تبلیغات
منتظران حضرت - مطالب آبان 1390

منتظران حضرت

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه

انبیا

هدایت بشر با صد و بیست و چهار هزار پیامبر الهی 

خداوند برای ارشاد و هدایت مردم، 124هزار پیامبر فرستاده است. در این مورد، پیامبر(ص) فرمود: « ... خداوند 124هزار پیغمبر فرستاد. من از همه‌ی آنان گرامی‌تر و مقرّب‌تر هستم. خداوند 124هزار، وصّی آفرید. نزد خداوند، حضرت علی(ع) از میان آن ها برتر و گرامی‌تر از همه ی آن ها است. از 124هزار پیامبر، تعداد 313نفر پیامبر مُرسَل هستند و 124 کتاب آسمانی بر آنان نازل شده است.»

  • Image

پرسش هایی از پیامبر اسلام حضرت محمد(ص)

از حضرت محمّد(ص) ابوذر پرسید: یا رسول اللَّه، تعداد پیامبران چند نفرند؟!.

حضرت محمّد(ص) فرمود: اى ابوذر!  124هزار نفر،

ابوذر پرسید: چند نفراز میان آن ها پیامبران مرسلند؟.

حضرت محمّد(ص) فرمود: 313 نفر.

ابوذر پرسید: نخستین پیامبر كیست؟.

حضرت محمّد(ص) فرمود: حضرت آدم(ع)،

ابوذر پرسید: آیا او هم از پیامبران مرسل بود؟.

حضرت محمّد(ص) فرمود: آرى، خداوند او را با قدرت خود آفرید و روح خود را در آن دمید. 

  4 پیامبر سریانى* 

حضرت محمّد(ص) فرمود: اى ابو ذر! چهار تن از پیامبران سریانى بودند: 

1.   حضرت آدم(ع)،

2.   حضرت نوح(ع)،

3.   حضرت شیث(ع) و

4.   حضرت اُخنُوخ(ع).**

   * زبانی که تورات به آن نازل شد.

** حضرت ادریس(ع) نخستین كسى كه با قلم نوشت.

   4 پیامبر عرب

حضرت محمّد(ص) فرمود: اى ابو ذر! چهار تن از پیامبران، عرب بودند: 

1.   حضرت هود(ع)،

2.   حضرت صالح(ع)،

3.   حضرت شعیب(ع) و

4.   پیامبر تو حضرت محمّد(ص).

  نخستین و آخرین پیامبر بنى اسرائیل

حضرت محمّد(ص) فرمود: اى ابو ذر! نخستین پیامبر بنى اسرائیل (از 600 پیامبر آن ها) حضرت موسى(ع) و آخرین آن ها حضرت عیسى(ع) بود.   

104 کتاب آسمانی

 ابوذر پرسید: یا رسول اللَّه(ص)  خداوند چند كتاب فرستاده است؟.

حضرت محمّد(ص) فرمود: 104 كتاب؛ كتاب تورات، كتاب انجیل، كتاب زبور، كتاب قرآن، 50صحیفه بر حضرت شیث(ع)، 30هزار صحیفه بر حضرت ادریس(ع) و 20صحیفه بر حضرت ابراهیم(ع) فرستاد.

   صُحُف حضرت ابراهیم(ع)

 ابوذر پرسید: یا رسول اللَّه(ص)  صحف حضرت ابراهیم (ع) چه بود؟.

حضرت محمّد(ص) فرمود: صحف حضرت ابراهیم (ع) همه پندهایى از جانب خداوند بود. از جمله در آن آمده است: ... اى پادشاه مبتلاى مغرور، من تو را مبعوث نكرده‏ام كه دنیا را جمع كنى، ولى تو را مبعوث كرده‏ام كه دعاى مظلوم را از من بگردانى، چون من آن را ردّ نمى‏كنم اگر چه كافر باشد.

 شخص عاقل باید تا وقتى كه مغلوب عقل خود نشده، اوقات خود را چنین قسمت كند:

 1.   بخشى كه در آن خود را حساب كند، و

2.   بخشى كه در آن با خداوند خود مناجات كند و  

3.   بخشى كه در آن به آفرینش پروردگار بیندیشد، و

4.   بخشى كه در آن به لذّت بردن از حلال اختصاص دهد،این ساعت كمك ساعت های دیگر است. دل‏ها را خرّم و آسوده و شاد می گرداند.

 عاقل باید به زمان خود آگاهی داشته باشد. به كار خود بپردازد. زبان خود را حفظ نماید. هر كس سخن خود را عمل خود به شمار آورد، سخنش كم ‏شود مگر در چیزهایى كه براى او مهمّ است.  

عاقل باید در جست و جوی سه چیز باشد:  

 1.   تأمین زندگى،     

2.   توشه‏گیرى براى معاد و

3.   لذت بردن از راه غیر حرام.  

فرازی از تورات

 ابوذر پرسید: یا رسول اللَّه(ص)  در صُحُف موسى چه بود؟.

حضرت محمّد(ص) فرمود: تورات به زبان عبرى بود. در آن آمده است: تعجب مى‏كنم از؛ 

  •      كسى كه یقین به مرگ دارد چگونه شاد مى‏شود؟.

  •        كسى كه یقین به آتش جهنّم دارد چگونه مى‏خندد؟.

  •        كسى كه یقین به حساب دارد چگونه عمل نمى‏كند؟

  •        كسى كه ایمان به قضا و قدر دارد چگونه خود را به زحمت مى‏اندازد؟.

  •        كسى كه دنیا و دگرگونى آن را مى‏بیند چگونه به آن اطمینان مى‏كند؟.

 فرازهایی از صحف حضرت ابراهیم (ع) و حضرت موسى (ع)

 ابوذر پرسید: یا رسول اللَّه(ص) در دست ما چیزى از آن چه خداوند از صحف ابراهیم و موسى بر تو نازل كرده وجود دارد؟.

حضرت محمّد(ص) فرمود: ... اى ابو ذر! بخوان؛ « ... همانا رستگار شد كسى كه خود را پاك كرد و نام پروردگارش را یاد كرد و نماز خواند، بلكه شما زندگى دنیا را ترجیح مى‏دهید در حالى كه آخرت بهتر و پایدارتر است، همانا این در صحف نخستین است، صحف ابراهیم و موسى.»

 انبیاء الهی(ع) در قرآن مجید

تنها اسامی این انبیاء الهی(ع) در قرآن مجید آمده است که عبارتند از:

1. حضرت آدم(ع)، 2. حضرت نوح(ع)، 3. حضرت ادریس(ع)، 4.حضرت ابراهیم(ع)، 5. حضرت اسحاق(ع)، 6.حضرت اسماعیل‌(ع)، 7.حضرت یعقوب(ع)،  8. حضرت یوسف(ع)، 9. حضرت لوط(ع)، 10. حضرت هود(ع)، 11. حضرت صالح(ع)، 12. حضرت شعیب(ع)، 13. حضرت موسی(ع)، 14.حضرت هارون(ع)، 15. حضرت داود(ع)، 16. حضرت سلیمان(ع)، 17. حضرت ایوب(ع)، 18. حضرت ذوالکفل(ع)، 19. حضرت یونس(ع)، 20. حضرت الیاس (ع)، 21. حضرت الیسع(ع)، 22. حضرت زکریا(ع)، 23. حضرت یحیی(ع)، 24. حضرت عُزیر(ع)، 25. حضرت عیسی(ع) و 26. حضرت رسول اکرم، پیامبر اسلام، محمّد (صَلّی الله عَلیه وَ آلِهِ وَ سَلّم). دیگر بعد از آن حضرت(ص) هیچ پیغمبرى نیامده و نخواهد آمد.

 پیامبران اولوا العزم پنج نفرند: 

  1. حضرت نوح(ع)
  2. حضرت ابراهیم(ع)
  3. حضرت موسى(ع)
  4. حضرت عیسى(ع) و
  5. حضرت رسول اکرم محمّد(ص).

 اولوا العزم کیست؟.

 مقصود از اولوا العزم آن گروه از پیامبران است كه صاحب شریعت بوده، و شریعت پیشین را با ظهور خود نسخ كرده اند ـ و نخستین آنان نوح، سپس ابراهیم، و موسى و عیسى آن گاه پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلّم) مى باشند و همه ى آنان سروران پیامبران بودند كه آسیاب رسالت بر محور  وجود آنان مى گردید. پیامبرانى كه در راه تبلیغ بسان كوه ایستاده و در برابر حوادث سخت، لغزش و هراسى به خود راه نداده اند. در رأس آنان همان پیامبران صاحب شریعت یعنى نوح و ابراهیم و موسى و عیسى و پیامبر اسلام بوده اند.  آنان در راه تبلیغ آیین الهى برد بارى بیشترى داشته و با وجود تكذیب و آزار مخالفان بسان كوه استوار بوده اند.

  منابع:

1.     مجمع البیان /ج5 /ص 194.

2.     تفسیر برهان /ج4 /ص 179.

3.     خصال /ترجمه یعقوب جعفرى‏ /نسیم كوثر /قم‏ /1382‏ /چاپ 1 ‏/ص: 229. 

4.     الفین /ترجمه جعفر وجدانى‏ /سعدى و محمودى‏ /تهران‏ /چاپ 1 /ص 1013. 

5.     امالى شیخ صدوق /ترجمه محمد باقر كمره‏اى‏ /اسلامیه‏ /تهران‏ /1376/چاپ 6 /ص 236.

6.     بحار الانوار /ترجمه موسى خسروى/ترجمه جلد هفتم /اسلامیه‏ /تهران‏ /1363 /چاپ2‏ /ص 6.

             



طبقه بندی: انبیاء،
[ پنجشنبه 26 آبان 1390 ] [ 12:19 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

فـلسفه مــرگ از مـنظر آیات و روایات

انسان در طول زندگی اعمال زیادی انجام میدهد که نتیجه این اعمال در دنیا مشهود نیست ولی مرگ زمان به ثمر نشستن میوه و ثمره وجودی انسان است. اگر نگرش انسان نسبت به مرگ اینچنین باشد، میتوانیم برای به ثمر رساندن اعمال صالح در جهت بهرهبرداری مناسب از برکات و لحظات زندگی دنیوی حیات طیبهای داشته باشیم.

شبکه ایران/ حسن رمضانی (عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی) - مرگ از نظر آیات و روایات و همچنین از منظر فلاسفه و عرفان اسلامی یک انتقال است. انتقال از نشئه دنیا به نشئه آخرت. در واقع از فنا به بقا. به تعبیری دیگر از عالم ظاهر به عالم باطن و از نشئه ملک به ملکوت. مانند انتقال کودک از رحم مادر به این دنیا. اگر انتقال جنین به این عالم را نوعی انتقال و تغییر جایگاه وضعی بدانیم مرگ نیز همچنین تغییری است از جایی به جایگاه دیگری. و این در صورتی است که تصویری صحیح از مرگ داشته باشیم و این انتقال را به نابودی تعبیر نکنیم. اگر چه درمرگ نابودی نسبی مشاهده میشود ولی نابودی کامل نیست. اگر تصور کنیم دو جنین دوقلو در رحم مادر باشند و ابتدا یکی به دنیا بیاید جنین دوم ممکن است از نیستی کسی که مدتی در کنار او بوده اظهار ناراحتی میکند در صورتی که نمیداند جایگاهی که او به آن وارد شده، بسیار بزرگتر و وسیعتر از جایگاه فعلی اوست. برای کسانی هم که میمیرند شرایط چنین است. آنها در میان ما نیستند ولی در جهان دیگری طلوع کردهاند و در واقع از خانهای به خانه دیگر وارد شدهاند. 
انسان بهدلیل داشتن ذاتی نامحدود، اگر مرگ برایش وجود نمیداشت همواره ظرفیتهای روحی او ثابت میماند و به اوج نمیرسید. انسان برای رسیدن به تعالی باید از جایگاهی به جایگاه دیگر منتقل شود تا به لقاءالله برسد که در واقع این جایگاه اصلی انسان است. 
خداوند متعال همواره مشتاق دیدن بندگان مؤمن خویش است، بندگانی که تمام تلاششان در زندگی رسیدن به رضای خداوند است و لقای به پروردگار همیشه برای چنین بندگانی شیرین است. 
مرگ، لقاءالله است و اولیای خدا با مرگ چنین کنار آمده اند. همانگونه که ائمه اطهار نیز همواره مرگ را شیرین میپنداشتند و خواهان دیدار پروردگار خود بودند و دنیا را زندانی میپنداشتند که مانع از وصال پروردگار میشود. 
حضرت علی (ع) در روایت مشهوری میفرمایند: به خداوند قسم که (علی) الفتش و اشتیاقش به مرگ بیشتر از شوق کودک است نسبت به سینه مادر خود. 
مرگ در حقیقت یعنی به ثمر نشستن درخت زندگی

انسان در طول زندگی اعمال زیادی انجام میدهد که نتیجه این اعمال در دنیا مشهود نیست ولی مرگ زمان به ثمر نشستن میوه و ثمره وجودی انسان است. اگر نگرش انسان نسبت به مرگ اینچنین باشد، میتوانیم برای به ثمر رساندن اعمال صالح در جهت بهرهبرداری مناسب از برکات و لحظات زندگی دنیوی حیات طیبهای داشته باشیم. 
مرگ به عمل درو کردن در یک کشتزار تشبیه میشود که فردی تمام لحظات عمرش را صرف کاشت دانههای گندم کرده و از آنها حفاظت نموده ولی در زمان برداشت با داسی آنها را هرس میکند که ممکن است از منظر بیننده، بیرحمانه به نظر آید اما او برای رسیدن به چنین لحظهای بسیار تلاش کرده تا بتواند نتایجی مطلوب برداشت نماید. خدای تبارک و تعالی نیز فرصتی به بندگان خود در این دنیا میدهد تا به اعمال صالح و زندگی طیبه بپردازد. با به ثمر نشستن درخت وجودی انسان، مرگ نصیب او میشود تا در دنیای دیگری که بقا در آنجا جاری است به ثمره اعمال خود نایل آید. 
این نگرش شیرین به مرگ در جهت بقای همیشگی و انتقال به دنیای دیگر، از دیدگاههای مسلمانان است. چرا که دنیا را بستری میدانند برای اوج گرفتن و زندگی هر چه بهتر در آخرت اما در جهان بینی غربی که اعتقادی به دنیای دیگر وجود ندارد و همه چیز را خلاصه شده در این دنیا میپندارند همواره این گونه تفکرات را رد میکنند و شاید یکی از دلایلی که بیپروا دست به هر کاری میزنند ناشی از همین تفکر است که برای حسابرسی اعمال خود به غیر از این دنیا، جایگاهی قائل نیستند. 
تا زمانی که انسان تمایل به بقا داشته باشد و در جهت اعمال نیکو گام بردارد مرگ برایش همواره شیرین خواهد بود. چرا که او را به کمال نزدیکتر میکند.





طبقه بندی: مرگ،
[ پنجشنبه 26 آبان 1390 ] [ 12:14 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

فضائل

جوانی علی (ع) الگویی برای جوانان

می گویند باید از حضرت علی (ع) الگو بگیریم! اما چگونه؟!... من یک جوان هستم! یک جوان با خصوصیات خاص دوران جوانی! یک جوان با شور و نشاط خاص این دوران که به خنده و تفریح ,  به شور و احساست نیاز دارد و الگویی که مرا به شور آورد

با تمام این حرفها , باز هم الگو برای تو و برای همه  , مولای متقیان است : و بخصوص جوانی شان

الگو گرفتن یک الگو

بله! خود امیر المومنین  در جوانی شان , الگو داشته اند. الگویشان نیز پیامبر بوده است . از علی (ع) از شش سالگی همراه و همراز پیامبر و در خانه ایشان زندگی می کرده اند و در همه امور زندگی شان , حتی جزیی ترین مسایل هم به پیامبر اقتدا می نمودند یعنی خود ایشان هم از یک انسان کامل و والای دیگر الگو می گرفته اند

اما چگونه؟

پیامبر اکرم (ص)  و علی(ع) همواره با هم بودند. از هنگام عبادت و خلوت در غار حرا گرفته تا مراحل مختلف دعوت خویشان دعوت عمومی در خانه خدا و حتی سفرههای تبلیغی پیامبر. علی (ع) همیشه اول صبح به دیدار پیامبر می رفت و آنگاه یکدیگر را شاداب در آغوش می کشیدند و احوال هم را می پرسیدند . آندو بزرگوار اوقات زیادی از شبانه روز را در کنار هم به کار و تلاش می پرداختند و گاه علی (ع) خالصانه عرق از پیشانی پیامبر پاک می کرد و ایشان صمیمانه از او تشکر می نمود

علی (ع)  خود در این باره می فرماید : (( پیامبر (ص) مرا در دامان خود پرورید. من کودک بودم , پیامبر مرا چون فرزند خود درآغوش گرمش می فشرد و در استراحتگاه مخصوص خود جای می داد... هرگز نیافت که من دروغی بگویم و در کردار من اشتباهی رخ دهد. من همچون بچه شتری تازه که پیوسته به دنبال مادرش هست , دنبال او می رفتم . او هر روز نکته ای تازه ای از اخلاق برای من آشکار می ساخت و مرا فرمان می داد که در خط او حرکت کنم . ان حضرت مدتی از سال در کوه حرا به سر می برد و کسی جز من او را نمی دید... من نوروحی و رسالت را می دیدم و بوی خوش و دل انگیز نبوت را احساس می کردم ... موقعیتی که من در محضر رسول الله داشتم برای هیچ کس نبود))ـ

بسیار خوب!تمام این حرف ها درست ! اما حضرت علی (ع) , پیامبر را می دیده اند و وجود ایشان را لمس می کرده اند و به ایشان اقتدا می کرده اند اما من چه که حضرت علی (ع) را نمی بینم , چگونه می توانم از ایشان الگو بگیرم !؟

تاریخ که روح , افعال و رفتار امیرالمومنین را دیده و نقل کرده است . از او استفاده کن ! از دیدگان تاریخ!؟

شجاعت , جوانمردی و شورمندی حضرت علی (ع)

آری ! مگر تو نمی گفتی الگویی می خواهی که تو را به شور بیاورد . آنچه می تواند یک جوان را به شور بیاورد ,  دیدن حماسه آفرینی ها و شورمندی های کسی است که به او علاقه مند است . حال چه کس دیگری را سراغ داری که به اندازه امیرالمومنین , حماسه آفریده باشد

در همان کودکی که مصادف بود با آغاز بعثت پیامبر ,  کودکان به تحریک مشرکان پیامبر را آزار می دادند و سنگ می پراندند, با شجاعت از اطراف پیامبر دور می کرد . چه کسی , شب را در بستری پر خطر بجای دیگری , بجای محبوبش خوابیده و از آن شب بعنوان لذت بخش ترین شب عمرش یاد کرده است ؟ مگر رشادت های امیر المومنین در جنگ بدر را نشنیده ای؟ آن هنگام او فقط 25 سال داشته است و به گفته مورخین نیمی از کشته شدگان این جنگ با ضرب مشیر علی (ع) از پای درامده بودند. می دانی در جنگ احد زمانی که علی (ع) 26 سال داشت  , آنجا که در همان اوایل جنگ 9 پرچمدار لشگر دشمن را به خاک انداخت و بعد هنگامی که پیامبر در خطر محاصره بود پروانه وار به دور آن حضرت می چرخید و از وجود مبارکشان محافظت می کرد همه مردم چه ندایی را از آسمان شنیدند

لا فتی الا علی , لا سیف الا ذولفقار

 


ادامه مطلب



طبقه بندی: امام علی(ع)،
[ دوشنبه 23 آبان 1390 ] [ 09:21 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

فضائل

جوانی علی (ع) الگویی برای جوانان

می گویند باید از حضرت علی (ع) الگو بگیریم! اما چگونه؟!... من یک جوان هستم! یک جوان با خصوصیات خاص دوران جوانی! یک جوان با شور و نشاط خاص این دوران که به خنده و تفریح ,  به شور و احساست نیاز دارد و الگویی که مرا به شور آورد

با تمام این حرفها , باز هم الگو برای تو و برای همه  , مولای متقیان است : و بخصوص جوانی شان

الگو گرفتن یک الگو

بله! خود امیر المومنین  در جوانی شان , الگو داشته اند. الگویشان نیز پیامبر بوده است . از علی (ع) از شش سالگی همراه و همراز پیامبر و در خانه ایشان زندگی می کرده اند و در همه امور زندگی شان , حتی جزیی ترین مسایل هم به پیامبر اقتدا می نمودند یعنی خود ایشان هم از یک انسان کامل و والای دیگر الگو می گرفته اند

اما چگونه؟

پیامبر اکرم (ص)  و علی(ع) همواره با هم بودند. از هنگام عبادت و خلوت در غار حرا گرفته تا مراحل مختلف دعوت خویشان دعوت عمومی در خانه خدا و حتی سفرههای تبلیغی پیامبر. علی (ع) همیشه اول صبح به دیدار پیامبر می رفت و آنگاه یکدیگر را شاداب در آغوش می کشیدند و احوال هم را می پرسیدند . آندو بزرگوار اوقات زیادی از شبانه روز را در کنار هم به کار و تلاش می پرداختند و گاه علی (ع) خالصانه عرق از پیشانی پیامبر پاک می کرد و ایشان صمیمانه از او تشکر می نمود

علی (ع)  خود در این باره می فرماید : (( پیامبر (ص) مرا در دامان خود پرورید. من کودک بودم , پیامبر مرا چون فرزند خود درآغوش گرمش می فشرد و در استراحتگاه مخصوص خود جای می داد... هرگز نیافت که من دروغی بگویم و در کردار من اشتباهی رخ دهد. من همچون بچه شتری تازه که پیوسته به دنبال مادرش هست , دنبال او می رفتم . او هر روز نکته ای تازه ای از اخلاق برای من آشکار می ساخت و مرا فرمان می داد که در خط او حرکت کنم . ان حضرت مدتی از سال در کوه حرا به سر می برد و کسی جز من او را نمی دید... من نوروحی و رسالت را می دیدم و بوی خوش و دل انگیز نبوت را احساس می کردم ... موقعیتی که من در محضر رسول الله داشتم برای هیچ کس نبود))ـ

بسیار خوب!تمام این حرف ها درست ! اما حضرت علی (ع) , پیامبر را می دیده اند و وجود ایشان را لمس می کرده اند و به ایشان اقتدا می کرده اند اما من چه که حضرت علی (ع) را نمی بینم , چگونه می توانم از ایشان الگو بگیرم !؟

تاریخ که روح , افعال و رفتار امیرالمومنین را دیده و نقل کرده است . از او استفاده کن ! از دیدگان تاریخ!؟

شجاعت , جوانمردی و شورمندی حضرت علی (ع)

آری ! مگر تو نمی گفتی الگویی می خواهی که تو را به شور بیاورد . آنچه می تواند یک جوان را به شور بیاورد ,  دیدن حماسه آفرینی ها و شورمندی های کسی است که به او علاقه مند است . حال چه کس دیگری را سراغ داری که به اندازه امیرالمومنین , حماسه آفریده باشد

در همان کودکی که مصادف بود با آغاز بعثت پیامبر ,  کودکان به تحریک مشرکان پیامبر را آزار می دادند و سنگ می پراندند, با شجاعت از اطراف پیامبر دور می کرد . چه کسی , شب را در بستری پر خطر بجای دیگری , بجای محبوبش خوابیده و از آن شب بعنوان لذت بخش ترین شب عمرش یاد کرده است ؟ مگر رشادت های امیر المومنین در جنگ بدر را نشنیده ای؟ آن هنگام او فقط 25 سال داشته است و به گفته مورخین نیمی از کشته شدگان این جنگ با ضرب مشیر علی (ع) از پای درامده بودند. می دانی در جنگ احد زمانی که علی (ع) 26 سال داشت  , آنجا که در همان اوایل جنگ 9 پرچمدار لشگر دشمن را به خاک انداخت و بعد هنگامی که پیامبر در خطر محاصره بود پروانه وار به دور آن حضرت می چرخید و از وجود مبارکشان محافظت می کرد همه مردم چه ندایی را از آسمان شنیدند

لا فتی الا علی , لا سیف الا ذولفقار

 


ادامه مطلب

[ دوشنبه 23 آبان 1390 ] [ 09:21 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

فضائل

جوانی علی (ع) الگویی برای جوانان

می گویند باید از حضرت علی (ع) الگو بگیریم! اما چگونه؟!... من یک جوان هستم! یک جوان با خصوصیات خاص دوران جوانی! یک جوان با شور و نشاط خاص این دوران که به خنده و تفریح ,  به شور و احساست نیاز دارد و الگویی که مرا به شور آورد

با تمام این حرفها , باز هم الگو برای تو و برای همه  , مولای متقیان است : و بخصوص جوانی شان

الگو گرفتن یک الگو

بله! خود امیر المومنین  در جوانی شان , الگو داشته اند. الگویشان نیز پیامبر بوده است . از علی (ع) از شش سالگی همراه و همراز پیامبر و در خانه ایشان زندگی می کرده اند و در همه امور زندگی شان , حتی جزیی ترین مسایل هم به پیامبر اقتدا می نمودند یعنی خود ایشان هم از یک انسان کامل و والای دیگر الگو می گرفته اند

اما چگونه؟

پیامبر اکرم (ص)  و علی(ع) همواره با هم بودند. از هنگام عبادت و خلوت در غار حرا گرفته تا مراحل مختلف دعوت خویشان دعوت عمومی در خانه خدا و حتی سفرههای تبلیغی پیامبر. علی (ع) همیشه اول صبح به دیدار پیامبر می رفت و آنگاه یکدیگر را شاداب در آغوش می کشیدند و احوال هم را می پرسیدند . آندو بزرگوار اوقات زیادی از شبانه روز را در کنار هم به کار و تلاش می پرداختند و گاه علی (ع) خالصانه عرق از پیشانی پیامبر پاک می کرد و ایشان صمیمانه از او تشکر می نمود

علی (ع)  خود در این باره می فرماید : (( پیامبر (ص) مرا در دامان خود پرورید. من کودک بودم , پیامبر مرا چون فرزند خود درآغوش گرمش می فشرد و در استراحتگاه مخصوص خود جای می داد... هرگز نیافت که من دروغی بگویم و در کردار من اشتباهی رخ دهد. من همچون بچه شتری تازه که پیوسته به دنبال مادرش هست , دنبال او می رفتم . او هر روز نکته ای تازه ای از اخلاق برای من آشکار می ساخت و مرا فرمان می داد که در خط او حرکت کنم . ان حضرت مدتی از سال در کوه حرا به سر می برد و کسی جز من او را نمی دید... من نوروحی و رسالت را می دیدم و بوی خوش و دل انگیز نبوت را احساس می کردم ... موقعیتی که من در محضر رسول الله داشتم برای هیچ کس نبود))ـ

بسیار خوب!تمام این حرف ها درست ! اما حضرت علی (ع) , پیامبر را می دیده اند و وجود ایشان را لمس می کرده اند و به ایشان اقتدا می کرده اند اما من چه که حضرت علی (ع) را نمی بینم , چگونه می توانم از ایشان الگو بگیرم !؟

تاریخ که روح , افعال و رفتار امیرالمومنین را دیده و نقل کرده است . از او استفاده کن ! از دیدگان تاریخ!؟

شجاعت , جوانمردی و شورمندی حضرت علی (ع)

آری ! مگر تو نمی گفتی الگویی می خواهی که تو را به شور بیاورد . آنچه می تواند یک جوان را به شور بیاورد ,  دیدن حماسه آفرینی ها و شورمندی های کسی است که به او علاقه مند است . حال چه کس دیگری را سراغ داری که به اندازه امیرالمومنین , حماسه آفریده باشد

در همان کودکی که مصادف بود با آغاز بعثت پیامبر ,  کودکان به تحریک مشرکان پیامبر را آزار می دادند و سنگ می پراندند, با شجاعت از اطراف پیامبر دور می کرد . چه کسی , شب را در بستری پر خطر بجای دیگری , بجای محبوبش خوابیده و از آن شب بعنوان لذت بخش ترین شب عمرش یاد کرده است ؟ مگر رشادت های امیر المومنین در جنگ بدر را نشنیده ای؟ آن هنگام او فقط 25 سال داشته است و به گفته مورخین نیمی از کشته شدگان این جنگ با ضرب مشیر علی (ع) از پای درامده بودند. می دانی در جنگ احد زمانی که علی (ع) 26 سال داشت  , آنجا که در همان اوایل جنگ 9 پرچمدار لشگر دشمن را به خاک انداخت و بعد هنگامی که پیامبر در خطر محاصره بود پروانه وار به دور آن حضرت می چرخید و از وجود مبارکشان محافظت می کرد همه مردم چه ندایی را از آسمان شنیدند

لا فتی الا علی , لا سیف الا ذولفقار

 


ادامه مطلب

[ دوشنبه 23 آبان 1390 ] [ 09:21 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

فضائل

جوانی علی (ع) الگویی برای جوانان

می گویند باید از حضرت علی (ع) الگو بگیریم! اما چگونه؟!... من یک جوان هستم! یک جوان با خصوصیات خاص دوران جوانی! یک جوان با شور و نشاط خاص این دوران که به خنده و تفریح ,  به شور و احساست نیاز دارد و الگویی که مرا به شور آورد

با تمام این حرفها , باز هم الگو برای تو و برای همه  , مولای متقیان است : و بخصوص جوانی شان

الگو گرفتن یک الگو

بله! خود امیر المومنین  در جوانی شان , الگو داشته اند. الگویشان نیز پیامبر بوده است . از علی (ع) از شش سالگی همراه و همراز پیامبر و در خانه ایشان زندگی می کرده اند و در همه امور زندگی شان , حتی جزیی ترین مسایل هم به پیامبر اقتدا می نمودند یعنی خود ایشان هم از یک انسان کامل و والای دیگر الگو می گرفته اند

اما چگونه؟

پیامبر اکرم (ص)  و علی(ع) همواره با هم بودند. از هنگام عبادت و خلوت در غار حرا گرفته تا مراحل مختلف دعوت خویشان دعوت عمومی در خانه خدا و حتی سفرههای تبلیغی پیامبر. علی (ع) همیشه اول صبح به دیدار پیامبر می رفت و آنگاه یکدیگر را شاداب در آغوش می کشیدند و احوال هم را می پرسیدند . آندو بزرگوار اوقات زیادی از شبانه روز را در کنار هم به کار و تلاش می پرداختند و گاه علی (ع) خالصانه عرق از پیشانی پیامبر پاک می کرد و ایشان صمیمانه از او تشکر می نمود

علی (ع)  خود در این باره می فرماید : (( پیامبر (ص) مرا در دامان خود پرورید. من کودک بودم , پیامبر مرا چون فرزند خود درآغوش گرمش می فشرد و در استراحتگاه مخصوص خود جای می داد... هرگز نیافت که من دروغی بگویم و در کردار من اشتباهی رخ دهد. من همچون بچه شتری تازه که پیوسته به دنبال مادرش هست , دنبال او می رفتم . او هر روز نکته ای تازه ای از اخلاق برای من آشکار می ساخت و مرا فرمان می داد که در خط او حرکت کنم . ان حضرت مدتی از سال در کوه حرا به سر می برد و کسی جز من او را نمی دید... من نوروحی و رسالت را می دیدم و بوی خوش و دل انگیز نبوت را احساس می کردم ... موقعیتی که من در محضر رسول الله داشتم برای هیچ کس نبود))ـ

بسیار خوب!تمام این حرف ها درست ! اما حضرت علی (ع) , پیامبر را می دیده اند و وجود ایشان را لمس می کرده اند و به ایشان اقتدا می کرده اند اما من چه که حضرت علی (ع) را نمی بینم , چگونه می توانم از ایشان الگو بگیرم !؟

تاریخ که روح , افعال و رفتار امیرالمومنین را دیده و نقل کرده است . از او استفاده کن ! از دیدگان تاریخ!؟

شجاعت , جوانمردی و شورمندی حضرت علی (ع)

آری ! مگر تو نمی گفتی الگویی می خواهی که تو را به شور بیاورد . آنچه می تواند یک جوان را به شور بیاورد ,  دیدن حماسه آفرینی ها و شورمندی های کسی است که به او علاقه مند است . حال چه کس دیگری را سراغ داری که به اندازه امیرالمومنین , حماسه آفریده باشد

در همان کودکی که مصادف بود با آغاز بعثت پیامبر ,  کودکان به تحریک مشرکان پیامبر را آزار می دادند و سنگ می پراندند, با شجاعت از اطراف پیامبر دور می کرد . چه کسی , شب را در بستری پر خطر بجای دیگری , بجای محبوبش خوابیده و از آن شب بعنوان لذت بخش ترین شب عمرش یاد کرده است ؟ مگر رشادت های امیر المومنین در جنگ بدر را نشنیده ای؟ آن هنگام او فقط 25 سال داشته است و به گفته مورخین نیمی از کشته شدگان این جنگ با ضرب مشیر علی (ع) از پای درامده بودند. می دانی در جنگ احد زمانی که علی (ع) 26 سال داشت  , آنجا که در همان اوایل جنگ 9 پرچمدار لشگر دشمن را به خاک انداخت و بعد هنگامی که پیامبر در خطر محاصره بود پروانه وار به دور آن حضرت می چرخید و از وجود مبارکشان محافظت می کرد همه مردم چه ندایی را از آسمان شنیدند

لا فتی الا علی , لا سیف الا ذولفقار

 


ادامه مطلب

[ دوشنبه 23 آبان 1390 ] [ 09:21 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

سخنان گهربار از امیرالمومنین علی(ع)

* هر كسی به من كلمه ای بیاموزد مرا بنده خود كرده است.

* قناعت ثروتی است كه پایانی ندارد.

* هر كه خود را بشناسد، خدا را شناخته است.

* شجاع ترین مردم آن است كه حرف حق را بزند.

* بزرگترین جهاد‌، مبارزه با نفس است.

* شمشیر آخته‌ دردست‌ مرد شجاع‌، عزیزتر از سخن‌ راست‌ نیست‌.

* زشت‌ ترین‌ سخن‌ راست‌، ستایش‌ انسان‌ از خویشتن‌ است.

* بهترین‌ گفتارها آن‌ است‌ كه‌ عمل‌ تصدیق‌ كند.

* هركه‌ نیكی‌ را از بدی‌ نشناسد، از چهارپایان‌ است‌ !

* باید مردم‌ در برابر حق‌ نزد تو مساوی‌ و یكسان‌ باشند.

* بر برادر تو همان‌ حقی‌ است‌ كه‌ تو داری.

* من‌ گواهی‌ شخص‌ فاسق‌ را جز علیه‌ خودش‌ قبول‌ نمیكنم‌.

* نیكی‌ و احسان‌ را جز آدم‌ نادان‌ رد نمیكند.

* یتیم‌ را با آنچه‌ كه‌ فرزندان‌ خود را ادب‌ میكنی‌، تادیب‌ كن.

* آنكس‌ كه‌ تو را بیم‌ دهد، مانند كسی‌ است‌ كه‌ تو را مژده‌ دهد.

* دشمن‌ دانا از دوست‌ نادان‌ بهتر است‌.

* دوری‌ و جدایی‌ دوستان‌ ، غربت‌ و تنهایی‌ است.

 


ادامه مطلب



طبقه بندی: امام علی(ع)،
[ دوشنبه 23 آبان 1390 ] [ 09:17 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

سخنان گهربار از امیرالمومنین علی(ع)

* هر كسی به من كلمه ای بیاموزد مرا بنده خود كرده است.

* قناعت ثروتی است كه پایانی ندارد.

* هر كه خود را بشناسد، خدا را شناخته است.

* شجاع ترین مردم آن است كه حرف حق را بزند.

* بزرگترین جهاد‌، مبارزه با نفس است.

* شمشیر آخته‌ دردست‌ مرد شجاع‌، عزیزتر از سخن‌ راست‌ نیست‌.

* زشت‌ ترین‌ سخن‌ راست‌، ستایش‌ انسان‌ از خویشتن‌ است.

* بهترین‌ گفتارها آن‌ است‌ كه‌ عمل‌ تصدیق‌ كند.

* هركه‌ نیكی‌ را از بدی‌ نشناسد، از چهارپایان‌ است‌ !

* باید مردم‌ در برابر حق‌ نزد تو مساوی‌ و یكسان‌ باشند.

* بر برادر تو همان‌ حقی‌ است‌ كه‌ تو داری.

* من‌ گواهی‌ شخص‌ فاسق‌ را جز علیه‌ خودش‌ قبول‌ نمیكنم‌.

* نیكی‌ و احسان‌ را جز آدم‌ نادان‌ رد نمیكند.

* یتیم‌ را با آنچه‌ كه‌ فرزندان‌ خود را ادب‌ میكنی‌، تادیب‌ كن.

* آنكس‌ كه‌ تو را بیم‌ دهد، مانند كسی‌ است‌ كه‌ تو را مژده‌ دهد.

* دشمن‌ دانا از دوست‌ نادان‌ بهتر است‌.

* دوری‌ و جدایی‌ دوستان‌ ، غربت‌ و تنهایی‌ است.

 


ادامه مطلب

[ دوشنبه 23 آبان 1390 ] [ 09:17 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

سخنان گهربار از امیرالمومنین علی(ع)

* هر كسی به من كلمه ای بیاموزد مرا بنده خود كرده است.

* قناعت ثروتی است كه پایانی ندارد.

* هر كه خود را بشناسد، خدا را شناخته است.

* شجاع ترین مردم آن است كه حرف حق را بزند.

* بزرگترین جهاد‌، مبارزه با نفس است.

* شمشیر آخته‌ دردست‌ مرد شجاع‌، عزیزتر از سخن‌ راست‌ نیست‌.

* زشت‌ ترین‌ سخن‌ راست‌، ستایش‌ انسان‌ از خویشتن‌ است.

* بهترین‌ گفتارها آن‌ است‌ كه‌ عمل‌ تصدیق‌ كند.

* هركه‌ نیكی‌ را از بدی‌ نشناسد، از چهارپایان‌ است‌ !

* باید مردم‌ در برابر حق‌ نزد تو مساوی‌ و یكسان‌ باشند.

* بر برادر تو همان‌ حقی‌ است‌ كه‌ تو داری.

* من‌ گواهی‌ شخص‌ فاسق‌ را جز علیه‌ خودش‌ قبول‌ نمیكنم‌.

* نیكی‌ و احسان‌ را جز آدم‌ نادان‌ رد نمیكند.

* یتیم‌ را با آنچه‌ كه‌ فرزندان‌ خود را ادب‌ میكنی‌، تادیب‌ كن.

* آنكس‌ كه‌ تو را بیم‌ دهد، مانند كسی‌ است‌ كه‌ تو را مژده‌ دهد.

* دشمن‌ دانا از دوست‌ نادان‌ بهتر است‌.

* دوری‌ و جدایی‌ دوستان‌ ، غربت‌ و تنهایی‌ است.

 


ادامه مطلب

[ دوشنبه 23 آبان 1390 ] [ 09:17 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

سخنان گهربار از امیرالمومنین علی(ع)

* هر كسی به من كلمه ای بیاموزد مرا بنده خود كرده است.

* قناعت ثروتی است كه پایانی ندارد.

* هر كه خود را بشناسد، خدا را شناخته است.

* شجاع ترین مردم آن است كه حرف حق را بزند.

* بزرگترین جهاد‌، مبارزه با نفس است.

* شمشیر آخته‌ دردست‌ مرد شجاع‌، عزیزتر از سخن‌ راست‌ نیست‌.

* زشت‌ ترین‌ سخن‌ راست‌، ستایش‌ انسان‌ از خویشتن‌ است.

* بهترین‌ گفتارها آن‌ است‌ كه‌ عمل‌ تصدیق‌ كند.

* هركه‌ نیكی‌ را از بدی‌ نشناسد، از چهارپایان‌ است‌ !

* باید مردم‌ در برابر حق‌ نزد تو مساوی‌ و یكسان‌ باشند.

* بر برادر تو همان‌ حقی‌ است‌ كه‌ تو داری.

* من‌ گواهی‌ شخص‌ فاسق‌ را جز علیه‌ خودش‌ قبول‌ نمیكنم‌.

* نیكی‌ و احسان‌ را جز آدم‌ نادان‌ رد نمیكند.

* یتیم‌ را با آنچه‌ كه‌ فرزندان‌ خود را ادب‌ میكنی‌، تادیب‌ كن.

* آنكس‌ كه‌ تو را بیم‌ دهد، مانند كسی‌ است‌ كه‌ تو را مژده‌ دهد.

* دشمن‌ دانا از دوست‌ نادان‌ بهتر است‌.

* دوری‌ و جدایی‌ دوستان‌ ، غربت‌ و تنهایی‌ است.

 


ادامه مطلب

[ دوشنبه 23 آبان 1390 ] [ 09:17 ق.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 6 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ]