تبلیغات
منتظران حضرت - مطالب فروردین 1391

منتظران حضرت

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه

اشعار فاطمیه3
دوبیتی هایی از محمدزمانی

چه حالی داده دل را دست مادر

که می شستی زدنیا دست مادر

از آن سیلی مگر چشمت نمی دید

که می جستی مرا با دست مادر

***

آنان که بر این خانه هجوم آوردند

در خاک نهال کینه را پروردند

در کعبه علی شکسته بتها شان را

اکنون به در خانه تلافی کردند

***

خون است که روی خاک خشت افتاده است

داغ است به قلب سر نوشت افتاده است

خیزید وفرشته را به بیرون ببرید

آتش به در باغ بهشت افتاده است

***

بر چهره شکوه آسمانی داری

یک پنجره باغ ارغوانی داری

ای رزم تو بین کوچه ودرپس در

بر سینه مدال قهرمانی داری



[ سه شنبه 29 فروردین 1391 ] [ 10:16 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

اشعار فاطمیه3
دوبیتی هایی از محمدزمانی

چه حالی داده دل را دست مادر

که می شستی زدنیا دست مادر

از آن سیلی مگر چشمت نمی دید

که می جستی مرا با دست مادر

***

آنان که بر این خانه هجوم آوردند

در خاک نهال کینه را پروردند

در کعبه علی شکسته بتها شان را

اکنون به در خانه تلافی کردند

***

خون است که روی خاک خشت افتاده است

داغ است به قلب سر نوشت افتاده است

خیزید وفرشته را به بیرون ببرید

آتش به در باغ بهشت افتاده است

***

بر چهره شکوه آسمانی داری

یک پنجره باغ ارغوانی داری

ای رزم تو بین کوچه ودرپس در

بر سینه مدال قهرمانی داری



[ سه شنبه 29 فروردین 1391 ] [ 10:16 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

اشعار فاطمیه3
دوبیتی هایی از محمدزمانی

چه حالی داده دل را دست مادر

که می شستی زدنیا دست مادر

از آن سیلی مگر چشمت نمی دید

که می جستی مرا با دست مادر

***

آنان که بر این خانه هجوم آوردند

در خاک نهال کینه را پروردند

در کعبه علی شکسته بتها شان را

اکنون به در خانه تلافی کردند

***

خون است که روی خاک خشت افتاده است

داغ است به قلب سر نوشت افتاده است

خیزید وفرشته را به بیرون ببرید

آتش به در باغ بهشت افتاده است

***

بر چهره شکوه آسمانی داری

یک پنجره باغ ارغوانی داری

ای رزم تو بین کوچه ودرپس در

بر سینه مدال قهرمانی داری





طبقه بندی: حضرت فاطمه(س)، جمادی الاول، جمادی الثانی،
[ سه شنبه 29 فروردین 1391 ] [ 10:16 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

اشعار فاطمیه2
دوبیتی هایی از جواد حیدری

من بودم باب هل اتی را بستند

امكان رسیدن به خدا را بستند

ای كاش بمیرم كه خجالت زده ام

من بودم و دست مرتضی را بستند

***
عمریست رهین منت زهرائیم

مشهور شده به عزت زهرائیم

مُردیم اگر به قبر ما بنویسید

ماپیر غلام حضرت زهرائیم

***
ما زنده به لطف و رحمت زهرائیم

مامور برای خدمت زهرائیم

روزی كه تمام خلق حیران هستند

ما منتظر شفاعت زهرائیم

***

یتیمان جز دو چشم تر ندارند

به غیر از خاک غم بر سر ندارند

چو مادر مرده ها باید فغان کرد

که طفلان علی مادر ندارند



[ سه شنبه 29 فروردین 1391 ] [ 10:16 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

