منتظران حضرت

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه

آیا دعای عهد فقط خواندنی است؟

از دعاهای مشهوری که خواندن آن در دوران غیبت حضرت مهدی‏ (علیه السلام) فراوان مورد سفارش قرار گرفته «دعای عهد» است.

این دعای شریف مشتمل بر درود خاصّ از طرف خواننده دعا و نیز از سوی تمامی مردان و زنان مؤمن-در شرق و غرب عالم- به پیشگاه حضرت ولی عصر (ع) است و سپس تجدید عهد و پیمان و بیعت با آن حضرت و پایداری بر این پیمان را تا روز قیامت اظهار می‏ دارد. آن گاه از خداوند درخواست می‏ کند که اگر مرگ من فرا برسد، در حالی که امام زمان‏ (ع) ظهور نکرده باشد؛ پس از ظهور او مرا از قبرم درآورد و به یاری آن حضرت سعادتمند کند. بعد از این, درخواست دیدار امام‏ (ع) با عباراتی ظریف بیان شده و دعا برای تعجیل ظهور و فرج و برپایی حکومت حقه و سامان یافتن جهان و زنده شدن حقایق دین و اهل ایمان پایان بخش این دعای شریف است.

امام صادق‏ علیه السلام درباره این دعا فرمودند:

«هر کس چهل صبحگاه این دعا را بخواند، از یاوران حضرت قائم‏ خواهد بود و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد، خدای تعالی او را زنده خواهد کرد تا در رکاب آن حضرت جهاد نماید و به شماره هر کلمه از آن هزار حسنه برایش نوشته می‏ شود، و هزار کار بد از او محو می‏ گردد». [بحارالانوار، ج 83، ص 284، ح 47.] .

 


ادامه مطلب



طبقه بندی: امام زمان(عج)، مهدویت،
[ جمعه 25 اسفند 1391 ] [ 09:37 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

آیا آماده ظهور هستی؟

عزیزان! به ما دستور داده‌اند مهیّای ظهور باشید؛ چون ظهور ناگهانی واقع می‌شود، اصحاب امام زمان (ع) به علت آمادگی، به محض شنیدن ندای حضرت، همگی در مكّه جمع می‌شوند. اینها كه بیكار نیستند ولی طوری آماده‌اند كه اگر آب دستشان باشد، زمین گذاشته، می‌روند.

حبیب بن مظاهر در میان راه حمام با مسلم بن عوسجه برخورد كرد و گفت: كجا می‌روی؟ گفت: می‌روم حمام، گفت: وقت این كارها نیست از امام حسین (ع) نامه رسیده، باید رفت. از وسط راه، خانه نرفته به طرف كربلا رفتند. این آمادگی خیلی فرق می‌كند با آن كسی كه در زمان رسیدن سیّدالشّهدا (ع) به كربلا، تازه برای زن و بچه‌اش آذوقه می‌برد. خیلی هم دوست دارد به حضرت كمک كند ولی از قبل فرصت‌ها را تخمین نزده، خودش را مهیّا نكرده، اهل سرعت و سبقت نبوده، پیدا است چنین آدمی عقب می‌افتد.

وقتی اشتغال انسان به كار خویش باشد و دل‌مشغولی انسان، ولیّ خدا نباشد، یا اینكه صبح كه بلند می‌شود فكرش این نباشد كه، امروز در كار امام زمان (عج) چه وظیفه‌ای دارم، مشكل ساز است. به هر حال باید دید كجای اردوگاه امام خالی است، همانجا را پر كرد.

دنبال كار خودمان نباشیم؛ اگر یکی به دنبال آیت‌الله شدن باشد و آن یكی، به دنبال خانه خریدن باشد، و سومی به دنبال چیز دیگر حتماً این تعلقات، ما را از ولیّ خدا دور می‌كند. اگر آمادگی و حالت انتظار وجود داشته باشد، انسان به نصرت ولیّ خدا موفق می‌شود. همین‌كه حضرت پرچم [اَلبَیعتُ ِلله] را برداشت چنین شخصی آماده است. همه‌ كارهایش را كرده، نه اینكه وقتی جنگ شروع شد تازه به فكر نماز و روزه‌های قضا و به فكر قرض‌هایش باشد. حالا كه امام زمان (ع) به میدان آمده، وقت نماز قضا خواندن نیست اینها را باید قبلاً می‌خواند؛ دیگر وقت خودسازی نیست باید خود را به هر قیمتی شده به امام زمان (ع) برسانی؛ ولو اینكه این دو ركعت نماز را نخوانی؛ ولو همه قرض عالم روی دوش تو باشد، تا بروی قرضت را بدهی كار تمام شده است.

(از بیانات حجت الاسلام دکتر سید محمد مهدی میرباقری)

منبع از البیعت لله در قسمت لوگو دوستان





طبقه بندی: امام زمان(عج)،
[ جمعه 25 اسفند 1391 ] [ 09:35 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

ظهور نزدیک تر می شود اگر...

3 روایت:

1- امام حسن (ع) در مورد خلافت امیرالمؤمنین علی (ع) فرمودند: پدرم ابتدا دست به بیعت با آنها (غاصبان) دراز نکرد؛ بلکه آنها را قسم داد (که آیا آنچه رسول خدا در مورد من گفته را فراموش کرده اید) و از یارانش نیز کمک خواست؛ اما فریادش اجابت نگردید و او یاری نشد؛ در حالی که اگر بر ضد غاصبان، یاران کافی می داشت هرگز به خواسته آنان تن نمی داد. (بحارالأنوار (چاپ بیروت)، ج 10، ص 142)

2- تنها امامی که هرگز بیعت ظالمی را بر گردن نخواهد داشت, حضرت مهدی (عج) است. (الإحتجاج على أهل اللجاج (طبرسی)، ج ‏2، ص 290)

3- امام مهدی (ع) می فرماید: اگر شیعیان ما - که خداوند آنها را به طاعت و بندگی خویش موفق بدارد - در وفای به عهد و پیمان الهی اتحاد و اتفاق می داشتند و عهد و پیمان را محترم می شمردند, سعادت دیدار (ظهور) ما به تأخیر نمی افتاد و زودتر به سعادت دیدار ما نائل می شدند. (کمال الدین و اتمام النعمه (شیخ صدوق) ج 2)


3 نتیجه: 

1- اگر یک امام معصوم به اندازه انگشتان دست یار وفادار و فهمیده نداشته باشد, برای حفظ دین مجبور به صلح با ظالم خواهد شد (مانند امام علی ع و امام حسن ع)

2- اگر یک امام معصوم کمتر از 100 یار وفادار و فهمیده داشته باشد, حماسه ای جاودانه خلق خواهد شد (مانند امام حسین ع)

3- اگر امام معصوم تنها 313 یار وفادار و اصیل داشته باشد, زمین را از شر ظالمان و مستکبران نجات خواهد داد (مانند امام مهدی ع)


پس یکی از علت های غیبت حضرت مهدی (عج) سستی مردم دوران ایشان است. اگر حضرت ظهور نماید و یاران کافی نداشته باشد، باید با ظالمان سازش کند؛ اما خداوند نخواسته که آخرین حجتش به دلیل سستی یاران، مجبور به سازش با ظالمان شود. پس

تا زمانی که مردم آماده یاری امام زمان (ع) نباشند، ایشان ظاهر نخواهند شد.

منبع از  البیعت لله در قسمت لوگو دوستان





طبقه بندی: امام زمان(عج)،
[ جمعه 25 اسفند 1391 ] [ 09:31 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

مژده ظهور نزدیک است

«بسم الله الرحمن الرحیم»

هان ای رهروان راه حقیقت و منتظران منجی موعود! بشارت باد بر شما كه لحظه قیام حضرت قائم (ع) نزدیک است. طلیعه صبح ظهور تابیدن گرفته و دیگر چیزی به برآمدن آفتاب حضور نمانده است. او با پرچم «اَلبَیعتُ ِلله» به پشت درب خانه هاتان رسیده است. اكنون كه غیب جمال سرمدی و حسن یوسف زهرا به خوبی عیان شد و رایحه گل نرگس و عطر گل محمدی در سراسر عالم به مشام رسیده است، درب دلهاتان را برایش بگشایید و عاشقانه با او عهد ببندید؛ شاید که شما نیز از اصحاب مهدی باشید. امروز را دریابید كه شاید فردا قضای آن را نپذیرند ...

 





طبقه بندی: امام زمان(عج)، مهدویت،
[ جمعه 25 اسفند 1391 ] [ 09:06 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

رحمت الهی و عذاب ابدی کفّار

جهنم شیطان عذاب زنجیر فریاد


گاهی در انتقاد به جاودانگی عذاب کفار در جهنم، بر مهربانی خداوند تأکید می‌شود که نشان می‌دهد از نظر برخی افراد، اتّصاف خداوند به صفت رحمت، با تعذیب جاودانة کُفار به دست او در جهنم سازگار نیست. این مقاله به بررسی مسئلة جاودانگی عذاب کفّار در جهنم از منظر صفت رحمت الهی می‌پردازد.


خلود کفار          

شماری از آیات قرآن ‌کریم بر خلود کفّار در آتش جهنم دلالت می‌کنند ،آیاتی دیگر حتّی بر ابدی ‌بودن این خلود تأکید می‌کنند و این تأکید تا جایی است که برخی آیات، به امتناع خروج کفّار از آتش و حرام ‌بودن بهشت بر آنان اشاره می‌کنند،علامة طباطبایی این آیات را نصّ بر خلود کفّار در جهنم می‌داند(1). در برابر این آیات، آیاتی وجود دارند که جاودانه ‌بودن عذاب کفّار در جهنم را مشروط به خواست خدا می‌کنند . علامة طباطبایی این آیات را دالّ بر اثبات قدرت خدا در عدم تخلیدِ کفّار در عذاب جهنم می‌داند اما تاکید می‌کند که او از این قدرت خود استفاده نخواهد کرد(2).

برخی از روایات شیعه و عامّه بر جاودانه ‌نبودن عذاب جهنمیان دلالت می‌کنند (3). برای مثال، روایت ابوسعید ‌خدرى که بر حاکم بودنِ عبارت قرآنی «إِلّا ما شاءَ رَبُّکَ إِنَّ رَبَّکَ فَعَّالٌ لمَا یُرِیدُ» بر تمام آیاتِ دالِّ بر خلود اشاره می‌کند، قابل توجّه است. عموم محدّثان، از این روایات عذاب منقطع اهل‌ قبله را نتیجه گرفته‌ و اطلاق آنها را شامل کفار ندانسته اند؛ بلکه آنها را در آتش جهنم مخلّد می‌دانند. برای مثال، علامة مجلسی به هنگام جمع‌بندی میان آنها و آیات و روایات دالّ بر جاودانه ‌بودنِ عذاب جهنم چنین می‌گوید:

«بدان: آنچه جمع میان آیات و روایات اقتضا می‌کند این است که کافری که منکر ضروری‌ای از ضروریات دین است، در آتش مخلد است و عذاب او تخفیف نخواهد یافت.» (4)

" گناهكارانی كه در قیامت به عذاب الهی گرفتار می شوند, پس از مدت زمانی معین عذاب آنها پایان یافته و یا از طریق شفاعت بخشیده می شوند. اما عده ای هستند كه هیچ زمینه ای برای بخشش و پاك شدنشان وجود ندارد; مانند كافران و معاندین كه این افراد به تصریح قرآن كریم همیشه در عذاب جهنم گرفتار خواهند بود و این امر منافاتی با رحمت بی كران خداوند متعال ندارد; زیرا : اولا، رحمت الهی قابل مقایسه با عواطف انسانی نیست.

جهنم كه منتهى به جهنم مى‏ شود و منحرفان در قیامت به آن هدایت‏مى‏شوند صورت اصلى و باطنى همان راه ضلالت دنیوى است

 


ادامه مطلب



طبقه بندی: قیامت، اعتقادات شیعه،
[ چهارشنبه 23 اسفند 1391 ] [ 01:06 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

بعثت انبیاء عادلانه یا ....!
بعثت

مسأله ای‏ در زمینه بعثت پیامبران مطرح است و آن اینکه هدف اصلی از مبعوث شدن پیامبران و به اصطلاح‏ منظور نهایى از ارسال رسل و انزال کتب چیست؟ آخرین سخن پیامبران کدام‏ است؟ ممکن است گفته شود هدف اصلى، هدایت مردم، سعادت مردم، نجات‏ مردم، خیر و صلاح و فلاح مردم است. شک نیست که پیامبران براى هدایت مردم به راه راست و براى سعادت و نجات مردم و خیر و صلاح و فلاح مردم مبعوث شده اند سخن در این نیست، سخن در این است که این راه راست به چه مقصود نهایى منتهى می‏شود؟ سعادت مردم از نظر این مکتب در چیست؟ در این مکتب چه نوع اسارتها براى بشر تشخیص داده شده که مى‏خواهد مردم را از آن گرفتاریها نجات دهد؟ این مکتب، خیر و صلاح و فلاح نهایى را در چه چیز مى‏داند؟

در قرآن کریم ضمن اینکه به همه این معانى اشاره یا تصریح شده، دو معنى‏ و دو مفهوم مشخص ذکر شده که مى‏رساند هدف اصلى، این دو امر است، یعنى‏ همه تعلیمات پیامبران مقدمه ای است براى این دو امر آن دو امر عبارت‏ است از: شناختن خدا و نزدیک شدن به او، و دیگر برقرارى عدل و قسط در جامعه بشری. همه پیامبران الهى که از طرف خداى متعال در میان بشر مبعوث شده‏اند ، براى دو هدف اساسى بوده است . یکى بر قرارى ارتباط صحیح میان بنده و خالق خودش ، میان بنده و خدا است ، و به تعبیر دیگر منع بشر از پرستش هر موجودى غیر از خالق خودش که در کلمه طیبه " لا اله‏ الا الله " خلاصه مى‏شود . و دیگرى برقرارى روابط حسنه و صالحه میان افراد بشر ، بعضى‏ با بعضى دیگر ، بر اساس عدالت و صلح و صفا و تعاون و احسان و عاطفه و خدمت به یکدیگر است .


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 23 اسفند 1391 ] [ 01:05 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

پیام امام رضا (علیه السلام) به شیعیان تاریخ
شهادت امام رضا (ع)

یکی از بزرگترین مشکلات شیعیان و بلکه مسلمین در طول تاریخ، رقابت ها و تعارض های درون گروهی است که منجر به ایجاد تفرقه شده است. این نقطه ضعف بزرگ، همواره موارد توجه دشمنان این دین هم قرار گرفته و از هر ابزاری برای تقویت آن بهره برده اند. سیاست مشهور انگلیسی «تفرقه بینداز و حکومت کن»، هنوز از مهم ترین ابزار استیلای کشورهای استعمارگر (با عنوان آشنای کشورهای غربی) بر کشورهای جهان سوم است؛ کشورهایی که بخش عمده ای از آنها را کشورهای اسلامی تشکیل می دهد و با توجه به وجود توصیه های متعدد مذهبی مبنی بر اتحاد، افتادن در چنین گردابی، آنها را مستحق عنوان « کشورهای سلطه پذیر» می کند. یکی از مهم ترین، زیباترین و بنیادی ترین توصیه ها برای حفظ وحدت در میان مسلمین را می توان در پیام کوتاه، اما پرمحتوایی یافت که حضرت امام رضا(علیه السلام) به حضرت عبدالعظیم حسنی و خطاب به شیعیان صادر فرموده اند. این پیام که محتوای آن انطباق قابل توجهی با آیات و مفاهیم قرآنی دارد، می تواند راهنمای دقیق و البته تنذیری شدید برای آنانی باشد که حرکت در راه معصومین علیهم السلام را سرلوحه کار خود قرار داده و اعتلای نام اسلام و برپایی مجدد تمدن عظیم و الهی اسلام را به عنوان هدفی جدی در زندگی برگزیده اند. هر بخش کوتاهی از این پیام عمیق، توصیه ای مهم به دوستداران اهل بیت (علیهم السلام) را در خود جا داده است. «اجتناب از شیطان»، «راست گویی»، « امانت داری»، «سخن گفتن بجا»، «دوری از تفرقه» و «اطاعت از ولی امر» را می توان به عنوان محورهای اصلی این پیام ارزیابی کرد. هر چند ژرف کاوی پیام می تواند مفاهیم عمیق و پنهان تری را پیش روی محققین بگشاید؛ مثلاً تعمق در این نکته که امام (به عنوان ولی امر مسلمین)، در ابلاغ سلام به پیروانش پیش دستی کرده، می تواند زمینه بحث های متعددی در خصوص رعایت اخلاق شود؛ بحث هایی همچون «دوری از تکبر»، «توجه به امور یکدیگر»،«اهمیتسلام».

نکته بسیار ارزشمند در این پیام ها، انطباق جدی آن با مفاهیم و آیات قرآنی است که در این مقاله نیز سعی شده تا این بعد از پیام مورد توجه بیشتری قرار گیرد. البته آنچه در این مقال عنوان شده، مروری کوتاه و گذراست و قطعاً بررسی مفصل این مطلب، مقالات متعدد و طولانی تری را می طلبد.

از مهم ترین محورهای موجود در پیام امام رضا (علیه السلام) به شیعیان، انذاری است که ایشان نسبت به آزار شیعیان داده اند. حضرت، این آزار رسانی را (حتی اگر درحد به دل گرفتن بدخواهی فردی از آنان باشد) غیر قابل بخشش توسط خداوند عنوان می کند

پیامی برای همیشه تاریخ

« یا عبدالعظیم ابلغ عنی اولیائی السلام و قل لهم ...... فی و لایتنا و اعوذ بالله من ذلک» (1)

« ای عبدالعظیم از سوی من به یارانم سلام برسان و به ایشان بگو که شیطان را به خود راه ندهند و به آنان فرمان ده به راستی در گفتار و ادای امانت و آنها را فرمان ده در آنچه به کارشان نمی آید، خاموشی ورزند و ستیزه جویی کنار نهند و به یکدیگر روی آورند و به دیدار هم روند که موجب نزدیک شدن به من است و به در افتادن با یکدیگر خود را مشغول نسازند که من با خود عهد کرده ام هر که چنین کند و یاری از یاران مرا به خشم آورد از خدا بخواهم در دنیا سخت ترین عذاب را بدو رساند و در آخرت در شمار زیانکاران باشد و ایشان را آگاه ساز که خداوند نیکوکار آنها را خواهد بخشید و از بدکارشان درخواهد گذشت مگر کسی که به خدا شرک ورزیده یا دوستی از دوستان مرا بیازارد یا بد خواهی او به دل گیرد که اگر چنین کند خداوند او را نبخشاید تا از این اندیشه بد بازنگردد، اگر بازگشت (چه بهتر) وگرنه روح ایمان از دلش رخت بربندد و از ولایت من بیرون رود و او را از ولایت ما بهره ای نخواهد بود و از این سرنوشت بد به خدا پناه می برم.»

 


ادامه مطلب



طبقه بندی: امام رضا(ع)،
[ چهارشنبه 23 اسفند 1391 ] [ 01:04 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

تفاوت معجزه با کرامت !

معجزه

مقدمه

اولیای الهی می توانند دست به اعمالی بزنند که ازنظر عادی برای بشر خارق العاده به نظر می رسد. کارهای عجیب و غریبی که حاکی از قدرت برتری در پشت آنهاست. زندگی نامه ی همه ی مردان الهی پر است از این کرامات الهی و معنوی که باید چشم دل باز کرد و آنها را دید. توجه به ماهیت و چیستی این کرامات سبب می شود ایمان و اعتقادقلبی انسان به قدرت الهی و صاحب اصلی این کرامات بیشتر و بهتر شود.

کرامت در لغت!

کرامت درواژه به معنای بزرگواری است و در لغت نامه ی دهخدا آمده است که: کرامت از مصدر "کرم" واژه ای عربی و به معنای بزرگی ورزیدن جوانمرد گردیدن و با مروت شدن و نقیس و عزیز شدن است.

 

کرامت در اصطلاح!

در اصطلاح کرامت امری است خارق العاده که به واسطه ی تقرب در پیشگاه خداوندو لطافت روح و صفای باطن از انسان صادر می شود ولی نه برای اثبات حق یا تحدی و هدف اصلی از ارائه ی آن این نیست اگر چه ممکن است حقی با آن اتفاقا ثابت شود.

جرجانی از علمای اسلامی درباره ی کرامت می گوید: کرامت ظهور کاری خارق عادت از شخصی غیر مقارن با دعوی نبوت است پس هر آنچه مقرون دعوی نبوت باشد معجزه است نه کرامت.

جامی در نفحات الانس پس از ذکر انواع کرامات صادره از عرفا درباره ی کرامت به این نکته اشاره می کند که خداوند هرگاه یکی از دوستان خود را مظهر قدرت کامله ی خود بگرداند اومی تواند در عالم هر نوع دخل و تصرفی را انجام دهد و این همان کرامت است.

 


ادامه مطلب



طبقه بندی: اعتقادات شیعه،
[ چهارشنبه 23 اسفند 1391 ] [ 01:02 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

فضائل آیة الکرسی از زبان رسول اللّه


آیه الکرسی منشأ خیر وبرکتی است که خداوند تبارک وتعالی توسط رسول اکرم(صلی الله علیه وآله)در سوره مبارک بقره به انسان عطا فرموده است و خداوند می فرماید: این آیه عظیم الشأن و با برکت را به بندگانم هدیه می کنم وبه همین دلیل است که پیغمبر عزیز ما به پیروانش توصیه می کند که آیه الکرسی را مورد توجه خاص قرار دهند و تلاوت کنند تا از منشأ خیر و برکت آن بهره گیرند.


آیه الکرسی

اثرات و خواص آیه الکرسی  آیه الکرسی یعنی چه؟

 تعریف کرسی در آیه ای که به آیه الکرسی معروف شده است

 کرسی از ریشه ( ک- ر – س ) گرفته شده و به معنی اتصال یافتن اجزای یک ساختمان به هم می باشد و نیز کرسی را تخت هم می گویند که بر آن می نشینند که در این زمینه  می توان برای کرسی سه معنی آورد

1) علم الهی: کرسی همان جسم بزرگ کیهانی است که زمین، خورشید و آسمان ونیز سایر اجزا ی آسمان را در برمی گیرد.

2) جسم بزرگ کیهانی: کرسی را همان یک جسم و جرم بزرگ کیهانی تصور کرد که تمام اجزائی که در آسمان و زمین ... است در آن جای می گیرد که از حضرت علی (علیه السلام) نقل شده است که آسمان وزمین وتمام موجودات در داخل این کرسی قرار دارندکه چهار فرشته به اذن خداوند آن را حمل می کنند.

3) قدرت و سلطنت الهی: کرسی را همان جهان هستی است که این جهان تمام تحت سلطه و قدرت حضرت احدیت بوده و هیچ جنبنده ای  از دایره قدرت واحاطه و سیطره او خارج نمی شود وبدون اذن او هیچ تغییری ایجاد نمی شود.

4) عرش: درلغت همان کرسی است که عرش در لغت فارسی به معنی رکن واساس هرچیز ویا سقف خانه گفته می شودبنا براین با توجه به این دو تعریف در مورد کرسی وعرش متوجه می شویم که کرسی ظاهر وعرش باطن هر چیز را گویند.

 

 


ادامه مطلب



طبقه بندی: قرآن کریم،
[ چهارشنبه 23 اسفند 1391 ] [ 12:59 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

چرا حضرت موسی علیه السلام از معجزه خودش ترسید؟


زمانی كه خدا به حضرت موسی ـ علیه السلام ـ دستور دادند كه عصا را بیندازد و ایشان این كار را انجام داد، بعد از آنكه عصا اژدها شد موسی با اینكه می‌دانستند این یک معجزه است، ترسیدند و فرار كردند؟

حضرت موسی

پاسخ :

طبق نقل قرآن كریم حضرت موسی ـ علیه السلام ـ در دو موضع ترسیدند:

1 . هنگامی كه ساحران طناب ها و عصاهایشان را انداختند، كه به خاطر سحرشان به نظر می‌رسید كه حركت می‌كنند، در این هنگام «فاوجس فی نفسه خیفةً موسی، قلنا لا تَخَف اِنّكَ انت الاعلی»[1] موسی ترس خفیفی در دل احساس كرد، گفتیم نترس تو مسلماً (پیروز) و برتری.

«اَوجس» از ماده «ایجاس» به معنای صدای پنهان گرفته شده است.[2] بنابراین ایجاس به معنای یک احساس پنهانی و درونی است، و این تعبیر نشان می‌دهد كه ترس دورنی موسی سطحی و خفیف بوده كه آن هم نه به خاطر این بود كه برای صحنه رعب‌انگیزی كه بر اثر سحرشان به وجود آمده بود، اهمیتی قائل شده باشد، بلكه از این بیم داشت كه نكند مردم تحت تأثیر این صحنه واقع شوند آنچنان كه بازگرداندن آنها آسان نباشد، یا اینكه پیش از آنكه موسی مجال نشان دادن معجزه خود را داشته باشد، جمعی صحنه را ترك گویند یا از صحنه بیرونشان كنند و حق آشكار نگردد.

چنانكه در خطبه 6 نهج‌البلاغه می‌خوانیم «لم یوجَس موسی ـ علیه السلام ـ خیفةً علی نفسه بل اَشفَقَ من غلبة الجهال و دول الضّلال» موسی ـ علیه السلام ـ هرگز به خاطر خودش در درون دل احساس ترس نكرد بلكه از آن ترسید كه جاهلان غلبه كنند و دولت های ضلال پیروز گردند.

به هر حال در این موقع، نصرت و یاری الهی به سراغ موسی آمد و فرمان وحی وظیفه او را مشخص كرد. چنانكه قرآن می‌فرماید: به او گفتیم به خود، ترس راه مده تو مسلماً برتری، این جمله موسی را در پیروزیش دلگرم كرد و بدین گونه موسی قوت قلبش را كه لحظات كوتاهی متزلزل شده بود، باز یافت.[3]

2 . هنگامی كه عصایش را انداخت و تبدیل به اژدها شد.

قرآن می‌فرماید: «فلّما رَآها تَهتزُّ كانّها جانٌّ ولیّ مدبراً و لم یَعقِّبْ، یا موسی، لاتَخَف اِنّی لایخاف لدیّ المُرسلون»

«هنگامی كه آنرا مشاهده كرد، دید (با سرعت) همچون مارهای كوچك به هر سو می‌دود (ترسید) و به عقب برگشت و حتی پشت سر خود را نگاه نكرد، ای موسی نترس كه رسولان در نزد من نمی‌ترسند.»

موسی ـ علیه السلام ـ هرگز به خاطر خودش در درون دل احساس ترس نكرد بلكه از آن ترسید كه جاهلان غلبه كنند و دولت های ضلال پیروز گردند

چرا موسی كه از بزرگان و مرسلان بود از عصا كه به صورتی هول‌انگیز و ترسناك (یعنی؛ ماری پر جست و خیز در آمده بود) ترسید؟

جوابش این است كه این اثر طبیعت و سرشت آدمی است كه وقتی به منظره‌ای ترسناك آن هم بی‌سابقه برمی‌خورد كه هیچ راهی به نظرش نمی‌رسد، مگر فرار كردن و قهراً پا به فرار می‌گذارد. مخصوصاً كسی كه هیچ سلاحی برای دفاع ندارد، عصایی كه هم تنها سلاح او بود خود به آن صورت هول‌انگیز درآمده، قبلاً هم از ناحیه خدا دستوری نگرفته بود، كه اگر عصایت اژدها شد، ‌فرار مكن، و در جای خود بایست، بلكه تنها این دستور رسیده بود كه «الق عصاك» عصایت را بینداز و او هم امتثال كرد و معلوم است كه فرار از خطرهای بزرگ آن هم از كسی كه دافع و چاره‌ای جز فرار ندارد، جزو ترس های مذموم و ناپسند نیست تا كسی موسی را به داشتن آن مذمت كند.

اما اینكه خدای تعالی به او فرمود: «انّی لا یخافُ لدیّ المرسلون»، «انبیاء و مرسلین مادامی كه در جوار پروردگارشان هستند از چیزی نمی‌ترسند» این كرامت خودشان و از ناحیه خودشان نیست ـ ‌تا چون موسی نداشت، بگوییم رسولی ناقص بوده ـ بلكه این فضیلت را به تعلیم و تأدیب خدا به دست می‌آوردند، لذا امنیت او در سایه قرب پروردگار حاصل شد و این افتخار انس با خدا تعلیم و تأدیب الهی است نه مذمت و سرزنش.[4] 

 

پی نوشت ها :

[1] . طه/67 و 68.

[2] . قریشی، سید علی اكبر، قاموس قرآن، تهران، دارالكتب الاسلامیه، ج7، ص182، ذیل ماده «وجس».

[3] . مكارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، انتشارات دارالكتب الاسلامیه، چاپ سیزدهم، 1376، ج13، ص 238 و 239، ذیل آیه 68 سوره طه.

[4] . طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مۆسسه الاعلمی للمطبوعات، چاپ اول، 1417ه ‍ ق، ج15، ص346.

بخش قرآن تبیان



[ چهارشنبه 23 اسفند 1391 ] [ 12:59 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 5 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ]

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو