منتظران حضرت

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه

چه خبر؟

آهای بچه شیعه ها

چه خبر از اجاره خونه

چه خبر از شهریه دانشگاه

چه خبر از كرایه تاكسی

چه خبر از قبض آب و برق و تلفن

چه خبر از همسایه بالایی

چه خبر از همسایه پایینی

چه خبر از دشمن

چه خبر از دوست

همه ی اینها رو ما از هم دیگه میپرسیم اما شده یكبار بگیم

چه خبــــــــــر از مهــــــــــــــدی؟

مهدی خیـــــــــــــلی غریبه





طبقه بندی: امام زمان(عج)، مهدویت،
[ دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 ] [ 06:45 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

پیام مدیر وبلاگ
 






روزگاریست

    شیطان فریاد میزند:

آدم پیدا کنید...سجده خواهم کرد.

                       (دکتر شریعتی)



تعجیل در فرج امام زمان گناه نکنیم ...،معرفت امام زمان



[ دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 ] [ 06:05 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

داستان پیامبر (ص) و حضرت عزرائیل
روزی رسول خدا (صل الله علیه و آله) نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد
پیامبر(صل الله علیه و آله) از او پرسید:
ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟
عزارییل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:…
۱- روزی دریایی طوفانی شد و امواج سهمگین آن یک کشتی را در هم شکست همه سر نشینان کشتی غرق شدند، تنها یک زن حامله نجات یافت او سوار بر پاره تخته کشتی شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد و در جزیره ای افکند و در همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد، من مأمور شدم که جان آن زن را بگیرم، دلم به حال آن پسر سوخت.
۲- هنگامی که شداد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ و بی نظیر خود پرداخت و همه توان و امکانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد و خروارها طلا و جواهرات برای ستونها و سایر زرق و برق آن خرج نمود تا تکمیل نمود. وقتی خواست به دیدن باغ برود همین که خواست از اسب پیاده شود و پای راست از رکاب به زمین نهد، هنوز پای چپش بر رکاب بود که فرمان از سوی خدا آمد که جان او را بگیرم، آن تیره بخت از پشت اسب بین زمین و رکاب اسب گیر کرد و مرد، دلم به حال او سوخت بدین جهت که او عمری را به امید دیدار باغی که ساخته بود سپری کرد اما هنوز چشمش به باغ نیفتاده بود اسیر مرگ شد.
در این هنگام جبرئیل به محضر پیامبر (صل الله علیه و آله) رسید و گفت ای محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید: به عظمت و جلالم سوگند شداد بن عاد همان کودکی بود که او را از دریای بیکران به لطف خود گرفتیم و از آن جزیره دور افتاده نجاتش دادیم و او را بی مادر تربیت کردیم و به پادشاهی رساندیم، درعین حال کفران نعمت کرد و خود بینی و تکبر نمود و پرچم مخالفت با ما بر افراشت، سرانجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت، تا جهانیان بدانند که ما به آدمیان مهلت می دهیم ولی آنها را رها نمی کنیم .




طبقه بندی: پیامبر اکرم(ص)،
[ دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 ] [ 05:46 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

حقوق معلم در آینة فرمایشات حضرت سجاد (ع)

 حضرت سجاد (ع) در فرمایشات خود سفارش بسیاری در حفظ حقوق معلم از سوی شاگردان دارند و می فرماید: حق کسی که عهده دار تعلیم توست آن است که او را بزرگ شماری و مجلس او را سنگین بداری و نیکو به وی گوش فرا دهی و روی خود را بر او کنی و با او بلند سخن نگویی و کسی را که از او چیزی می پرسد تو پاسخ ندهی و بگذاری که خود او پاسخ گو باشد و در مجلس او با هیچ کس به صحبت ننشینی و در محضر او بدگویی از کسی نکنی و اگر از او در نزد تو بدگویی شد از او دفاع کنی و عیب پوشش باشی و فضایل و مناقب او را آشکار کنی و با دشمنش همنشینی نکنی و با دوستش دشمنی نورزی؛ پس چون چنین کردی، فرشتگان خدای تعالی به سود تو گواهی خواهند داد که مقصد و مقصود تو از او و فرا گرفتن دانش او فقط برای خدا بوده نه به خاطر مردم .