اشعار فاطمیه2
دوبیتی هایی از جواد حیدری

من بودم باب هل اتی را بستند

امكان رسیدن به خدا را بستند

ای كاش بمیرم كه خجالت زده ام

من بودم و دست مرتضی را بستند

***
عمریست رهین منت زهرائیم

مشهور شده به عزت زهرائیم

مُردیم اگر به قبر ما بنویسید

ماپیر غلام حضرت زهرائیم

***
ما زنده به لطف و رحمت زهرائیم

مامور برای خدمت زهرائیم

روزی كه تمام خلق حیران هستند

ما منتظر شفاعت زهرائیم

***

یتیمان جز دو چشم تر ندارند

به غیر از خاک غم بر سر ندارند

چو مادر مرده ها باید فغان کرد

که طفلان علی مادر ندارند



[ سه شنبه 29 فروردین 1391 ] [ 10:16 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

اشعار فاطمیه2
دوبیتی هایی از جواد حیدری

من بودم باب هل اتی را بستند

امكان رسیدن به خدا را بستند

ای كاش بمیرم كه خجالت زده ام

من بودم و دست مرتضی را بستند

***
عمریست رهین منت زهرائیم

مشهور شده به عزت زهرائیم

مُردیم اگر به قبر ما بنویسید

ماپیر غلام حضرت زهرائیم

***
ما زنده به لطف و رحمت زهرائیم

مامور برای خدمت زهرائیم

روزی كه تمام خلق حیران هستند

ما منتظر شفاعت زهرائیم

***

یتیمان جز دو چشم تر ندارند

به غیر از خاک غم بر سر ندارند

چو مادر مرده ها باید فغان کرد

که طفلان علی مادر ندارند





طبقه بندی: حضرت فاطمه(س)، جمادی الاول، جمادی الثانی،
[ سه شنبه 29 فروردین 1391 ] [ 10:16 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

اشعار فاطمیه1

 

نگاه سرد مردم بود و آتش

صدا بین صدا گم بود و آتش

بجای تسلیت با دسته ی گل

هجوم قوم هیضم بود و آتش

***

گرفتی از مدینه گفتنت را

دریغ از من نمودی دیدنت را

ولی با من بگو ساعت به ساعت

چرا كردی عوض پیراهنت را

***

كمی از غسل زیر پیرهن ماند

كمی از خون خشك بر بدن ماند

كفن را در بغل بگرفت و بو كرد

همان طفلی كه آخر بی كفن ماند



[ سه شنبه 29 فروردین 1391 ] [ 10:01 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

اشعار فاطمیه1

 

نگاه سرد مردم بود و آتش

صدا بین صدا گم بود و آتش

بجای تسلیت با دسته ی گل

هجوم قوم هیضم بود و آتش

***

گرفتی از مدینه گفتنت را

دریغ از من نمودی دیدنت را

ولی با من بگو ساعت به ساعت

چرا كردی عوض پیراهنت را

***

كمی از غسل زیر پیرهن ماند

كمی از خون خشك بر بدن ماند

كفن را در بغل بگرفت و بو كرد

همان طفلی كه آخر بی كفن ماند



[ سه شنبه 29 فروردین 1391 ] [ 10:01 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

اشعار فاطمیه1

 

نگاه سرد مردم بود و آتش

صدا بین صدا گم بود و آتش

بجای تسلیت با دسته ی گل

هجوم قوم هیضم بود و آتش

***

گرفتی از مدینه گفتنت را

دریغ از من نمودی دیدنت را

ولی با من بگو ساعت به ساعت

چرا كردی عوض پیراهنت را

***

كمی از غسل زیر پیرهن ماند

كمی از خون خشك بر بدن ماند

كفن را در بغل بگرفت و بو كرد

همان طفلی كه آخر بی كفن ماند





طبقه بندی: حضرت فاطمه(س)، جمادی الاول، جمادی الثانی،
[ سه شنبه 29 فروردین 1391 ] [ 10:01 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

تسلیت

آغاز دهه ی دوم ایام فاطمیه را به همه ی عاشقان آنحضرت بخصوص حضرت ولیعصر (عج) تسلیت عرض می نمایم



[ سه شنبه 29 فروردین 1391 ] [ 09:55 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 2 :. [ 1 ] [ 2 ]