تبلیغات
منتظران حضرت - شباهت غیبت حضرت یوسف(ع) با غیبت امام زمان(ع)

منتظران حضرت

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه

شباهت غیبت حضرت یوسف(ع) با غیبت امام زمان(ع)


m



 


شباهت غیبت حضرت یوسف(ع)


با غیبت امام زمان(ع)

 

 

                                        

                                                                


 

 برگرفته شده از فصل اول کتاب انتظارات امام زمان(عج)از جوانان


شباهت های امام زمان(ع)با حضرت یوسف(ع)

 

حدیث دوم:سدیر صیرفیرمی گوید:با عده ای از اصحاب و یاران امام صادق(ع) در محضر مبارک و نورانی آن حضرت بودیم.

سخن از امام زمان(ع) به میان آمد،امام صادق این جمله را به سدیر صیرفی و ابی بصیر و دیگران فرمود:

«إنّ فی صاحب هذا الأمر لشبهًا من یوسف»(1):صاحب این امر یعنی امام زمان(ع) شباهتی به حضرت یوسف دارد.

می گوید:ما عرض کردیم:یابن رسول الله!امام زمان(ع) به حضرت یوسف چه شباهتی دارد؟فرمود:شباهتش این است که

 برادران حضرت یوسف به خاطر ابتلا به قحطی و خشکسالی به سرزمین مصر آمدند،وارد بر حضرت یوسف شدند.

آن ها خیال می کردند حضرت یوسف نخست وزیر مصر است،نه برادر خودشان و بر این تصوّر

 وباور بودند که برادرشان فوت کرده است.وارد بر حضرت یوسف شدند.

«قالُوا یا أّیُّهَا العَزیزُ مَسَّنا وَ أَهلَنَا الضُّرُّ وَ جِئنا بِبِضاﻋَﺔٍ مُزجاﺓٍ فَأَوفِ لَنا الکَیلَ وَ تَصَدَّق عَلَینا إِنَّ اللهَ یَجزِی المُتَصَدِّقینَ».(2)

به یوسف عرض کردند:ای عزیز و ای نخست وزیر!به ما پریشانی و قحطی و فقر رسیده است،ما را دریاب.

ما را کمک کن.خدا صدقه دهندگان را جزای خیر خواهد داد.حضرت یوسف وقتی نگاهش به برادرانش افتاد.دید عجب!

این ها برادرانش هستند.از سرزمین کنعان آمده اند. حضرت یوسف برادرانش را شناخت،امّا آن ها یوسف را نشناختند.

یوسف(ع)فکر کرد که اگر یک مرتبه بگوید من یوسفم،بر آن ها شوک وارد می شود و اوضاع ناجور خواهد شد؛

یا فرار می کنند،یا سکته می کنند،چون نمی شود یک مرتبه خبر ناگوار یا خوش را به

 شخصی داد،لذا حضرت یوسف نقشه کشید،اولین نقشه اش این است که بنیامین،برادر پدر و مادری اش را نگه دارد.(3)

لذا به بنیامین گفت:ناراحت نباش من یوسفم،اگر تو را نگه داشتم می خواهم به برادرانم به فهمانم که من چه کسی هستم.

آن ها رفتند،بعد از مدتی آمدند،مهمان یوسف شدند، حضرت یوسف(ع) برای این که آن ها را متوجّه کند سوالاتی را مطرح کرد.

فرمود:شما از کجا آمدید؟گفتند:

از کنعان.شغلتان چیست؟پدرتان چه کاره است؟گفتند:ما یک پدری داریم که پیرمرد فرتوت و قدخمیده است.او حضرت یعقوب پیغمبر است.

گفت:«ما فعلتم بیوسف و أخیه»:با یوسف و برادرانش بنیامین چه کردید؟

چه بلایی به سرشان آوردید؟گفتند:عجب!نخست وزیر و خبر از یوسف،این کجا و یوسف کجا.

یک مرتبه سوال کردند«ءانّک لأنت یوسف؟»:تو یوسفی؟ «قال أنا یوسف»:گفت بله،من همان یوسفم که مرا در درون چاه انداختید. 

امام صادق(ع)فرمود:برادران یوسف،یوسف را دیدند و لکن نشناختند.به خاطر گناه،به خاطر رذیلۀ اخلاقی حسادت.گناه آمد پرده بر فطرت،

بر زیرکی و کیاست آن ها افکند.نتوانستندحضرت یوسف را بشناسند.

آن گاه امام صادق(ع)فرمود:وقتی برادران یوسف پیغمبر زاده و خردمند بودند و نسلشان از نسل انبیا بود و قبلاً هم یوسف را دیده بودند و

 او را نشناختند،از این مردم چه انتظار که با این همه گناه با این همه رذایل اخلاقی،

 می خواهند امام زمان(ع) را ببینند و بشناسند؟فرمود:مردم مانند برادران حضرت یوسف امام زمان(ع)

 را می بینند،در جمکران می بینند،در بازار می بینند،در مجلسشان می بینند،در خیابان و شهرستان می بینند.فرمو:به خدا قسم امام زمان(ع)

روی فرش مجالس مردم راه می رود،در کوچه و خیابان و بازار میان مردم راه می رود،

مردم امام زمان را می بینند،ولکن نمی شناسند.امّا امام زمان آن ها می شناسد.

امام صادق(ع)فرمود:وقتی امام زمان(ع)ظهور بفرماید، مردم با انگشتشان اشاره می کنند،می گویند:ما این آقا را در شهردیده ایم،

زیارتش کرده ایم،در جمکران دیده ایم،در حرم دیده ایم،در مکه دیده ایم،

در مدینه دیده ایم،در نجف و کاظمین و کربلا و سامرّا دیده ایم،ولکن نشناختیم.

پس این حدیث نیز می گوید:باب ملاقات و زیارت آقا امام زمان(ع) را بشناسند.او امام آن هاست.با او سخن بگویند،از او تقاضا کنند و 

خواستی داشته باشند.

امام صادق(ع) درباره امام زمان(ع) می فرماید:«وَلَو أَدرَکتُهُ لَخَدَمتُهُ أَیّامَ حَوتی»(4).منِ امام صادق اگر حیات و زندگی امام زمان (ع) 

را درک می کردم،خدمتکار امام زمان می شدم.در خدمتش بودم،در محضرش بودم و فرمان او را اجرا می کردم.

عّلامه مجلسی(قدس سره)در کتاب زادالمعاد می فرماید:دعای ندبه از امام صادق(ع) است.هفت مرتبه امام صادق(ع) به امام زمان(ع)

 می گوید فدایت شوم:

«بِنَفسی اَنتَ مِن مُغَیَّبٍ لَم یَخلُ مِنّا،بِنَفسی اَنتَ مِن نازِح ما نَزَحَ عَنّا،بِنَفسی اَنتَ اُمنِیَّةُ سائِقٍ یَتَمَنّی،مِن موُمِنٍ وَ مُومِنَةٍ ذَکَرا فَحَنّا»(5):

به قربانت گردم یابن الحسن،جانم به فدایت ای غایب گشنه ای که «لم یخل منّا»:از ما جمعیت بیرون نیستی؛در میان ما مردمی و در میان

 ما مردم زندگی می کنی.جانم به فدایت یابن الحسن،ای آقایی که ما تو را دور می پنداریم،ولی«ما نزچ عنّا»:تو از ما دور نیستی.

این جملات نیز تأیید این مطلب است که غیبت امام زمان به این معنا نیست که امام زمان در کوه هاست،امام زمان در بیابان هاست،

امام زمان در دور دست هاست و امام زمان از ما فاصله دارد و ما او را نمی توانیم زیارت بکنیم بلکه آن حضرت به ما نزدیک است.(6)

1.       1.   بحارالانوار،ج52،ص154.

2.      2.    سوره یوسف،آیه88.

3.     3.     بنیامین برادر و مادری حضرت یوسف(ع)بود.بقیه برادران فرزندان حضرت یعقوب از طریق پدر بودند ولی از مادر یکدیگر جدا بودند.

4.      4.    بحارالانوار،ج51،ص148.

5.      5.    مفاتیح الجنان،دعای ندبه.

6.       6.   کتاب چهارده گفتار پیرامون ارتباط روحی با حضرت مهدی(ع)ص15.

 





طبقه بندی: انبیاء، امام زمان(عج)، مهدویت، انتظارات امام زمان(عج) از جوانان،
[ جمعه 1 شهریور 1392 ] [ 02:40 ب.ظ ] [ منتظران حضرت ] [ نظرات() ]