                                            





طبقه بندی: معلم، امام سجاد(ع)،
[ دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 ] [ 02:29 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

داستانی زیبا از رابطه شاگرد و معلم:

 بهترین نوع این رابطه که سرشار از ادب و فروتنی است، در داستان حضرت موسی (ع) به عنوان شاگرد و حضرت خضر (ع) در مقام معلم ـ نمود دارد. موسی (ع) مأمور شد تا از بنده ای صالح به نام خضر (ع) کسب علم کند. قرآن آغاز گفت و گوی این معلم و شاگرد را این چنین بیان می کند:

 قال له موسی هل اتبعک علی ان تعلمن مما علمت رشداً * قال انک لن تستطیع معی صبراً * و کیف تصبرعلی ما لم تحط به خبراً * قال ستجدنی ان شاء الله صابراً و لا اعصی لک امراً * قال فان اتبعتنی فلا تسئلنی عن   شی ءٍ حتی احدث لک منه ذکراً. (کهف: 66 ـ 70) موسی به او گفت: �آیا از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده که مایه رشد است به من بیاموزی؟ گفت : �تو هرگز هم پای من نمی توانی صبر کنی و چگونه در مورد چیزهایی که از آن شناخت نداری، شکیبایی می کنی؟� گفت: �اگر خدا بخواهد، مرا شکیبا خواهی یافت و در هیچ کاری

 نافرمانی تو نمی کنم�. گفت: اگر به دنبال من آمدی، چیزی از من مپرس تا خودم از آن با تو سخن بگویم





طبقه بندی: معلم،
[ دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 ] [ 10:28 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

معلم در کلام استاد مطهری:

 معلم باید نیروی فکری متعلم را پرورش دهد و او را به سوی استقلال رهنمون شود. باید قوه ابتکار او   را زنده کند؛ یعنی در واقع، کار معلم آتش گیره دادن است. فرق است میان تنوری که شما بخواهید آتش از بیرون بیاورید و در آن بریزید تا آن را داغ کنید و تنوری که در آن هیزم و چوب جمع است و شما فقط آتش گیره از خارج می آورید و آن قدر زیر این چوب ها و هیزم ها قرار می دهید که اینها کم کم  

 مشتعل  شود.                                               

    

  مقام معلم

 

می توان در سایه آموختن                        گنج عشق  جاودان اندوختن

اول از استاد، یاد آموختیم                         پس، سویدای سواد  آموختیم

از پدر گر قالب تن یافتیم                          از معلم جان روشن   یافتیم

ای معلم چون کنم توصیف تو                     چون خدا مشکل توان تعریف تو

ای تو کشتی نجات روح ما                        ای به طوفان جهالت نوح  ما

یک پدر بخشنده آب و گل است                    یک پدر روشنگر جان و دل است

لیک اگر پرسی کدامین برترین                    آنکه دین آموزد و علم  یقین

 

استاد حسین شهریار

 





طبقه بندی: معلم،
[ دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 ] [ 08:44 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

مصلح موعود در اقوام مختلف جهان
نژاد اسلاو بر این عقیده بودند که از مشرق یک نفر برخیزد و تمام قبایل اسلاو را متحد سازد و آنها را بر دنیا مسلط گرداند.

ایرانیان باستان معتقد بودند «گرزاسپه» قهرمان تاریخی آنان زنده است و در کابل خوابیده و صد هزار فرشته او را پاسبانی می کنند تا روزی که بیدار شود و قیام کند و جهان را اصلاح نماید.2. گروهی دیگر از ایرانیان می پنداشتند که«کیخسرو» پس از تنظیم کشور و استوار ساختن شالودة فرمانروایی، دیهیم پادشاهی را به فرزند خود داد و به کوهستان رفت و در آنجا آرمیده تا روزی ظاهر شود و اهریمنان را از گیتی براند.

 


ادامه مطلب



طبقه بندی: مهدویت،
[ شنبه 9 اردیبهشت 1391 ] [ 08:19 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

اصهب را بشناسید

در روایات مربوط به ظهور، أصهب و أبقع، دو رهبر مخالف حرکت سفیانی یاد شده اند که سفیانی بر آن دو پیروز شده، و بر منطقه تسلط می یابد.واصهب که به گفته ی روایات به دنبال حکومت کردن بر دمشق (شام) است به سمت آن راه می افتد و جنگ سختی میان او و سفیانی براه می افتد و در نهایت، سفیانی، اصهب و یارانش را به قتل می رساند.


 


ادامه مطلب



طبقه بندی: مهدویت،
[ شنبه 9 اردیبهشت 1391 ] [ 08:14 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

دمشق نقطه حساس در آخرالزمان

دمشق یا به طور مطلق شام، پایتخت و بزرگ‌ترین شهر سوریه است چون درروایات متعددی شام آورده شده وشام به طورکلی برمناطق مختلف مثل سوریه ،لبنان،فلسطین،اردن وقسمتهای شمالغربی عراق هم اطلاق میشده ما دمشق رابررسی میکنیم تا به یقین مشخص شودکه کشورسوریه را دربرمیگیردونوعی بررسی روایی برکشورسوریه شده باشد اگرچه میتوان بسیاری از روایاتی راکه لفظ شام آمده برسوریه تطبیق داد.البته شهرهایی ماننددرعا،حرستا،حمص و...درروایات آمده که درشرایط کنونی جز کشور سوریه است .خلاصه سوریه مرکزحوادث منطقه می باشد چه قبل ازظهور وچه بعد از ظهور.

نکات بسیاری درباره دمشق درروایات دیده میشود که شاید مهمترین آنهامحل حکوت سفیانی،جنگ اصلی آقاامام زمان(عج)باسفیانی دراین منطقه میباشد.امابررسی  دمشق این نقطه حساس درآخرالزمان


 


ادامه مطلب



طبقه بندی: مهدویت،
[ جمعه 8 اردیبهشت 1391 ] [ 08:43 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

توصیف زیبای ملا صدرا از خدا
 

 

خداوند بی‌نهایت است و لامکان وبی‌زمان 
 
 
اما به قدر فهم تو کوچک می‌شود 
 
و به قدر نیاز تو فرود می‌آید 
 
و به قدر آرزوی تو گسترده می‌شود 
 
و به قدر ایمان تو کارگشا می‌شود 
 
و به قدر نخ پیرزنان دوزنده باریک می‌شود... 
 
پدر می‌شود یتیمان را و مادر 
 
برادر می‌شود محتاجان برادری را 
 
 
همسر می‌شود بی‌همسرماندگان را 
 
 
طفل می‌شود عقیمان را 
 
امید می‌شود ناامیدان را 
 
 
راه می‌شود گمگشتگان را 
 
نور می‌شود در تاریکی ماندگان را 
 
 
شمشیر می‌شود رزمندگان را 
 
 
عصا می‌شود پیران را 
 
 
عشق می‌شود محتاجان به عشق را 
 
...
 
 
خداوند همه چیز می‌شود همه کس را... 
 
 
به شرط اعتقاد، به شرط پاکی دل، به شرط طهارت روح، به شرط پرهیز از معامله با ابلیس 
 
بشویید قلب‌هایتان را از هر احساس ناروا 
 
و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف 
 
و زبان‌هایتان را از هر گفتار ناپاک 
 
و دست‌هایتان را از هر آلودگی در بازار... 
 
و بپرهیزید از ناجوانمردی‌ها،ناراستی‌ها، نامردمی‌ها! 
 
چنین کنید تا ببینید خداوند چگونه 
 
بر سفره شما با کاسه‌ای خوراک و تکه‌ای نان می‌نشیند 
 
 
در دکان شما کفه‌های ترازویتان را میزان می‌کند 
 
و در کوچه‌های خلوت شب با شما آواز می‌خواند... 
 
مگر از زندگی چه می‌خواهید که در خدایی خدا یافت نمی‌شود ...؟

 



[ جمعه 8 اردیبهشت 1391 ] [ 07:39 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 7 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ]

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic