تبلیغات
منتظران حضرت - شباهت غیبت حضت موسی(ع) با غیبت امام زمان(ع) و بررسی آن

منتظران حضرت

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه

شباهت غیبت حضت موسی(ع) با غیبت امام زمان(ع) و بررسی آن

 




 شباهت غیبت حضت موسی(ع)

                                                                                                                                                                                                                        با غیبت امام زمان(ع) و بررسی آن


 




برگرفته شده از فصل دوم کتاب انتظارات امام زمان (ع) از جوانان

 

 

 

در کتاب مطلع الفجر آمده است:

حضرت موسی(ع)

حضرت موسی(ع)هنگام وفات خود،شیعیان و اهل بیت خویش

را جمع کرد  و بعد از حمد وثنای الهی از فشار های که بر آنها وارد

خواهد شد مطالبی بیان کرد و فرمود:«در آن  فشار ها و مصائب مردان

کشته می شوند و شکم زنان باردار فرمود:«در آن  فشار ها و مصائب مردان

تا زمانی که خدای تعالی حق را به دست قائم(حضرت موسی(ع))که

از فرزندان «لاوی بن یعقوب»است آشکار خواهد نمود.این شخص خصوصیاتی

دارد، از جمله این که او مردی گندم گون و قد بلند است». و خلاصه مقداری از

خصوصیات ایشان را آن جا بیرون فرمود. وقتی که یوسف(ع) وفات کرد غیبت

انبیاء و حجج الهی شروع شد و فشار ها و مصائب بر بنی اسرائیل آغاز گشت.

آنها هم در انتظار قیام قائم خود،حضرت موسی(ع) بودند و می دانستند که تا

 چهارصد سال بایستی فشارها را تحمل کنند تا فرجشان برسد.

 حدود110سال گذشت،در این هنگام موسی به دنیا آمد و بنی اسرائیل

 به واسطه عالمی که داشتند،خبردار شدند که ایشان متولد شده است.

وعلائم ظهور حضرتش را دیدند و در جستوجویش برآمدند،

امّا چون در خانه فرعون پرورش می یافت اثری از او نمی یافتند

. از طرفی وقتی فرعون متوجه شد که بنی اسرائیل منتظر پیامبرشان هستند،

بر فشار واّیت آنان افزود و حتی درصدد دستگیری فقیه و عالمشان برآمد؛

لذا او هم خود را مخفی کرد.در این هنگام که بلاهای بنی اسرائیل

شدّت پیدا کرده بود و از ایشان چون بردگان کار می کشیدند،بنی اسرائیل

با عالم خود ارتباطی بر قرار کردند و پیام دادند که ما همیشه در سختیها

خودمان را با کلمات و سخنان تو تسکین و آرامش می دادیم،حال

که مخفی شده ای و برایمان«حدیث»نمی گویی چه کنیم؟

قرار گذاشتند که به بیابان مشخصی بروند و در آن جا مجلسی تشکیل دهند

و ایشان راجع به موسی(ع) برایشان شخن بگوید. در آن مجلس که شبی مهتابی

برگزار شد،آن فقیه اوصاف حضرت را بیان می کرد و از نزدیک شدن ظهورش

 خبر می داد.در این بین موسی(ع) که جوانی28 ساله بود،سوار بر استری  که

 رویش  پوست خز بود،به نزدشان آمد.او که به همراه جمعی از فرعونیان برای

 تفریح از کاخ سلطنتی خارج و خودش را از آن جمع کنار کشیده بود،به طرف بنی

 اسرائیل آمده بود.وقتی آن عالم ایشان را دید،حضرتش را شناخت،لذا از جا

برخاست  و خود را بر پاهای او انداخت و آنها را بوسید و عرضه

داشت:«خدا را شکر که از دنیا نرفتم و شما را زیارت کردم».

بنی اسرائیل تا این منظره را دیدند،دانستند که آن شخص همان قائم

آنهاست،پس خود را در درگاه الهی به خاک مذلت انداخته و سجده نمودند

و او را شکر کردند.در این جا موسی (ع)فقط فرمود:«امیدوارم خدای تعالی

فرج شما را تعجیل فرماید».

واز چشم آنها مخفی شد.این اولین غیبت حضرت موسی

از اهل و قومش بود که28سال طول کشید.از این به بعد غیبت دوم

آن حضرت شروع شد و حدود45سال به همین منوال گذشت.در این زمان

که سنّ ایشان به حدود 70رسیده بود روزی یک«قبطی»(1)را که با یک

اسرائیلی درگیر شده بود کشت  واین قضیه روز بعد برای او  گرفتاری

درست کرد،به طوری که مجبور  شد از آنجا فرار کند و به «مدین»برود.

در آن جا10سال در خدمت«شعیب»بود و پس از آن به سمت مصر بازگشت.

از طرفی در این مدت فشار ها بر بنی اسرائیل بیشتر شد و اوضاع بر آنها

سخت تر می گذشت،به طوری که  دوباره آن شخص فقیه مخفی شد.

باز بنی اسرائیل سراغ او رفتند و گفتند:«ما نمی توانیم مخفی بودن تو

را تحمل کنیم».این بار ها به بیابانها رفتند،او هم آنان را با کلمات خویش

آرامش داد،ولی تصمیم گرفتند که40روز در درگاه الهی گریه و زاری کنند

تا خدا برای آنان فرجی برساند این کار را تا 39روز انجام دادند،در

شب چهلم آن فقیه به آنان اعلام کرد که خداوند :«چهل سال دیگر فرج

خواهد رسید».تمام بنی اسرائیل به خاطر این نعمت بزرگ و فرج و

گشایش الهی که موجب شده بود بیش از 150سال از غیبتشان کم شود،

خدای را شکر و سپاس گفتند و زبانشان به حمد او گویا شد.خدای متعال

 توسط آن فقیه وحی فرستاد که:«من به خاطر این سپاسگزاری و شکر

 بنی اسرائیل ،ده سال دیگر از مدّت غیبت را کم کردم و فرجشان تا

سی سال دیگر می رسد».این بار بنی اسرائیل  در مقام سپاسگزاری گفتند:

هر نعمتی که به ما می رسد از ناحیه خدای مهربان است.باز خدای تعالی

 وحی فرستاد که:«به ایشان بگو:من ده سال دیگر از آن مدت را کم کردم و

 فرجشان بیست سال دیگر می رسد».بنی اسرائیل مجدداً عرضه داشتند:

هیچ کس جز خدای منّان نمی تواند به کسی خبری برساند».این بار هم 

مورد  لطف پروردگار قرار گرفتند و وحی آمد که:«من مدت باقیمانده را

فقط ده سال قرار دادم ».در این هنگام بنی اسرائیل که طبعاً از شدّت شوق و

 شادی صدایشان به گریه و رازی بلند شده بود عرضه داشتند:بدیهارا

هیچ کس غیر از خدا نمی تواند رفع کند.وحی رسیدکه:«ناراحت نباشید؛

من همین الآن اجازه دادم که فرجتان برسد».این جا بود که حضرت موسی(ع)

با سنّی نزدیک80سال سوار الاغ،از دور ظاهر گردید.در آن زمان ایشان

تازه از مدین برگشته بود.وقتی که به جمعیت رسید،سلام کرد.

آن فقیه حضرت را شناخت،اما می خواست بنی اسرائیل هم به ایشان

شناختی پیدا کنند،لذا عرض کرد:

اسم شما چیست؟

فرمود:«موسی».

عرضه داشت:فرزند که هستی؟

فرمود:«پسر عمران»

پرسید:کدام عمران؟

فرمود:فرزند«قاهث بن لاوی بن یعقوب».

عرض کرد:برای چه تشریف آورده اید؟

فرمود:«من الآن با رسالت الهی آمده ام و مبعوث شده ام».

در این جا آن فقیهِ با معرفت و وظیفه شناس از جا برخاست و

دست حضرت را بوسید و ایشان هم وارد جمع بنی اسرائیل شد و

 نشست و با حضور خود و فرمایشات خویش آنان را خشنود کرد و

 دستورات لازم را داد. بعد هم به آنها فرمود:«متفرّق نشوید».

و از همین زمان ظهور حضرت موسی آغاز شد،که البته فرج نهایی

 بنی اسرائیل  زمان غرق شدن فرعون بود که پس از40سال اتفّاق افتاد

 و تا آن وقت باز هم بنی اسرائیل در فشار فرعونیان بودند،ولی به خاطر

 حضور حضرت موسی این فشارها کمتر شده بود...(2)

 

غیبت جمعی از انبیاء و حجج الهی

در بین انبیاء و حجج الهی تعداد دیگری هم با مدّتهای متفاوت به

انحاء مختلفی غیبت داشته اند.از جمله می توان نام این بزرگواران

را ذکر کرد:

حضرت ابراهیم(ع).

حضرت خضر(ع).

جناب ذوالقرنین.

حضرت سلیمان(ع).

آصف برخیا(وصی سلیمان(ع)).

حضرت دانیال(ع).

حضرت یوسف(ع).

حضرت عُزَیر(ع).

و بعد از ایشان باز هم حجج الهی غائب می شده اند تا زمان ظهور

حضرت یحیی(ع) رسد که ایشان فرمودند:

       «محن الصالحین انّما کانت لذنوب بنی اسرائیل».(3)

  «مصائب و بلاهای صالحان،جز به خاطر گناهان بنی اسرائیل نبود».

بنابراین بعضی از انبیاء و حجج الهی مدّتی از قوم خویش فاصله گرفتند

و از دیده آنان غائب شدند.و عّلت نقل این مطلب آن است که،اوّلاً بدانی

م که امر غیبت موضوع تازه ای نیست  و در امّتهای گذشته وجود داشته،

جز این که گاهی صد ها سال طول کشیده و گاهی کمتر که به عنوان مثال،حضرت یونس(ع) تنها چهار هفته غیبت داشته اند.ثانیاً برای این که،

بدانیم این بزرگواران چرا غائب شده و امّت خویش را ترک کرده اند؟

چون اگر این مطلب معلوم شود،می توانیم بفهمیم که خواست خدا از

غیبت امام زمان(ع) چیست.به عبارت واضح تر  باید گفت که یکی از

علت های غیبت امام زمان(ع) این است که خدا می خواسته به همان

دلیلی که انبیای گذشته را غائب  کرده،ایشان را هم غائب کند،و

امام صادق (ع) هم فرمودند که:«این برنامۀ خدا بر انبیاء،سرّی داشته

که اجازه ندارند آن را به ما بگویند.»حال اگر ما خودمان داستان

غیبت آنها را بدانیم و دلیل غیبت آنان را کشف کنیم،آن سرّ الهی را

فهمیده ایم،یعنی متوّجه شده ایم که چرا خدا آنها را غائب کرده است.

وقتی این مطلب را فهمیدیم،آن جاست که معلوم می شود که خدا چرا

امام زمان ما را هم غائب کرده است و یکی دیگر از علّت های غیبت

برایمان واضح می شود.پس باید همان قضایا را با دقت بیشتر و بررسی کاملتری مرور کنیم و علت را به دست آوریم.

 

 بررسی علّت غیبت حضرت موسی)ع)

همان طوری که گفته شد حضرت موسی(ع)

 نزدیک80سال از

 بنی اسرائیل مخفی بود و قوم ستمدیده او منتظر ظهورش بودند.

ناگفته نماند که بررسی حکایت غیبت ایشان هم کمک زیادی به ما

 خواهد کرد،به خصوص که اولاً در بعضی از احادیث آمده است

که تمام اتّفاقاتی که در بنی اسرائیل واقع شده است،در امّت اسلامی

هم به وقوع خواهد پیوست،«حَذوَ النَّعلِ بِالنَّعل» (4)؛

«بدون هیچ کم و کاستی».

ثانیاً در انتهای قضیّه بنی اسرائیل،که حدیث آن را در همین فصل

 خواهیم خواند ،امام صادق(ع) ما را به بنی اسرائیل تشبیه کرده و

فرموده اند که،

«اگر شما شیعیان هم،مثل بنی اسرائیل در درگاه الهی ضجّه و زاری

کنید،خدای تعالی فرج ما را می رساند».

پس در این مورد فوائدی هست که در مورد دیگر نیست.لذا باید با

دقت بیشتری آن را بررسی کرد.

امام صادق(ع) در ضمن حدیثی علّت غیبت حضرت موسی  را

این طور بیان کرده اند:

أوحی الله إلی ابراهیم(ع)«إنه سیولد لک» فقال لسارة.فقالت:

]ءألد و أنا عجوز [(5) فاوحی الله الیهأنها ستلد وو یعذّب أولادها

أربعمأة سنة بردّها الکلام علیّ».قال(ع) :«فلما طال علی بنی اسرائیل

العذاب،ضجّوا وبکوا الی الله أربعین صباحاً،فأوحی الله الی موسی و هارون

یخلّصهم من فرعون.فحطّ عنهم سبعین و مأة سنة».قال:فقال أبوعبدالله)ع)،

«هکذا أنتم،لو فعلتم لفرج الله عنّا فأما اذ لم تکونوا فان الأمر ینتهی الی

منتهاه».(6)

«خدای تعالی به ابراهیم وحی فرستاد که:«به زودی صاحب فرزندی

خواهی شد».ابراهیم این مطلب را به همسرش ساره فرمود.ساره گفت:

«آیا من فرزندی بیاورم،در حالی که پیرزنی بیش نیستم(مطلب به نظرش

 حتی برای خدا تعالی هم غیر ممکن رسید).خدای تعالی فرمود:«به زودی فرزندی به دنیا می آورد و فرزندان او(بنی اسرائیل)تا400سال معذّب

خواهند شد،به خاطر این که کلام مرا رد کرد(به این که فرزند آوردن

را در این سن،حتی برای خدای قادر نیز غیر ممکن تصور نمود).

وقتی عذابها بر بنی اسرائیل طولانی شد،چهل روز ضجّه و زاری کردند،

پس خدای تعالی به موسی و هارون وحی فرستاد که:«آنها را از دست

فرعون رهایی می بخشد».و صد و هفتاد سال از عذاب چهارصد ساله

 آنها تخفیف داد. همین طور هستید شما شیعیان،که اگر این کار را بکنید

(گریه و ناله و زاری در درگاه الیه)خدای تعالی فرج ما را می رساند.

و اما اگر این کار را نکنید،امر غیبت تا آخرین مدت خود به طول خواهد انجامید.

با دقت در این حدیث معلوم می شود که مطلب در این جا هم مثل جریان

 ادریس و یوسف است؛یعنی هیچ دلیلی را که برای ما نامعلوم است خدا

برای غیبت موسی(ع) در نظر نداشته است،مخصوصاً با توجه به این

که حضرت صادق(ع) در آخر حدیث فرموده اند:

«اگر شما شیعیان هم مثل بنی اسرائیل در درگاه الهی ضجه و زاری

 کنید،خدای تعالی فرج ما را می رساند.»

پس علت غیبت حضرت موسی(ع) متولد نشدن ایشان بوده

 نه چیز دیگر.لذا اگر بخواهیم بگوییم که امام زمان(ع)  هم در حال

حاضر به همان دلیل غائب هستند،مطلب صحیح نیست،چون ایشان

بیش از هزار سال پیش متولد شده اند و این  که حضرت صادق(ع)

 فرموده اند که اجازه بیان علت غیبت موسی را که امام ما هم به همان

 دلیل غائبند ندارد،مشکلی ایجاد نمی کند.البته ذکر این نکته لازم است

که چون حضرت موسی غیبت دومشان از سن28 سالگی شروع شد و

علت آن معلوم نیست،ممکن است تصور شود که به همان دلیل نامعلوم

امام ما هم غائبند.در جواب عرض می کنیم که:این مطلب ضرری به

نمی زند،چون به ما فرموده اند که«شما هم اگر دعا کنید،خدا فرجتان

را می رساند»که معلوم می شود که دلیل آن هر چه بوده با دعای آنها

 رفع شده است و برای ما هم موضوع به همین صورت است.

پس علت آن خدا نبوده،بلکه هرچه بوده به خودشان برمی گشته

 و با در خواست خودشان هم از بین رفته است.

  بنابراین چون خود بنی اسرائیل در رفع غیبت موسی(ع)  اثر

مستقیمی داشته اند پس غیبت امام ما هم باید به همان دلیل باشد

 که با درخواست ما شیعیان بر طرف خواهد شد.

پس معلوم می شود که خدا هیچ دلیل نامعلومی برای غیبت موسی

 در نظر نگرفته است که نخواهد آن را به ما بگوید،و بر فرض هم

 که این طور باشد،ما خودمان آن علت را کشف کرده ایم و همان

طوری که واضح است،مهم این است که بفهمیم شروع غیبت از

کجا بوده،تا الآن در فکر رفعش باشیم.و در نهایت به دست می آید

 که این عامل هم مربوط به خدا نیست ولو آن که گفته اند از اسرار

 الهی است.(7)

 

پایگاه جامع مذهبی و مهدوی

                                                                        منتظران حضرت

 

 

 

منابع:

همان فرعونیان که از قوم او هستند.

ماجرای غیبت و ظهور حضرت موسی(ع)  را از کنار هم گذاشتن چند آیه و

حدیث به این صورت در آوردیم.مدارک این آیه و احادیث از این قرارند:

سوره هود،آیه72.کمال الدین،ج1،ص145،ح12،وص152،ح14.بحارالانوار

،ج52،ص131،ح34.از تفسیر عیّاشی،ج2،ص154.

کمال الدین،ج1،ص158،سطر15.

بحارالانوار،ج28،ص14،ح22،وص30،ح37.

سوره هود،آیه72.

بحارالانوار،ج52،ص131،ح34.از تفسیر عیّاشی،ج2،ص154.

مطلع الفجر ص61-67 و 79-75.

 

 





طبقه بندی: امام زمان(عج)، مهدویت، انتظارات امام زمان(عج) از جوانان، انبیاء،
[ یکشنبه 3 شهریور 1392 ] [ 03:31 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]