تبلیغات
منتظران حضرت - لشگر سفیانی و فرو رفتن در زمین!

منتظران حضرت

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه

سفیانی

اگر داستان قارون و ثروت حیرت آورش را شنیده باشید، می دانید که سپاه سفیانی نخستین لقمه ای نیست که توسط زمین بلعیده می شود!

قارون که از ثروتمندان جاهل هم دوران با حضرت موسی (علیه السلام) بود، با ثروت و قدرت نمایی اش چنان بر زمین خدا راه می رفت که مردم انگار می کردند خداست! همین شد که خدای قادر متعال به زمین دستور داد این موجود کوچک و آسیب پذیر را ببلعد تا عبرتی شود برای همه ی متکبران و مستکبران!

سفیانی که در روایات از علائم حتمی ظهور به شمار می آید دومین فردی است که از زمین ضربه ی سختی خواهد خورد و این وعده، حتمی است.

سفیانی پس از تصرف شام و عراق و پس از آنکه هزاران زن و کودک و بی گناه را به خاک و خون کشید، طی نامه ای به فرمانده اش در کوفه دستور می دهد که سواران آنجا را نیز از دم تیغ بگذرانند. خود سفیانی با سپاهی چهل هزار نفره وارد مدینه النبی می شود، آرامگاه زیبای نبی گرامی اسلام (صلوات الله علیه) را خراب می کند و در مدینه آن می کند که نعوذاً بالله! (1)

او حتی شکم زنان را می درد تا جنین آنها را از دم تیغ بگذراند. (2) او بسیاری از شیعیان را به خون رنگ می کند و دو تن از آنان را بر دار می آویزد که می گویند عموزادگان «نفس زکیه» هستند. (3)

در این زمان حضرت مهدی (عج) در مدینه به سر می برد و مجبور می شود با نگرانی و اضطراب از مدینه بگریزد و وارد مکه شود. (4)

چند لحظه دست نگه دارید! فکر کنید! بارها و بارها شنیده اید حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه) زمانی ظهور می کند که زمین پر از ظلم و جور شده باشد! خبر خوب همین لحظه ی بحرانی از راه می رسد. پس از اینکه منجی عالم به مکه رسیدند خداوند اجازه می دهد که نهضت خود را آغاز کنند.

چوپانی که در آن حوالی گوسفندهایش را برای چرا بیرون آورده است وقتی سپاه را می بیند که به سمت مکه می رود، می گوید: وای بر مکیان! چه سپاهی به سمت آنها می آید. او به خانه اش می رود و وقتی برمی گردد می بیند هیچ سپاهی در آنجا نیست. قسمتی از پارچه ی لباس سربازان را می بیند که بیرون از خاک است، هر چه آن را می کشد می بیند بیرون نمی آید، می فهمد زمین آنها را در خود فرو برده است.این چوپان خبر را برای بقیه می برد

در همان حال که سفیانی در حال قتل و غارت است در چند کیلومتری مدینه، در مکه، حضرت مهدی (عج) با تکیه بر خانه ی حق، ظهور خویش را اعلام می کند. سفیانی افسار گسیخته، سپاهی را از شام به طرف مکه گسیل می کند. (5)

اشتباه سفیانی همین جاست! مکه حرم امن الهی است.

سپاه سفیانی در مسیر آمدنش به بیابانی می رسد، خداوند عزیز، فرمانی صادر می کند: ای زمین! این جمعیت ستمگر را در خود فرو ببر! (6) «فإذا قضی امراً فیقول له کن فیکون» (زمانی که به آن می گوید باش و می شود)

چوپانی که در آن حوالی گوسفندهایش را برای چرا بیرون آورده است وقتی سپاه را می بیند که به سمت مکه می رود، می گوید: وای بر مکیان! چه سپاهی به سمت آنها می آید. او به خانه اش می رود و وقتی برمی گردد می بیند هیچ سپاهی در آنجا نیست. قسمتی از پارچه ی لباس سربازان را می بیند که بیرون از خاک است، هر چه آن را می کشد می بیند بیرون نمی آید، می فهمد زمین آنها را در خود فرو برده است. (7) این چوپان خبر را برای بقیه می برد. (8)

در این میان تنها دو نفر از سپاه زنده می مانند که در روایات با نامهای «بشیر» (بشارت دهنده) و «نذیر» (ترساننده) یاد شده است. (9) این دو نفر برای آن زنده می مانند که خبر را به گوش سفیانی و سپاه امام زمان (عج) برسانند. این دو بخت برگشته، که نجات پیدا می کنند، صورتشان به پشت برگرداننده می شود. به این علت که جبرئیل به صورت آنها سیلی می زند. (10)

قارون که از ثروتمندان جاهل هم دوران با حضرت موسی (علیه السلام) بود، با ثروت و قدرت نمایی اش چنان بر زمین خدا راه می رفت که مردم انگار می کردند خداست! همین شد که خدای قادر متعال به زمین دستور داد این موجود کوچک و آسیب پذیر را ببلعد تا عبرتی شود برای همه ی متکبران و مستکبران!

در این وقت نذیر با آن هیبت وحشتناک خبر را به سفیانی می رساند و باعث ایجاد ترس و وحشت در دل آنان می شود و خودش می میرد. بشیر نیز خبر خوش را به سپاه امام (عج) می رساند و مسلمان می شود. حضرت حجت (عج) نیز به او لطف می کند و چهره اش را به حالت قبل در می آورد. (11)

فایده ی این صورت برگشته این است که وقتی سفیانی، نذیر را می بیند حرف او را باور می کند. (12)

اینجا، پایان کار سفیانی است. سپاهی از او به بیابان فرو رفته، برخی از سپاهیانش توسط نیروهای یمانی و سیدخراسانی زمین گیر شده اند و خودش مانده و سپاهی کوچک و دلی پر ترس.

این است معنای آیه ی «و اگر ببینی هنگامی که آنان وحشت زده اند و دیگر آنها را راه گریزی نیست و از مکانی نزدیک گرفته می شود» (13)

«انّ الله لا یخلِفُ المیعاد» (14)

نکته: محض مطلع شدن خودتان می گوییم که به این واقعه «خسف بیداء» و یا «فرو رفتن در بیدا» نیز می گویند. بیداء مکانی است بین مکه و مدینه که آب و هوایش، بیابانی است. (15)

 

پی نوشتها:

1.نسخه ی خطی ابن حماد، ص 88

2.همان

3.کورانی، علی، عصر ظهور، ص 140

4.بحار، ج 52، ص 222

5.منتخب الاثر، ج3، ص 91

6.الساده، مجتبی، شش ماه پایانی، ص 190

7.بشارة الاسلام، ث 184

8.نسخه ی خطی ابن حماد، ص 90

9.همان، ص 91؛ منتخب الاثر، ج3، ص 91

10.همان،

11.نسخه ی خطی ابن حماد، ص 91؛ شش ماه پاپانی، ص 190

12.همان

13.غیبت نعمانی، ص 163

14.سوره ی عمران، آیه ی 9 (خداوند از وعده اش سرباز نمی زند)

15.لغت نامه ی مجازی دهخدا

 

 

منابع:

1.کورانی، علی، عصر ظهور

2.الساده، مجتبی، شش ماه پاپانی

3.آخرین نشانه های ظهور، از سری کتب چهل حدیث موعود

4.پارس قرآن مجازی

بخش مهدویت تبیان