتش پای توست تقدیر را بــاور نکن


تصویر اگر زیبا نبود، نقّاش خوبی نیستی

از نو دوباره رسم کن، تصویر را بــاور نکن


خالق تو را شاد آفرید، آزاد آزاد آفرید

پرواز کن تا آرزو، زنجیر را بــاور نکن


[ یکشنبه 4 فروردین 1392 ] [ 09:27 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

گذشته ها گذشته
پیری برای جمعی سخن میراند، لطیفه ای برای حضار تعریف کرد،
همه دیوانه وار خندیدند.....
بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار
خندیدند....
او مجددا لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن
لطیفه نخندید.
او لبخندی زد و گفت: وقتی که نمی توانید بارها و بارها به لطیفه ای
یکسان بخندید، پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در
 مورد مسئله ای مشابه ادامه می دهید؟
گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید.


[ یکشنبه 4 فروردین 1392 ] [ 09:21 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]